برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1349 100 1

pudding

/ˈpʊdɪŋ/ /ˈpʊdɪŋ/

معنی: پودینگ
معانی دیگر: (خوراکی شیرین) پودینگ، (انگلیس) پس خوراک، دسر، دسر محتوی ارد برنج وتخم مره شبیه فرنی

بررسی کلمه pudding

اسم ( noun )
(1) تعریف: a soft creamy or spongy dessert, usu. made by boiling or baking a mixture of milk, flour, eggs, and sugar, and adding fruit or other flavoring.

(2) تعریف: a dish with a similar consistency, unsweetened and thickened with cereal, rice, or the like.

(3) تعریف: (chiefly British) a hot sweet or savory dish made with flour and eggs, containing fruit or meat or vegetables.

(4) تعریف: (chiefly British) a sweet food served at the end of a meal; dessert.

(5) تعریف: (chiefly British) the dessert course of a meal.

واژه pudding در جمله های نمونه

1. plum pudding
پودینگ کشمش

2. the proof of the pudding is in the eating
مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار گوید

3. Better some of a pudding than none of a pie.
[ترجمه ترگمان]از دسر هم بهتر است
[ترجمه گوگل]بعضی از پودینگ ها بهتر از هیچیک از کیک ها نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Too much pudding will choke a dog.
[ترجمه SSAAEztz] پودینگ بسیار زیاد باعث خفگی یک سگ بی گناه می شود
|
[ترجمه ترگمان]پودینگ خیلی زیاد باعث خفگی یه سگ میشه
[ترجمه گوگل]پودینگ بیش از حد یک سگ را خفه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The proof of the pudding is in the eating.
[ترجمه ترگمان]اثبات پودینگ هم در حال خوردن است
[ترجمه گوگل]اثبات پودینگ در خوردن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را ...

مترادف pudding

پودینگ (اسم)
pudding

معنی عبارات مرتبط با pudding به فارسی

صورت بزرگ و فربه
ادم کودن و نادان، بلید
ادم ترسو، نامرد
شفته طبیعی
سوسیس کلفت دارای خون (به ویژه خون خوک) وپیه
کیک پوشیده از شیره ی غلیظ
(امریکا) حلیم آرد ذرت، خوراکی که با ارد وشیروکره وگوشت درست میکنند
پودینگ آرد ذرت
لوده، مسخره
ستایش خشک و خالی
(خوراک) پودینگ کشمش، پودینگ الوچه
شیر برنج

معنی کلمه pudding به انگلیسی

pudding
• type of sweet creamy dessert; custard; baked dish containing suet; meat sausage containing a lot of blood
• a pudding is a cooked sweet food made with flour, fat, and eggs, and usually served hot as the sweet course of a meal.
pudding basin
• a pudding basin is a deep round bowl that is used in the kitchen, especially for mixing or for cooking puddings.
pudding face
• chubby face, fat face
pudding head
• stupid person, idiot
pudding heart
• coward, person that is not brave
pudding stone
• (geology) conglomerate, detrital sedimentary rock that is coarse grained and composed of round fragments cemented together
black pudding
• (british) blood sausage, blood pudding
• black pudding is a thick sausage with a black skin. it is made from pork fat and pig's blood.
blood pudding
• blood sausage, black sausage made with suet and pig's blood
christmas pudding
• a christmas pudding is a special pudding that is eaten at christmas. it is made from dried fruit, spices, and suet.
plum pudding
• traditional british dessert made from a boiled or steamed pudding with fruit and spices
• a plum pudding is a special pudding that is eaten at christmas, made with dried fruit, spices, and suet; an old-fashioned expression.
queen of pudding
• (british) bread pudding made with jam and meringue
rice pudding
• rice pudding is a food made by baking rice in milk and sugar. it is usually eaten as a dessert.
...

pudding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Asal
دسر شیرین
mahsa
دسر
Tina moslemi pour
يك نوع دسر
اورانوس
مسخره یا دلقک هم میشه
دریکی از فیلم های دهه ۴۰ امریکا دیالوگی داشت
you darn old pudding
ای پیرمرد دلقک (مسخره) لعنتی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pudding
کلمه : pudding
املای فارسی : پودینگ
اشتباه تایپی : حعییهدل
عکس pudding : در گوگل

آیا معنی pudding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )