انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 986 100 1

proficiency

تلفظ proficiency
تلفظ proficiency به آمریکایی/prəˈfɪʃənsi/ تلفظ proficiency به انگلیسی/prəˈfɪʃnsi/

معنی: مهارت، چیرگی، زبر دستی، کارایی، تخصص

بررسی کلمه proficiency

اسم ( noun )
• : تعریف: skill; competence.
متضاد: incompetence
مشابه: competence, ease, know-how, knowledge, skill

واژه proficiency در جمله های نمونه

1. The key to acquiring proficiency in any task is repetition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلید کسب مهارت در هر کار تکرار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلید به دست آوردن مهارت در هر کار تکرار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He made little proficiency in literary accomplishments.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در کاره‌ای ادبی مهارت چندانی به دست نیاورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مهارت های کمی در موفقیت های ادبی ایجاد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. His proficiency as a surgeon is well known.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهارت او به عنوان جراح معروف است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهارت او به عنوان یک جراح به خوبی شناخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Evidence of basic proficiency in English is part of the admission requirement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شواهدی از مهارت پایه‌ای در زبان انگلیسی بخشی از نیاز به پذیرش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدارک مهارت اساسی در زبان انگلیسی بخشی از شرایط پذیرش است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Nick's proficiency with computers is well-known.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهارت نیک با کامپیوترها به خوبی شناخته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهارت نیک با کامپیوتر بسیار شناخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I brought her proficiency up to the required level.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من در سطح مورد نیاز مهارت او را بالا بردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من مهارت خود را تا سطح مورد نیاز به ارمغان آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. A reasonable proficiency in English is a prerequisite for the course.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک مهارت منطقی در زبان انگلیسی یک پیش‌نیاز برای این دوره است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک مهارت منطقی در زبان انگلیسی ضروری برای این دوره است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He acquired greater proficiency after a three-month intensive course.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او بعد از یک دوره آموزشی سه‌ماهه، مهارت بیشتری کسب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پس از یک دوره سه ماهه فشرده، مهارت بیشتری کسب کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Unless she's turned on by her proficiency with the spittoon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مگه اینکه اون با تف دادن هاش به کارش ادامه بده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مگر اینکه او با مهارت خود را با spittoon تبدیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He spent days just gaining a proficiency with the typewriter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روزها را فقط با ماشین‌تحریر کار می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او روزها را تنها با استفاده از ماشین تحریر به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The students' proficiency in speaking English is also tested.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مهارت دانش آموزان در زبان انگلیسی نیز مورد آزمایش قرار می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهارت دانش آموزان در زبان انگلیسی نیز مورد آزمایش قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. S schools to raise their proficiency in science and math to the highest levels in the world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدارس S مهارت خود را در علوم و ریاضیات به بالاترین سطح جهان ارتقا خواهند داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]S مدارس برای بالا بردن مهارت خود را در علم و ریاضی به بالاترین سطح در جهان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. However, the growing number of students with instrumental proficiency in recent years has meant an increasing concentration on orchestral work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، تعداد فزاینده دانشجویان با مهارت ابزاری در سال‌های اخیر به معنای تمرکز فزاینده بر روی کار orchestral بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، تعداد روزافزونی از دانش آموزان با مهارت های سازنده در سال های اخیر به معنای تمرکز بیشتر در کار ارکستر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Proficiency is increasing in contract work and staff have specialist knowledge of such one off tasks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Proficiency در کار قرارداد رو به افزایش است و کارکنان دانش تخصصی این یکی از وظایف را دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مهارت در کار قرارداد افزایش می یابد و کارکنان دانش خاصی از چنین وظایفی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف proficiency

مهارت (اسم)
skill , craft , address , agility , dexterity , proficiency , ingenuity , adroitness , deftness , artfulness , workmanship , knack , expertness
چیرگی (اسم)
courage , victory , violence , proficiency , domination , boldness
زبر دستی (اسم)
skill , dexterity , proficiency , power , sleight
کارایی (اسم)
performance , proficiency , efficiency
تخصص (اسم)
proficiency , specialty , specialization , speciality

معنی کلمه proficiency به انگلیسی

proficiency
• expertise, state of having expert skills; skillfulness, adeptness; masterfulness
• proficiency is the ability to do something well.
improve proficiency
• increase knowledge, become expert at
showed proficiency
• demonstrated capability, showed that he has skills and knowledge

proficiency را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی proficiency

ebitaheri@gmail.com ١٧:٠٤ - ١٣٩٧/٠٦/٠٣
کارآمدی

چیره‌دستی ، کارشناسی ، کارکشتگی ، کاربلدی، بلدیت
|

نعیم سالارنژاد ٢٣:١٩ - ١٣٩٧/١٠/٢١
مهارت
|

پیشنهاد شما درباره معنی proficiency



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی proficiency
کلمه : proficiency
املای فارسی : پرفیکینکی
اشتباه تایپی : حقخبهزهثدزغ
عکس proficiency : در گوگل


آیا معنی proficiency مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )