انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 948 100 1

procedural

تلفظ procedural
تلفظ procedural به آمریکایی/prəˈsiːdʒərəl/ تلفظ procedural به انگلیسی/prəˈsiːdʒərəl/

معنی: رویهای، روندی، وابسته به طرز عمل و رویه
معانی دیگر: وابسته به شیوه ی کار، مربوط به طرز عمل، شیوی، آیین نامه ای، نظام نامه ای

واژه procedural در جمله های نمونه

1. The business of the committee was delayed by procedural difficulties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کار این کمیته با مشکلات رویه‌ای به تاخیر افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشاغل کمیته با مشکلات رویه ای به تعویق افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. A Spanish judge rejected the suit on procedural grounds.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک قاضی اسپانیایی این دادخواست را به دلایل رویه‌ای رد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک قاضی اسپانیایی این تقاضا را بر اساس شرایط رویه رد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Theological or procedural matters too deep for such as Lucy and themselves.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درباره مسایلی چون لوسی و خودشان بیش از اندازه عمیق و عمیق بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مسائل الهیاتی و رویه ای برای چنین افرادی مانند لوسی و خودشان نیز بسیار عمیق است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Besides tougher legal standards, there are several procedural reasons to go slow under the new law, legal experts say.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]متخصصان حقوقی می‌گویند که علاوه بر استانداردهای قانونی سختگیرانه، چندین دلیل عملی وجود دارد که در قانون جدید به کندی پیش می‌رود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارشناسان حقوقی می گویند علاوه بر استانداردهای سختگیرانه قانونی، دلایل رویه ای در قانون جدید وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Finally there is a general duty of procedural fairness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بالاخره یه وظیفه کلی هم هست که باید انجام بشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نهایت یک وظیفه عمومی عدالت رویه ای وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. There were also a number of small procedural changes desirable in public inquiries.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین تعدادی از تغییرات رویه‌ای کوچک در تحقیقات عمومی مطلوب بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین تعدادی از تغییرات رویه ای کوچک در تحقیقات عمومی مطلوب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Procedure Certain procedural rules are common to all applications under the Children Act 198
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رویه‌ای که برخی از قوانین رویه‌ای خاص برای همه برنامه‌های تحت قانون کودکان ۱۹۸ مورد استفاده قرار می‌گیرند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش خاص قوانین رویه ای برای کلیه برنامه های تحت قانون کودکان 198 رایج هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Some states, however, give nontenured teachers minimal procedural rights.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، برخی ایالات به معلمان nontenured حداقل حقوق رویه‌ای را می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، بعضی ایالت ها، حداقل حقوق رویه ای را برای معلمان غیر قابل تحمل ارائه می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. As a matter of doctrine, procedural matters are governed by the lex fori.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در اصل، اصول رویه‌ای به وسیله \"قانون fori\" اداره می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به عنوان یک ماده از دکترین، مسائل رویه ای توسط lex fori اداره می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The relational algebra is a procedural language.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جبر رابطه‌ای یک زبان رویه‌ای است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جبر رابطه ای یک زبان رویه ای است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. No amount of procedural fairness could compensate for lack of knowledge of the complexities of the law.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ عدالت رویه‌ای می‌تواند فقدان دانش پیچیدگی‌های قانون را جبران کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ عدالت رویه ای نمی تواند کمبود دانش پیچیدگی های قانون را جبران کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. In addition, procedural reforms in the 1970s transformed the relationship between chairmen and their committee colleagues.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاوه بر این، اصلاحات رویه‌ای در دهه ۱۹۷۰ رابطه بین روسا و همکاران آن‌ها را تغییر داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علاوه بر این، اصلاحات رویه ای در دهه 1970 ارتباط بین رئیس و همکاران کمیته خود را تغییر داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. As to the former, the usual procedural rules apply depending on whether proceedings are commenced in the High Court or county court.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مطابق با گذشته، قوانین رویه‌ای معمول بسته به اینکه آیا جلسات در دادگاه عالی یا دادگاه ایالتی شروع می‌شوند، اعمال می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که در ابتدا، قوانین رویه ای معمولی بسته به اینکه آیا پرونده در دادگاه عالی یا دادگاه شهرستان آغاز شده است، اعمال می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Purely procedural rules may be binding by reference to the rules in force at the time when the procedure is applied.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قوانین رویه‌ای ممکن است با اشاره به قوانین در زمانی که روند اعمال می‌شود، لازم‌الاجرا باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قوانین رویه ای خالص ممکن است با ارجاع به قوانین در خلال زمانی که روش اعمال می شود، الزامی باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. TransAction introduces important procedural changes for the home-moving consumer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]transaction تغییرات مرحله‌ای مهم برای مصرف‌کننده متحرک را معرفی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]TransAction تغییرات رویه مهم را برای کاربر محرمانه ایجاد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف procedural

رویهای (صفت)
procedural
روندی (صفت)
procedural
وابسته به طرز عمل و رویه (صفت)
procedural

معنی عبارات مرتبط با procedural به فارسی

معنی procedural در دیکشنری تخصصی

procedural
[حقوق] شکلی، مربوط به آیین دادرسی
[آب و خاک] رویه ای، شیوه ای
[حقوق] سوابق امر، گردش کار، جریان رسیدگی
[حقوق] دفاع شکلی
[حقوق] رهنمودهای شکلی، آیین نامه
[حقوق] سوابق امر، گردش کار، جریان رسیدگی
[حقوق] موضوع شکلی
[کامپیوتر] زبان رویه ای
[حقوق] قانون شکلی، آیین دادرسی
[حقوق] موضوعات شکلی
[حقوق] حقوق شکلی
[حقوق] قواعد شکلی

معنی کلمه procedural به انگلیسی

procedural
• routine, of formalities; of protocol, of a specific course of action
• procedural means involving a formal procedure; a formal word.
procedural immunity
• immunity that prevents making a legal claim
procedural language
• programming language in which commands must be executed in a specific order
procedural regulations
• regulations that determine the method for conducting a trial
procedural right
• right related to procedural issues (as opposed to fundamental rights)

procedural را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی procedural

عبدالعزیز لطیفی ٠٩:٢٢ - ١٣٩٦/٠٥/١٠
اداری
|

عبدالعزیز لطیفی ٠٩:٢٧ - ١٣٩٦/٠٥/١٠
تخنیکی؛ عملی
|

سحر اندری ١٢:٣١ - ١٣٩٦/١٠/٢٥
به روش خاص؛
روشهای مخصوصی که مورد استفاده در دادگاه ها و یا سایر دستگاه های اجرایی قانون اساسی استفاده می شود.
|

ویکتوریا ١٩:٤٢ - ١٣٩٧/٠٤/٢٦
مصوب
|

Hassan ٠٦:٢٠ - ١٣٩٧/٠٨/٢١
مرحله ای
|

حسن امامی ١٩:١١ - ١٣٩٧/٠٩/٣٠
رسمی یا طبیعی
|

کاربر آبادیس ١٥:١٣ - ١٣٩٨/٠٢/١٣
رویه ای
|

سارا ١٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٣/٣١
روش شناسی
|

پیشنهاد شما درباره معنی procedural



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

k lover > Tear up
دکتر احمدی رضا > mooning
Ali SHADow > Fashionable
حسن بهارلو > نوعی غذای نرم
Ali > Casual
حسن بهارلو > طبق لیست و غذا
Tahereh > Grilled
مجتبی هنرپیشه > هزیان

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی procedural
کلمه : procedural
املای فارسی : پرکدورل
اشتباه تایپی : حقخزثیعقشم
عکس procedural : در گوگل


آیا معنی procedural مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )