برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1326 100 1

proband


رجوع شود به: propositus

واژه proband در جمله های نمونه

1. These patients served as probands in the present study.
[ترجمه ترگمان]این بیماران در مطالعه حاضر به عنوان probands خدمت کرده‌اند
[ترجمه گوگل]این بیماران در مطالعه حاضر به عنوان پرونده ها خدمت می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The parents of a proband are obligate heterozygotes and therefore carry one mutant allele.
[ترجمه ترگمان]والدین یک proband موظف به انجام یک mutant هستند
[ترجمه گوگل]والدین یک پرونده هتروزیگوتهای اجباری هستند و بنابراین یک آلل جهش یافته دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The results showed that phenotype of the proband was diagnosed as afibrinogenemia.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان داد که فنوتیپ of به عنوان afibrinogenemia تشخیص داده شد
[ترجمه گوگل]نتايج نشان داد که فنوتيپ پروبند به عنوان فيبرينوژنز تشخيص داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The risk to the sibs of a male proband depends upon the carrier status of the mother.
[ترجمه ترگمان]خطر to مرد proband به وضعیت حمل و نقل مادر بستگی دارد
[ترجمه ...

proband را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی proband
کلمه : proband
املای فارسی : پربند
اشتباه تایپی : حقخذشدی
عکس proband : در گوگل

آیا معنی proband مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )