انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 891 100 1

بررسی کلمه promising

صفت ( adjective )
مشتقات: promisingly (adv.)
• : تعریف: showing potential for favorable or successful development.
مترادف: auspicious, bright, favorable, hopeful, propitious
متضاد: bleak, inauspicious, ominous, unfavorable
مشابه: best, competitive, likely, optimistic, possible, probable, reassuring, rosy

واژه promising در جمله های نمونه

1. a promising beginning
ترجمه آغازی نوید بخش

2. john's promising future in medicine
ترجمه آینده‌ی نویدبخش جان در پزشکی

3. the present political picture is promising
ترجمه وضع سیاسی فعلی امیدبخش است.

4. progress in the peace talks is rather promising
ترجمه پیشرفت مذاکرات صلح امید بخش است.

5. the sky was covered by gray clouds promising rain
ترجمه آسمان پوشیده از ابرهای خاکستری بود که نوید باران را می‌داد

6. the outlook for a peace treaty is not promising
ترجمه احتمال (عقد) قرارداد صلح نویدبخش نیست.

7. A number of promising discoveries had also been made and were now being proved up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعدادی از کشفیات امیدوار کننده نیز انجام شد و اکنون به اثبات رسیده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تعدادی از اکتشافات امیدوار کننده نیز صورت گرفته است و اکنون ثابت شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She's been promising to pay back the money for six months, but I reckon she's just stringing me along.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او قول داده بود که پول را برای شش ماه پس بدهد، اما من فکر می‌کنم او فقط دارد مرا سرگرم می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او وعده داده بود که پول را برای شش ماه بازپرداخت کند، اما من فکر می کنم که او فقط به من ریسمان می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We have found a promising iron deposit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما یه صندوق امانات promising پیدا کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما یک سپرده امیدوار کننده آهن پیدا کرده ایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. They induced her to take the job by promising editorial freedom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها او را وادار کردند که با وعده دادن به آزادی سرمقاله، این کار را انجام دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها او را وادار به انجام کار با آزادی بیان نوشتاری کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He was voted the most promising newcomer for his part in the movie.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به عنوان most تازه‌وارد برای شرکت در این فیلم انتخاب شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یکی از تازه واردان برای بخشش در فیلم انتخاب شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She shamed her father into promising more help.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پدرش را خجالت‌زده کرد و به او کمک بیشتری کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پدرش را به کمک بیشتر کمک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The results of the experiments are very promising.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نتایج آزمایش‌ها بسیار امیدوارکننده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نتایج آزمایش بسیار امیدوار کننده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She is among the most promising players in her age group.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در میان the بازیکنان در گروه سنی خود قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یکی از بازیکنان امیدوارکننده در گروه سنی خود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. You've thrown up a very promising career.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] تو یه شغل خیلی امیدبخش رو از دست دادی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما یک حرفه ای بسیار نوید آورده اید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف promising

متعهد (صفت)
undertaking , engaged , promising
امید بخش (صفت)
promising
نوید دهنده (صفت)
promising

معنی کلمه promising به انگلیسی

promising
• encouraging, favorable; providing a source for hope; likely to turn out well
• someone or something that is promising seems likely to be very good or successful.
promising future
• pink future, successful future
promising youth
• young person who is expected to have a successful future

promising را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی promising

محمدرضا خسروی ١٢:٢٧ - ١٣٩٦/٠٦/١٤
(بازار) پر رونق
|

بهزاد ناطق ٢١:٣٠ - ١٣٩٦/٠٨/٠٤
مطمئن
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٣:٥٣ - ١٣٩٦/١٠/١٦
خوش‌آتيه، نويدبخش
|

fatemeh ١٥:٣٦ - ١٣٩٦/١١/١٧
محتمل
|

فرزاد یوسف زاده ١٥:١٩ - ١٣٩٧/٠٣/١٩
آینده دار
|

مجتبی خانی ٢٠:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٨
با استعداد
مستعد
|

آوا ١٧:٤٢ - ١٣٩٨/٠٢/٢٥
روشن
promising future
آینده ی روشن
|

پیشنهاد شما درباره معنی promising



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی promising
کلمه : promising
املای فارسی : پرمیسینگ
اشتباه تایپی : حقخئهسهدل
عکس promising : در گوگل


آیا معنی promising مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )