انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 715 100 1

protector

تلفظ protector
تلفظ protector به آمریکایی/prəˈtektər/ تلفظ protector به انگلیسی/prəˈtektə/

معنی: پشتیبان، حامی، سرپرست، نگهدار، قیم، مستحفظ، سپردار، نیکدار
معانی دیگر: پاسداشتگر، حافظ، ایمن دار، محافظ، پایشگر، مدافع، حفاظ، پناه

بررسی کلمه protector

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person who guards against harm or danger; guardian.
مشابه: escort, guard, guardian, protection, shield

(2) تعریف: a protective device.
مشابه: guard

واژه protector در جمله های نمونه

1. god is my protector and refuge, whom should i fear!
ترجمه خداوند پشت و پناه من است‌; از که بترسم‌!

2. Many mothers see their son as a potential protector and provider.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از مادران فرزند خود را به عنوان محافظ و ارائه کننده بالقوه می بینند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Philip II considered himself the protector of the Catholic Church.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فیلیپ دوم خود را به عنوان محافظ کلیسای کاتولیک در نظر گرفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. She has a reputation for being an ardent protector of individuals' liberties.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شهرت دارد که محافظان مشتاق آزادی افراد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I regarded him as my friend and protector.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من او را به عنوان دوست و حامی خود شناختم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Thenceforth he became known as the Lord Protector.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از آن روز به عنوان محافظ لرد شناخته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He was my gallant, my protector.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او عزیزم، محافظ من بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Increasingly the Thatcher governments became the protector of the ratepayer rather than the defender of local democracy.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به تدریج دولت های تاچر به جای محافظ دموکراسی محلی، محافظ پرداخت کننده می شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He sees himself as her protector.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او خود را به عنوان محافظ خود می بیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Their great protector was miles away, engrossed in Parcheesi.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محافظ بزرگ آنها دورتر از آن بود که در Parcheesi نفوذ کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. My protector in the sepulchral darkness filled with light.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محافظ من در تاریکی گنبد پر از نور است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Wealth Protector, which combines a discretionary trust with a choice of investment plans.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محافظ ثروت، که ترکیبی از اعتماد محرمانه با انتخاب طرح های سرمایه گذاری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He became a protector of the species four years ago at a time when badger baiting had reached alarming proportions.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چهار سال پیش در زمانی که گاو نر و ماده ناپدید شد، او یک محافظ گونه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Take advantage of the Home Improvement Loan Protector for peace of mind.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استفاده از Protector Loan Improvement برای صلح در ذهن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. One can not blame the protector for being zealous in his guardianship of his nephews.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در محافظت از برادرزاده های خود نمی توان محافظ را سرزنش کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف protector

پشتیبان (اسم)
abutment , backup , supporter , protector , guardian , patron , backer , prop , buttress , savior
حامی (اسم)
supporter , protector , patron , sponsor , actor , advocate , partisan , backer , shield , booster , bulwark , vindicator , partizan
سرپرست (اسم)
protector , administrator , supervisor , caretaker , superintendent , warden , attendant , overseer , headman , hierarch , symposiarch
نگهدار (اسم)
supporter , protector , patron , backer , prop , keeper , guard , curator , stanchion , depositary , looker , watchdog
قیم (اسم)
protector , guardian , big brother , executor
مستحفظ (اسم)
protector , caretaker , guard
سپردار (اسم)
protector , shield bearer
نیکدار (اسم)
protector

معنی عبارات مرتبط با protector به فارسی

سرمداد، چیزی که نوک مداد راپوشانده ازشکستن حفظ میکند

معنی protector در دیکشنری تخصصی

protector
[برق و الکترونیک] محافظت کننده
[ریاضیات] عمق سنج نقاله ای
[نساجی] محافظ تعویض کننده ماسوره پود
[نساجی] زبانه تعویض ماسوره - قطعه فاق دار تعویض ماسوره
[برق و الکترونیک] لامپ حفاظت کننده لامپ کاتد - سد تخیه فروزان که در ولتاژ از پیش تعیین شده ای در حالت هدایت قرار می گیرد تا مداری را در برابر اضافه ولتاژ حفاظت کند، مانند لامپ حفاظت کننده ولتاژ اضافه جهش ( SVP) .
[پلیمر] محافظ پیرشدگی
[نفت] حفاظ رزوه ی جداره
[نفت] حفاظ لوله ی حفاری
[نفت] حفاظ لوله
[نساجی] دستگاه فاق و زبانه بافندگی
[نساجی] وسیله جلوگیری از پاره شدن ناگهانی نخ های تار ( وقتی ماکو کاملاً داخل جعبه نشده ) - جلوگیری کننده از پاره شدن ناگهانی نخ های تار چله
[کامپیوتر] محافظ نوسان برق ، محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ . - محافظ افزایش ناگهانی برق - دستگاهی که افزایش ناگهانی برق AC را جذب می کند. این افزایشها ناشی از خاموش و روشن شدن موتورهای الکتریکی است . بهتر است برق کامپیوتر زمین داشته باشد ، تا بتواند این ولتاژهای ناگهانی را به زمین هدایت کند .سیم کامپیوتر را همیشه به پریزی وصل کنید که داری زمین است . هرگز به پریزی که به کامپیوتر متصل است، چاپگر لیزری متصل نکنید ،زیرا جریان زیادی را مصرف می کند. بسیاری از محافظهای ولتاژ همراه با محافظهای RFI تداخل امواج رادیویی و تلویزیونی را کاهش می دهند. نگاه کنید به RFI protection ومحافظ ولتاژ نمی تواند کاری در مورد خرابیهای لحظه ای برق انجام دهد؛ به همین دلیل ،به یک منبع تغذیه ی وقفه ناپذیر (UPS) نیاز دارید . نگاه کنید به uninterruptible power supply ;power line protection .
[برق و الکترونیک] محافظ ولتاژ اضافه جهش لامپ تخلیه گاز ی آب بندی شده با دو الکترودی که فاصله ی مناسب با عایقها بین آنها ایجاد شده و حباب آن نیز با گاز بی اثر پر شده است. این لامپ مسیر رسانایی را برای ولتاژی گذرای بیش از حد ناخواسته به وجود می آورد تا مانع از آسیب دیدن قطعات و مدار وهمچنین صدمه به کارکنان شود .
[برق و الکترونیک] محافظ حرارتی عنصر حساس به حرارتی که در داخل موتور یا تجهیزات دیگر ساخته می شود تا به هنگام گرم شدن آن بیش از حد معینی که می تواند به ماشین آسیب بزند ،برق دستگاه را قطع کند . محافظ می تواند ،پس اط خنک شدن ماشین ،به طور خودکار برق را وصل کند یا ممکن است که به طور دستی وصل شود.
[نفت] حفاظ روزه

معنی کلمه protector به انگلیسی

protector
• one who protects others, defender; guard, keeper, preserver
• a protector of someone or something is a person or device that prevents them from being harmed or damaged.
lord protector
• title given to the head of state during the commonwealth period in england scotland and ireland

protector را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی protector



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Soorooshpakaein > Seek out
اریا > قلعه و حصار
Marzieh > crank caller
Yaser > assistant referee
مریم > آتیار
امیر محمد > peacekeeper
پریسا > bring
ارس > ماد

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی protector
کلمه : protector
املای فارسی : پرتکتر
اشتباه تایپی : حقخفثزفخق
عکس protector : در گوگل


آیا معنی protector مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )