برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1289 100 1

propolis

/ˈprɑːpəlɪs/ /ˈprɒpəlɪs/

(ماده ی موم مانند که زنبور با آن لانه ی خود را درز گیری و غیره می کند) پرپولیس، ماده صمغی قهوه ای رنگی شبیه موم

واژه propolis در جمله های نمونه

1. Propolis is a hard resinous sub-stance made by bees from the juices of plants.
[ترجمه مسعود صالحی] بره موم-محصولی از زنبور عسل که خاصیت ضد عفونی کننده و ضد باکتری دارد.
|
[ترجمه ترگمان]propolis نوعی sub hard است که توسط زنبورها از شیره گیاهان ساخته شده‌است
[ترجمه گوگل]پروپولیس یک موضع سخت رزین است که توسط زنبورها از آب میوه ها تولید می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Objective To study the germicidal mechanism of propolis - silver ion compound nanometer emulsion.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه مکانیسم germicidal of یون نقره compound نانومتر
[ترجمه گوگل]هدف مطالعه خواص مکانیکی میکروارگانیسم امولسیون نانومتری مولکول یون نقره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Propolis contains flavonoids and caffeic acids, a class of natural antioxidants of high pharmacological potency.
[ترجمه ترگمان]propolis شامل flavonoids و اسیده‌ای چرب، یک کلاس از آنتی‌اکسیدان‌های طبیعی برای مصرف دارویی بالا است
[ترجمه گوگل]پروپولیس حاوی فلاونوئیدها و اسید ...

propolis را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق جباری
(در اصطلاح زنبورداری) بره موم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی propolis
کلمه : propolis
املای فارسی : پرپلیس
اشتباه تایپی : حقخحخمهس
عکس propolis : در گوگل

آیا معنی propolis مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )