انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1066 100 1

providence

تلفظ providence
تلفظ providence به آمریکایی/ˈprɑːvədəns/ تلفظ providence به انگلیسی/ˈprɒvɪdəns/

معنی: صرفه جویی، مال اندیشی، اینده نگری، مشیت الهی
معانی دیگر: آینده نگری، تامین آتیه، مشیت (الهی)، خواست خدا، عنایت خداوند، عقل معاش، لیاقت، جربزه، شهر پراویدنس (مرکز ایالت رودآیلند - امریکا)

بررسی کلمه providence

اسم ( noun )
• : تعریف: the capital of Rhode Island.

واژه providence در جمله های نمونه

1. providence has manipulated events to this end
ترجمه مشیت الهی عاقبت کار را چنین ترتیب داده است.

2. divine providence saved him from certain death
ترجمه مشیت الهی او را از مرگ حتمی نجات داد.

3. the farmer's providence saved him from poverty
ترجمه آینده‌نگری کشاورز او را از فقر نجات داد.

4. Providence is always on the side of the big [strongest] battalions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مشیت الهی همیشه در کنار قوی‌ترین گردان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پراویدنس همواره در کنار گردان های قوی (قوی) قرار دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Providence is always on the side of the strongest battalions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خداوند همیشه طرف قوی‌ترین گردان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پراویدنس همواره در کنار قویترین گردانها است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Her recovery was a special providence of God.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهبودی او مشیت الهی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازسازی او یک پیش بینی ویژه خدا بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It seemed like providence that the doctor happened to be passing just at the time of the accident.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌آمد که این طبیب هنگام تصادف در حال گذر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسید که پیش بینی می شد که دکتر در حین حادثه فقط در حال عبور باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She believed her suffering was sent by providence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او اعتقاد داشت که رنج و رنج او به وسیله مشیت الهی فرستاده شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او معتقد بود که رنجش او به وسیله پراکندگی فرستاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. But divine providence interceded, for the wheel broke, the spikes flying off and injuring many bystanders.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما مشیت الهی پادرمیانی کرد، زیرا چرخ پاره شد و خارها به پرواز درآمد و بسیاری از حاضران را زخمی ساخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما پیش بینی خداحافظی، به دلیل چرخ زدگی، سنبله ها را از بین می برد و بسیاری از افراد مجروح را مجروح می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. In 197 in Providence, Rhode Island, disturbances broke out after an unexplained murder of a black man by police.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در پرواز ۱۹۷ جزیره Providence در جزیره Rhode به خاطر قتل یک مرد سیاه‌پوست با پلیس، از هم جدا شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در سال 197 در پراویدنس، رود آیلند، پس از یک قتل مردی سیاه پوست توسط پلیس ناآرام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A year ago, in a 71-69 loss at Providence, Abrams committed a critical turnover that wound up being the difference.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک سال پیش، در یک شکست ۷۱ - ۶۹ در خواست خداوند، Abrams یک جابجایی بحرانی را انجام داد که به این تفاوت منجر شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک سال پیش، در اثر نقص 71-69 در پراویدنس، آبرامز نقشی حیاتی داشت که باعث اختلاف شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I awaken each morning and thank Providence for my good fortune in doing work I love.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر روز صبح از خواب بیدار می‌شوم و خدا را سپاس گذارم که بخت و اقبال مرا به خاطر کاری که دوست دارم انجام دهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من هر روز صبح بیدار می شوم و از پراویدنس به خاطر شادی و خوشبختی من در انجام کارهایی که دوست دارم لذت می برم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. You know Steve president of the Providence Company.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] شما \"استیو رئیس‌جمهور\" شرکت \"خداوندگار\" رو می‌شناسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما می دانید استیو رئیس شرکت پراویدنس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Y., to Providence, ran aground Friday afternoon after the tugboat pushing it was disabled by an unexplained explosion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از ظهر جمعه، پس از اینکه tugboat هل دادن آن معلول یک انفجار غیرقابل توضیح شد، Y به سمت خداوند به گل نشست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Y, به پراویدنس، بعد از ظهر جمعه در فضای کشتیرانی بعد از آنکه قایق تفنگ باریک شد، با انفجار ناشناخته غیرفعال شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. When Bud fires up the cast-iron Providence wood stove, a faint recollection of chickens emanates from the floor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی باد آن اجاق چوبی را روشن می‌کند، یک خاطره ضعیف از مرغ‌ها از کف زمین بیرون می‌اید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که بود بوسیله ی اجاق گاز چوب پراویدنس چدنی را آتش می زند، یادآوری ضعف جوجه ها از کف آغاز می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف providence

صرفه جویی (اسم)
parsimony , economy , frugality , thrift , providence
مال اندیشی (اسم)
foresight , prognosis , prognoses , perspective , forethought , providence
اینده نگری (اسم)
providence
مشیت الهی (اسم)
providence , will of god

معنی کلمه providence به انگلیسی

providence
• divine supervision or protection; god
• supervision, protection; care, concern; prudence, frugality, thriftiness
• providence is god, or a force which is believed to arrange the things that happen to us; a literary word.
divine providence
• care and assistance from god
tempt providence
• take an unnecessary risk

providence را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

reza ٢٣:٣٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٨
مشیت ، اتفاق عجیب
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی providence
کلمه : providence
املای فارسی : پراویدنس
اشتباه تایپی : حقخرهیثدزث
عکس providence : در گوگل


آیا معنی providence مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )