برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1272 100 1

prince charming

واژه prince charming در جمله های نمونه

1. On the stroke of midnight, Prince Charming turned back into a rat.
[ترجمه ترگمان]در وسط نصف شب شاهزاده زیبا به یک موش تبدیل شد
[ترجمه گوگل]در سقوط نیمه شب، شاهزاده Charming به یک موش تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. To begin with he was Prince Charming.
[ترجمه ترگمان]از آغاز کارش با شاهزاده جذاب بود
[ترجمه گوگل]برای شروع او شاهزاده جذاب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'm still waiting for my Prince Charming!
[ترجمه ترگمان]من هنوز منتظر شاهزاده جذاب هستم!
[ترجمه گوگل]من هنوز منتظر شاهزاده جذاب هستم!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Did you think you'd meet Prince Charming on a blind date?
[ترجمه ترگمان]فکر کردی با شاهزاده جذاب قرار ملاقات داری؟
[ترجمه گوگل]آیا شما فکر می کردید که شاهزاده Charming را در تاریخ کور دیدار می کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه prince charming به انگلیسی

prince charming
• man who fulfills a woman's romantic expectations

prince charming را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

setare
مرد ایده آل
ترانه
شاهزاده رویاها
rosganak
مرد ايده آل,شاهزاده جذاب
rosganak
مرد ايده آل ،شاهزاده جذاب
يار دلواري
پرنس جذاب
l am eagerly look on face moon forward meeting you
بیصبرانه مشتاق دیدار روی ماهت هستم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی prince charming مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )