انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 950 100 1

protocol

تلفظ protocol
تلفظ protocol به آمریکایی/ˈproʊtəkɒl/ تلفظ protocol به انگلیسی/ˈprəʊtəkɒl/

معنی: تشریفات، پیوند نامه، موافقت مقدماتی، پیش نویس سند، اداب و رسوم، مقاوله نامه نوشتن
معانی دیگر: مقاوله نامه، پیش نویس معاهده یا قرارداد، توافق نامه، تفاهم نامه، متمم معاهده، پشت بند پیمان، پروتکل، آیین گان، رسم داری، (کامپیوتر) داده سامان، در فرانسه اداب ورسوم

واژه protocol در جمله های نمونه

1. The organizer was familiar with the protocol of royal visits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازمان‌دهنده با پروتکل دیدارهای سلطنتی آشنا بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برگزار کننده با پروتکل بازدیدکنندهای سلطنتی آشنا بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We must observe the correct protocol.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید قوانین درست رو رعایت کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید پروتکل صحیح را مشاهده کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The Ukranians put their signatures to the Lisbon Protocol.
ترجمه کاربر [ترجمه علیرضا] شهروندان اوکراینی پروتکل لیسبون را امضا کردند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The امضاها خود را به پروتکل لیسبون اعلام کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شهروندان ایرانی امضا کردند به پروتکل لیسبون
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The delegates have to be seated according to protocol.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این هیات‌ها باید مطابق با پروتکل بنشینند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمايندگان بايد طبق پروتکل تنظيم شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It is set out in a legally binding protocol which forms part of the treaty.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن در یک پروتکل الزام‌آور قانونی قرار داده می‌شود که بخشی از پیمان را تشکیل می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک پروتکل قانونی است که بخشی از معاهده را تشکیل می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The Geneva Protocol of 1925 prohibits the use of poisonous gases in war.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پروتکل ژنو در سال ۱۹۲۵ استفاده از گازهای سمی در جنگ را ممنوع کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پروتکل ژنو 1925 استفاده از گازهای سمی در جنگ را ممنوع می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. So they argue about protocol and diplomatic good manners instead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بنابراین آن‌ها در مورد پروتکل و رفتار خوب دیپلماتیک بحث می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراین آنها در عوض پروتکل و رفتارهای دیپلماتیک خوب استدلال می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The protocol was accepted by proponents of provocation testing, and clinicians who used this method participated in the study.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پروتکل توسط طرفداران تست تحریک پذیرفته شد، و پزشکانی که از این روش استفاده می‌کردند در این مطالعه شرکت داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پروتکل توسط طرفداران تست تحریک پذیر پذیرفته شد و پزشکان که از این روش استفاده می کردند در این مطالعه شرکت کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Dana fights his way through the protocol surrounding the medicine chest, has a recipe drawn up, and delivers his balm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دنا راهش را از میان قوانین که اطراف صندوق پزشکی را احاطه کرده بود مبارزه می‌کند، a را بالا می‌کشد و مرهم می‌گذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دانا از طريق پروتکل اطراف قفسه سينه بيماري خود را به چالش مي کشد، دستور غذايي را تهيه کرده و موميايي مي کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The protocol aimed to cut emissions of greenhouse gases to a few percentage points beneath levels a decade ago.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف از این پروتکل کاهش گازهای گلخانه‌ای به چند درصد کم‌تر از یک دهه قبل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پروتکل با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانه ای به چند درصد کاهش یافته در دهه گذشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The new network management protocol will now become a Request for Comment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حالا پروتکل مدیریت شبکه جدید درخواست توضیح داده خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پروتکل مدیریت شبکه جدید اکنون تبدیل به یک درخواست نظر خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. SunLink Point-to-Point Protocol is designed to let small companies do away with dedicated routers when linking their local area networks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پروتکل برای اجازه دادن به شرکت‌های کوچک با روترهای اختصاصی در هنگام اتصال شبکه‌های منطقه محلی شان طراحی شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پروتکل Point-to-Point SunLink طراحی شده است تا شرکت های کوچک هنگام اتصال شبکه های محلی خود، روترهای اختصاصی را از بین ببرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Protocol 2 studied the phenomenon of adaptive cytoprotection in response to mild irritation of the duodenal mucosa in the three experimental groups.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پروتکل ۲ پدیده of تطبیقی را در پاسخ به سوزش ملایم of مخاط در سه گروه آزمایش بررسی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در پروتکل 2، پدیده محافظت در برابر انطباق در پاسخ به سوزش خفیف مخاط مخاطی دوازدهه در سه گروه تجربی بررسی شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. To make it legally binding the protocol requires ratification by countries with at least 55 % of the developed world's emissions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای اینکه این پروتکل به طور قانونی الزام‌آور باشد، این پروتکل به تصویب کشورها با حداقل ۵۵ درصد از انتشار گازهای گلخانه‌ای توسعه‌یافته نیاز دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پروتکل لازم برای تصویب قانونی پروتکل الزاما تصویب کشورهائی است که حداقل 55 درصد از انتشار گازهای توسعه یافته در جهان را دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The Toronto Protocol is entitled: Public Transport -- a major contributor to liveable communities and sustainable development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قرارداد تورنتو مجاز است: حمل و نقل عمومی - یک عامل مهم قابل سکونت برای قابل سکونت و توسعه پایدار
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پروتکل تورنتو تحت عنوان 'حمل و نقل عمومی' - یکی از مشارکتکنندگان مهم در جوامع قابل استفاده و توسعه پایدار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف protocol

تشریفات (اسم)
service , ceremony , ceremonial , formality , protocol , ritual , starch
پیوند نامه (اسم)
protocol
موافقت مقدماتی (اسم)
protocol
پیش نویس سند (اسم)
protocol
اداب و رسوم (اسم)
protocol
مقاوله نامه نوشتن (فعل)
protocol

معنی protocol در دیکشنری تخصصی

protocol
[کامپیوتر] قرار داده ، پروتکل ، ارتباطی بین واحد ها در ایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیامها تعریف می کند . - پروتکل ، قرار داد- روشی استاندارد برای مرتب سازی انتقال داده ها میان کامپیوتر . نگاه کنید به : XMODEM; X-ON; X-OFF ; handshaking ; kermit .
[برق و الکترونیک] قرارداد مجموعه ای از توافقها برای رد و بدل کردن اطلاعات بین دو دستگاه کامپیوتر . ساده ترین قرارداد تنها پیکربندی سخت افزاری را تعریف می کند در حالی که قرار دادهای پیچیده تر زمان بندی ، قالبهای داده ها ، روشهای آشکارسازی و تصحیح خطا و ساختارهای نرم افزاری را نیز تعریف می کنند. - پروتکل ، قرارداد
[فوتبال] پیوندنامه-همکاری
[حقوق] پروتکل، مقاوله نامه، تشریفات
[برق و الکترونیک] مبدل قرارداد مداری که قرارداد کامپیوتری یامخابراتی را به قرارداد دیگری تبدیل می کند.
[برق و الکترونیک] واحد داده های پروتکل
[برق و الکترونیک] ماشین پروتکل
[برق و الکترونیک] پشته پروتکل
[برق و الکترونیک] قرارداد تایید
[کامپیوتر] پروتکل همزمانی باینری
[کامپیوتر] پروتکل بیت گرا.
[کامپیوتر] پروتکل راه انداز
[کامپیوتر] پروتکل بایت گرا
[کامپیوتر] پروتکل کاراکتر گرا ، پروتکل با گرایش کاراکتری .
[کامپیوتر] پروتکل ارتباطی
[برق و الکترونیک] قرار داد مخابراتی ، پروتکل مخابراتی قواعد حاکم بر تبادل اطلاعات روی خط ارتباطی متصل بین وسایل مختلف .
[کامپیوتر] پروتکل ارتباطات ؛ پروتکل مخابراتی
[کامپیوتر] پروتکل دسترسی به شاخه
[برق و الکترونیک] پروتکل دروازه بیرونی

معنی کلمه protocol به انگلیسی

protocol
• method of dealing with a certain subject; draft of a treaty; rules of behavior; memorandum, original record of a document; standard for dealing with data transfer (computers)
• protocol is a system of rules about the correct way to act in formal situations.
• a protocol is a written record of a treaty or agreement that has been made by two or more countries.
protocol suite
• group of protocols which determine the method of data transfer on a network
according to protocol
• in line with accepted procedures
address resolution protocol
• protocol which supplies addresses to workstations on a local area network
border gateway protocol
• (computers) protocol used for exchanging routing information between gateway hosts on large networks (such as the internet), bgp
boxer protocol
• agreement made in 1901 between china and eleven western nations in which china agreed to accept international supervision and to pay restitution for injuries sustained during the boxer rebellion
chief of protocol
• government employee in charge of supervising and maintaining proper behavior
communication protocol
• standard procedure for transmitting information
communications protocol
• definitions and standards according to which communication between computers is performed
connectionless protocol
• method of internet communication in which information is transferred between two central network computers without installing a connection between them
data compression protocol
• standard for data compression in communications transfer between computers
distance vector multicast routing protocol
• (computers) protocol used for sending multicast transmissions over a network or ip (allows significant savings on network bandwidth), dvmrp
dynamic host configuration protocol
• protocol used to assign ip addresses to computers on a microsoft nt local area network, dhcp (computers)
error correcting protocol
• protocol for transferring data without errors through a modem
file transfer protocol
• client-server protocol which allows a computer user to transfer files from one computer to another over a network
hypertext transfer protocol
• protocol used to view world wide web sites on the internet
interior gateway protocol
• protocol used to exchange routing information through routers and enable network protocols to route transmissions correctly (computers), igp
internet control message protocol
• protocol used to send control messages and error messages during the transmission of ip-type data packets, icmp
internet group management protocol
• igmp, protocol that allows internet servers to transmit a multicast of messages to a group of computers
internet message access protocol
• protocol used to transfer electronic mail on the internet, imap
internet protocol
• ip, standard which regulates computer connections on networks that make up the internet (computers)
ipx spx protocol
• protocol for information transfer over a network of computers

protocol را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی protocol

مرتضی حاج محمدی ١٠:٤٣ - ١٣٩٦/٠٢/٣١
در علم شیمی و آزمایشگاه به معنی روش و برنامه ی اجرای یک آزمایش و در پلیمر مجموعه قوانینی که با توجه به آنها یک ترکیب ساخته می شود.
شیمی:روش اجرا پلیمر:مجموعه قوانین
|

فرزانه ٢٢:٤٨ - ١٣٩٧/٠٣/٠٧
در روش تحقیق به معنی روند انجام کار یا روند انجام تحقیق می باشد.
|

Saeed ١١:٥٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
آداب رفتار رسمی
تشریفات
|

نیازعلی شمس ١٢:١٢ - ١٣٩٧/١٢/٠٣
سازوکارنما،پیش نمایه،یاروش ،روند
|

ebitaheri@gmail.com ١٠:٥٩ - ١٣٩٨/٠١/٠٤
آیینی

آیین‌نامه ، شیوه‌نامه ، پیمان ، پیمان‌نامه ، سازش‌نامه ، پذیرش‌نامه

روش کار ، کار رَوِش ، روش انجام ، روال ، کارکردنما
|

شایان نورائی ١٠:٤٧ - ١٣٩٨/٠٢/٢٦
مجموعه قوانین، رویه، قانون
|

پیشنهاد شما درباره معنی protocol



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کهیار > تیارا
علی بابایی ساروی > آرشیدا
Arisan anoai > Greece
شهناز اکبرزاده > طیف
عادل ولی محمدی > run down
حسین شهبازی > قانونمدار
هما > هما
سوما > سوما

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی protocol
کلمه : protocol
املای فارسی : پروتکل
اشتباه تایپی : حقخفخزخم
عکس protocol : در گوگل


آیا معنی protocol مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )