انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1017 100 1

prototype

تلفظ prototype
تلفظ prototype به آمریکایی/ˈproʊtətaɪp/ تلفظ prototype به انگلیسی/ˈprəʊtətaɪp/

معنی: نمونه اولیه، ضابطه، نمونه اصلی، شکل اولیه، مدل پیش الگو، نخستین بشر، اصل ماده، نخستین افریده، پیش گونه
معانی دیگر: پیش نمونه، پیشمونه، نمونه ی اول، الگوی نخستین، نمونه ی اصلی، مدل، پیشمونه ای، الگویی، نمونه ای

واژه prototype در جمله های نمونه

1. a prototype atomic engine
ترجمه یک موتور پیشمونه‌ای اتمی

2. the prototype of a new car
ترجمه پیشمونه‌ی یک اتومبیل جدید

3. The car is presently at the prototype stage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خودرو در حال حاضر در مرحله نمونه اولیه قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خودرو در حال حاضر در مرحله اولیه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Chris Retzler has built a prototype of a machine called the wave rotor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان](Chris Retzler)یک نمونه اولیه از ماشین به نام روتور موج را ساخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کریس Retzler یک نمونه از یک ماشین به نام روتور موج ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He was the prototype of the elder statesman.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او نمونه اولیه یک سیاست‌مدار بزرگ‌تر بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او نمونه اولیه دولتمرد بزرگ بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. This is the prototype for future school buildings.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نمونه اولیه برای ساختمان‌های مدارس آینده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این نمونه اولیه برای ساختمان های مدرسه آینده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The team is developing a prototype for a digital compact camera.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تیم در حال توسعه یک نمونه اولیه برای یک دوربین فشرده دیجیتال است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تیم یک نمونه اولیه برای دوربین کامپکت دیجیتال را توسعه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I sketched the layout of a prototype store and worked up a business plan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من طرح یک فروشگاه نمونه اولیه را کشیدم و یک برنامه کسب‌وکار کار کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من طرح یک فروشگاه نمونه اولیه را طراحی کردم و یک طرح کسب و کار را طراحی کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Now they are building a prototype detector.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اکنون آن‌ها در حال ساخت یابنده نمونه اولیه هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر آنها یک آشکارساز نمونه اولیه را ساختند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Under reasonably constant temperature conditions, the prototype unit provided a time period of 24 hours within two or three minutes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تحت شرایط دمایی ثابت، واحد نمونه اولیه یک دوره زمانی ۲۴ ساعته در عرض دو یا سه دقیقه فراهم کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در شرایط معقول ثابت دما، واحد نمونه اولیه یک دوره زمانی 24 ساعت در عرض دو یا سه دقیقه را فراهم کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The prototype reproduces readings with an accuracy of about 10 percent - on par with most petrol gauges.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمونه اولیه، خوانش را با دقت حدود ۱۰ درصد - در برابر بیشتر gauges ها تولید می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمونه اولیه نمونه هایی را با دقت حدود 10 درصد تولید می کند - در مقایسه با اکثر سنجنده های بنزین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It enables users to prototype specific hardware interfaces and also network systems.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سیستم کاربران را قادر می‌سازد تا رابط‌های سخت‌افزار خاص و سیستم‌های شبکه‌ای را نمونه اولیه قرار دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این کاربران را قادر می سازد که نمونه های خاصی از رابط های سخت افزاری و همچنین سیستم های شبکه را تولید کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The exchange rate mechanism is a voluntary prototype for a single currency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مکانیزم نرخ ارز یک نمونه اولیه داوطلبانه برای واحد پول واحد است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مکانیسم نرخ ارز یک نمونه ی داوطلبانه برای یک ارز واحد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Collection of stories said to be the missing prototype for Finnegans Wake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجموعه‌ای از داستان‌ها گفته می‌شود که نمونه از دست رفته برای Finnegans ویک است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مجموعه ای از داستان ها می گوید که نمونه اولیه گمشده برای Finnegans Wake است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف prototype

نمونه اولیه (اسم)
archetype , prototype
ضابطه (اسم)
order , criterion , rule , prototype , law
نمونه اصلی (اسم)
prototype
شکل اولیه (اسم)
prototype
مدل پیش الگو (اسم)
prototype
نخستین بشر (اسم)
prototype
اصل ماده (اسم)
prototype
نخستین افریده (اسم)
prototype
پیش گونه (اسم)
prototype

معنی prototype در دیکشنری تخصصی

prototype
[عمران و معماری] نمونه اصلی - الگو - نمونه - الگوی اصلی - نمونه نخستین - الگوی نخستین - نخستین نمونه
[کامپیوتر] نمونه اولیه . - نمونه اولیه .
[برق و الکترونیک] پیش الگو الگوی مناسبی برای استفاده به صورت معادل نهایی از لحاظ شکل ، طراحی و عملکرد یک محصول . - نمونه اولیه
[زمین شناسی] نمونه اولیه ، طرحواره ، نمونه اصلی، الگوی واقعی ، نمونه واقعی
[ریاضیات] نمونه ی اولیه، نخستین نمونه، نمونه، مدل، دستگاه اولیه، مسطوره، مدل واحد صنعتی، الگو
[پلیمر] نمونه اولیه، مسطوره، نمونه اصلی
[آب و خاک] نمونه اولیه، طرح مقدماتی
[ریاضیات] نقشه ی نمونه
[ریاضیات] نمونه ی دست ساز
[برق و الکترونیک] نمونه آزمایشگاهی

معنی کلمه prototype به انگلیسی

prototype
• original model which serves as an example for later stages or forms; ideal, example, standard; ancestor, primitive form (biology)
• a prototype is the first model that is made of something new.

prototype را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی prototype

ebitaheri@gmail.com ٢٣:٠٢ - ١٣٩٦/٠٨/١٨
گونه آغازین ، گونه نخستین ، گونه اولیه
|

نقوی ٠٤:٢٩ - ١٣٩٧/٠٣/٠٦
سَرنمونه، شاه‌نمونه
|

Azad ١٥:١٣ - ١٣٩٧/٠٥/٠٨
الگوي نخستين
|

مارال ٠٨:٠٨ - ١٣٩٧/٠٦/٠٩
ورژن اولیه
|

مهسان ١٤:٢٢ - ١٣٩٨/٠١/١٧
فعل: ساختن نمونه اولیه
|

57 ٢١:٠٢ - ١٣٩٨/٠٢/١٢
concrescence مترادف هم معني با نمونه اصلي
development هم معني كه ميتوان گفت ترقي رشد همانند پدر از نظر ظاهري چهرهincrementationنمو دهي
|

سعید صفاری مقدم ٠٦:٢١ - ١٣٩٨/٠٦/٠٢
نمایه (نمایشی)، نمونه/گونه (نمایشی)محصول

توضیح: به پیاده سازی از محصول اطلاق می شود که هرچند کامل و قابل استفاده نیست اما نشان میدهد که محصول نهایی چطور پیاده سازی خواهد شد.
|

پیشنهاد شما درباره معنی prototype



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی prototype
کلمه : prototype
املای فارسی : پروتوتایپ
اشتباه تایپی : حقخفخفغحث
عکس prototype : در گوگل


آیا معنی prototype مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )