انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1092 100 1

pristine

تلفظ pristine
تلفظ pristine به آمریکایی/ˈprɪstin/ تلفظ pristine به انگلیسی/ˈprɪstiːn/

معنی: پیشین، تر و تازه، اولی، طبیعی ودست نخورده
معانی دیگر: ناب، بی غل و غش

بررسی کلمه pristine

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of, pertaining to, or characteristic of the earliest period or original condition.
مترادف: primary, primeval, primitive
مشابه: early, natural, original, prehistoric, prime, primordial, virgin

- In its pristine state, the prairie was filled with numerous types of grasses and an abundance of wild flowers.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در حالت اولیه، چمن با انواع زیادی از چمن‌ها و بسیاری از گل‌های وحشی پر شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در حالت بکر آن، پریری با انواع متعددی از گیاهان و فراوانی گل های وحشی پر شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: pure, fresh, or clean as new; unspoiled or unsullied.
مترادف: unblemished, undefiled, unpolluted, unsullied, virgin, virginal
متضاد: beaten, dirty, foul, spoiled, timeworn
مشابه: clean, fresh, immaculate, natural, pure, spotless, stainless, uncontaminated, undamaged, unspoiled, untarnished

- After months spent trekking in the pristine wilderness, the city seemed a noisy, crowded, polluted place.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بعد از ماه‌ها پیاده‌روی در زمین‌های بکر و بکر، شهر شلوغ و شلوغ و آلوده به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] پس از گذراندن چند ماه در این بیابان بی نظیر، این شهر به نظر می رسید مکان پر سر و صدا و شلوغ و آلوده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The used car had hardly any mileage on it and was in pristine condition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اتومبیل دست‌دوم به ندرت از آن عبور می‌کرد و در شرایط بکر بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ماشین مورد استفاده تقریبا هیچ مسافت پیموده ای روی آن نداشت و در شرایط بی نظیر قرار داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه pristine در جمله های نمونه

1. pristine beauty
ترجمه زیبایی بی‌خدشه

2. a layer of pristine snow covered the ground
ترجمه برف تازه و دست نخورده‌ای زمین را پوشانده بود.

3. We've just moved into our pristine new offices.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما تازه به دفتر جدید خودمان نقل‌مکان کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما فقط به دفاتر جدید بی ادبیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. My gargantuan, pristine machine was good for writing papers and playing solitaire, and that was all.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این ماشین عظیم و قدیمی من برای نوشتن مقالات و ورق‌بازی خوب بود، و این همه چیز بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماشین منحصر به فرد من، برای نوشتن مقالات و بازی یک نفره خوب بود و این همه چیز بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He wasn't about to blemish that pristine record.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او قصد نداشت آن سابقه باستانی را از بین ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در مورد ضرب و شتم نیست که ضبط شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The car has been restored to pristine condition .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این خودرو به شرایط بکر بازگشته است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ماشین به حالت پیش پا افتاده بازگشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The ground was covered in a pristine layer of snow.
ترجمه کاربر [ترجمه فاطمه] زمین پوشیده از برفِ دست نخورده بود.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمین پوشیده از برف بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زمین در یک لایه ی برفی پوشیده شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The car is in pristine condition .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین در شرایط بکر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خودرو در وضعیت بی نظیر قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He passed her a pristine handkerchief and waited.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دستمال خود را برداشت و منتظر ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک دستمال باریک را گذراند و منتظر بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. An absolute pristine typical Redesmere roach of old, complete with dab of orange under its chin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک ماهی کوچک و کاملا بکر با یک رنگ نارنجی از رنگ نارنجی در زیر چانه‌اش
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرخ مایل به قرمز، معمولی بی نظیر معمولی Redesmere قدیمی، کامل با دنگ نارنجی تحت چانه اش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Encrypted discs will now prohibit pristine copies to videotape.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون دیسک‌های رمزنگاری شده نسخه‌های اولیه را به نوار ویدئویی ممنوع خواهند کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیسک های رمزگذاری شده در حال حاضر کپی های ناپیوسته به فیلم را ممنوع می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Beyond the pristine beaches are rain forests.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فراتر از سواحل دست‌نخورده، جنگل‌های بارانی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فراتر از سواحل بکر، جنگل های بارانی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. It is a pristine waterway and kept that way by the many thoughtful campers that use the faculties along the way.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک راه آبی بکر است و آن راه را توسط بسیاری از افرادی که فکر می‌کنند در طول مسیر از دانشکده‌ها استفاده می‌کنند، حفظ کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک آبراه نابالغ است و توسط بسیاری از اردوگاه های متفکر که از دانشکده ها در طول مسیر استفاده می کنند، در این راه نگهداری می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Flora blew her nose into the pristine handkerchief, scrunched it into a ball and threw it on to the linoleum floor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فلورا بی‌نیش را در دستمال پاک کرد، آن را مچاله کرد و روی زمین کف‌پوش لاستیکی انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فلور بینی خود را به دستمال باریک انداخت، آن را به یک توپ انداخت و آن را به کف مشمع کف اتاق زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف pristine

پیشین (صفت)
a priori , prior , former , previous , antecedent , olden , primitive , leading , fore , pristine , primeval
تر و تازه (صفت)
fresh , brand-new , pristine , span-new
اولی (صفت)
prior , pristine
طبیعی ودست نخورده (صفت)
pristine

معنی کلمه pristine به انگلیسی

pristine
• ancient, primitive; pure, immaculate; unrefined, unpolluted
• something that is pristine is new or as good as new because it is in an extremely clean condition; a formal word.

pristine را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علیرضا بارگاهی ١٥:٤٣ - ١٣٩٦/١٠/٢٦
بکر
|

فرهاد سليمان‌نژاد ٢١:٣٨ - ١٣٩٨/٠٤/٢٣
بي‌عيب و نقص
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سعید ترابی > break up
هادی > اراد
گل پری > گل پری
محمدرضا > Amenagement
Mn > guantily
محمد علی یزدانی فر > settling basin
09166128817 > چید
B/love/S > defend

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی pristine
کلمه : pristine
املای فارسی : پریستین
اشتباه تایپی : حقهسفهدث
عکس pristine : در گوگل


آیا معنی pristine مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )