برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1282 100 1

psychoanalysis

/ˌsaɪkoʊəˈnæləsɪs/ /ˌsaɪkəʊəˈnæləsɪs/

معنی: روانکاوی، تجزیه و تحلیل روانی، تحلیل روانی

بررسی کلمه psychoanalysis

اسم ( noun )
مشتقات: psychoanalytic (adj.), psychoanalytical (adj.), psychoanalytically (adv.)
• : تعریف: a method of studying and treating mental disorders and illnesses by analyzing dreams, early childhood memories, and other experiences as keys to the subconscious mind.

- She underwent psychoanalysis in an attempt to understand her motivations.
[ترجمه ترگمان] او در تلاش برای درک انگیزه‌ها از روان‌کاوی بیرون آمد
[ترجمه گوگل] او در تلاش برای درک انگیزه های او، تحت روانکاوی قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه psychoanalysis در جمله های نمونه

1. Sigmund Freud is known as the father of psychoanalysis.
[ترجمه ترگمان]زیگموند فروید به عنوان پدر روان‌کاوی شناخته می‌شود
[ترجمه گوگل]سیگموند فروید به عنوان پدر روانکاوی شناخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We esteem Sigmund Freud as the father of psychoanalysis.
[ترجمه ترگمان]ما به زیگموند فروید به عنوان پدر روان‌کاوی احترام می‌گذاریم
[ترجمه گوگل]ما سیگموند فروید را به عنوان پدر روانکاوی اعتقاد داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her work draws eclectically on psychoanalysis and mythology.
[ترجمه ترگمان]کار او eclectically را بر روی روان‌کاوی و اساطیر ترسیم می‌کند
[ترجمه گوگل]کار او به طور خاص بر روانکاوی و اسطوره متمرکز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Freud is the father of psychoanalysis.
[ترجمه ترگمان]فروید پدر روان‌کاوی است
[ترجمه گوگل]فروید پدر روانکاوی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف psychoanalysis

روانکاوی (اسم)
depth psychology , psychoanalysis
تجزیه و تحلیل روانی (اسم)
depth psychology , psychoanalysis
تحلیل روانی (اسم)
psychoanalysis

معنی کلمه psychoanalysis به انگلیسی

psychoanalysis
• psychological teachings of sigmund freud, method for treating mental illness by studying unconscious mental processes
• psychoanalysis is the method of treating someone who is disturbed or has a mental problem by asking them about their feelings and their past in order to discover what may be causing their condition.

psychoanalysis را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohamad
غیر معمولی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی psychoanalysis
کلمه : psychoanalysis
املای فارسی : پسیچنلیسیس
اشتباه تایپی : حسغزاخشدشمغسهس
عکس psychoanalysis : در گوگل

آیا معنی psychoanalysis مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )