برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1351 100 1

promote

/prəˈmoʊt/ /prəˈməʊt/

معنی: ترقی دادن، ترویج کردن، ترفیع دادن
معانی دیگر: پایه دادن، تشویق کردن، رواج دادن، گستراندن، (از طریق آگهی وغیره) تبلیغ کردن، شناساندن، فرا گفتن، (خودمانی) با تقلب به دست آوردن، به جیب زدن، بالا کشیدن

بررسی کلمه promote

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: promotes, promoting, promoted
مشتقات: promotable (adj.)
(1) تعریف: to support the existence, growth, or advance of.
مترادف: cultivate, encourage, forward, foster, further
متضاد: hinder, obstruct
مشابه: advocate, aid, assist, augment, back, conduce to, enhance, expedite, nourish, prefer, support

- These toxic substances promote the growth of tumors.
[ترجمه ترگمان] این مواد سمی رشد تومور را ترویج می‌کنند
[ترجمه گوگل] این مواد سمی باعث رشد تومور می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Yoga promotes a sense of well-being.
[ترجمه ترگمان] یوگا یک حس خوب بودن را ترویج می‌کند
[ترجمه گوگل] یوگا یک احساس رفاه را ترویج می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They've launched a campaign to promote awareness of the dangers of alcohol.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها کمپینی را برای ترویج آگاهی نسبت به خطرات الکل راه‌اندازی کرده‌اند
[ترجمه گوگل] آنها یک کمپین برای تبلیغ آگاهی از خطرات الکل راه اندازی کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه promote در جمله های نمونه

1. Students who pass the test will be promoted to the next grade.
دانشجویانی که در امتحان قبول می شوند، به کلاس بعد ارتقاء داده می شوند

2. An accurate knowledge of other cultures will promote good will among people of different backgrounds.
آگاهی دقیق از سایر فرهنگ ها، حسن نیت را در میان مردم با پیشینه های مختلف ترویج می دهد

3. Several bankers invested an enormous sum of money to promote the idea.
چندین بانکدار، مبلغ هنگفتی را برای تبلیغ کردن طرح سرمایه گذاری کردند

4. to promote a new product
فرآورده‌ی جدیدی را شناساندن

5. to promote the sovereign good of the community
برای پیشبرد مصالح عالی جامعه

6. in order to promote world peace
به‌منظور گسترش صلح جهانی

7. the drive to promote literacy
پیکار برای ترویج سوادآموزی

8. we are trying to promote higher education
مامی‌کوشیم که آموزش عالی را گسترش بدهیم.

9. We need to promote an open exchange of ideas and information.
[ترجمه ترگمان]ما باید تبادل ایده‌ها و اطلاعات را ترویج دهیم
[ترجمه گوگل]ما باید تبادل آزاد ایده ها و اطلاعات را ارتقاء دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف promote

ترقی دادن (فعل)
raise , advance , boost , promote , meliorate
ترویج کردن (فعل)
promulgate , promote , cultivate
ترفیع دادن (فعل)
increase , promote , elevate , pedestal

معنی کلمه promote به انگلیسی

promote
• further, advance; advance in rank or position; foster sales through advertising, encourage sales; aid, help, assist; obtain through trickery (slang)
• if people promote something, they help or encourage it to develop or succeed.
• if a firm promotes a product, it tries to increase the sales or popularity of that product.
• if someone is promoted, they are given a more important job.
• when a football team is promoted, they play in the division above their present one for the next season because they have scored more points than the other teams in their division.
• see also promotion.
promote a bill
• support a proposed law
promote a process
• actively support a process, help a process to succeed
promote an officer to the rank of
• raise an officer's rank to -, give an officer a higher rank of -
promote disorder
• cause chaos, cause confusion, cause a fracas

promote را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیر
ارتقاع دادن
پریسا
افزایش
براتی
ترویج
ebi
پیشرفت
Hadeian
پیشبرد
ندا
معرفی کردن
مهدی حسینی نژاد
کمک کردن به
خشایار نوروزی
جلو بردن,پیشبردن
وفا
تقویت کردن
سجاد
کمک کردن به
عماد
گسترش
سها
اهمیت دادن _مهم جلوه دادن
پری
رشد
mamad
ریشه دار کردن

mamad
گسترش
Ahmad
تایید کردن
Ahmad
معرفی وشناساندن
فرشاد
ارتقا دادن
محدثه فرومدی
promoting water conservation = حفاظت بیشتر از آب
زهره شعبان
تحریک کردن
سحر
بهبود، ارتقاء
بهناز همتی-مترجم
ترویج و تشویق
دکتر سعیدی
ترفیع گرفتن
محدثه فرومدی
1 مروج/مشوق/مبلغ/محرک چیزی بودن
2 اشاعه
سحر صالحی
برانگیختن، ایجاد کردن
ارغوان
بهبود دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی promote
کلمه : promote
املای فارسی : پروموت
اشتباه تایپی : حقخئخفث
عکس promote : در گوگل

آیا معنی promote مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )