برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1290 100 1

puddle

/ˈpədl̩/ /ˈpʌdl̩/

معنی: دست انداز، گودال، چاله فاضل اب، گل گرفتن، گل الود کردن
معانی دیگر: آب باران (در چاله یا دست انداز جاده و غیره)، چالاب، کولاب، گل آلود کردن، گلی کردن، گل (معمولا دارای خاک رس و شن)، تبدیل به گل یا ملات کردن، با گل یا ملات پوشاندن، در گل و لای بازی کردن، در آب گلی شنا یا تقلا کردن، (فلزکاری) حوضچه ی ذوب، مخلوط کردن

بررسی کلمه puddle

اسم ( noun )
(1) تعریف: a small, shallow pool of water, esp. rainwater.

(2) تعریف: a small, shallow pool of any liquid.

(3) تعریف: a waterproof mixture of clay or sand, and water.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: puddles, puddling, puddled
مشتقات: puddly (adj.), puddler (n.)
(1) تعریف: to mark or cover with puddles.

(2) تعریف: to combine (clay or sand) with water to make a waterproof mixture.

(3) تعریف: to process (metal, esp. pig iron) by melting in a furnace and removing the slag.

واژه puddle در جمله های نمونه

1. the car passed over a puddle and splashed us with muddy water
اتومبیل از روی چالاب رد شد و ما را غرق آب گل آلود کرد.

2. The puddle evaporated rapidly in the sun.
[ترجمه ترگمان]گودال به سرعت در آفتاب ناپدید شد
[ترجمه گوگل]گودال به سرعت در خورشید تبخیر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There was a puddle of water on the kitchen floor.
[ترجمه ترگمان]روی کف آشپزخانه یک گودال آبی وجود داشت
[ترجمه گوگل]گودال آب در کف آشپزخانه وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Careful you don't tread in that puddle.
[ترجمه ترگمان]مراقب باش که در آن گودال قدم نزنی
[ترجمه گوگل]مراقب باشید که در آن گود نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The children always puddle about after a rain.
[ترجمه ترگمان]بچه‌ها همیشه بعد از باران به گودال آب می‌روند
[ترجمه گوگل]بچه ها همیشه بعد از باران گریه می کنند
[ترجمه شما] ...

مترادف puddle

دست انداز (اسم)
ramp , puddle , bumpiness
گودال (اسم)
hole , swag , grave , trench , pit , cavern , puddle , cavity , sinkhole , fossa , fosse , fovea , vesicle , sinus , graben
چاله فاضل اب (اسم)
puddle
گل گرفتن (فعل)
puddle
گل الود کردن (فعل)
mud , bemire , puddle , lair

معنی puddle در دیکشنری تخصصی

puddle
[عمران و معماری] مانداب
[زمین شناسی] ماندآب
[آب و خاک] گلخراب
[زمین شناسی] سد هسته گلی - سدّ خاکی که در آن هسته نفوذناپذیر از رس گل آلوده شده ساخته می شود.
[عمران و معماری] رس ماندابی
[زمین شناسی] رس ماندابی -گل ورزداده
[عمران و معماری] مخلوط گلی
[زمین شناسی] مخلوط گلی
[آب و خاک] خاک گاخراب
[زمین شناسی] دیوار گلی ناتراوا
[عمران و معماری] گل رس
[زمین شناسی] گل رس ، گل خمیری ، (رس)

معنی کلمه puddle به انگلیسی

puddle
• small pool of water or liquid; mud; pool of foul stagnant water
• mix, muddle; muddy, dirty, pollute; roll about in the mud; stir metallic steel
• a puddle is a small, shallow pool of liquid on the ground.
biggest toad in the puddle
• cock of the walk, dominant person, powerful person

puddle را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ملینا
چاله ی آب
نگین💕❤
چاله ی بزرگ آب یا گل
اسی
چاله اب
ninash
گودال-برکه ای که در اثر باران به وجود آمده است.
علی
چاله ی آب باران
ناشناس
چاله ی آبی که با آب باران درست شده باشد.
حسین رحمانی
آب‌چاله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی puddle
کلمه : puddle
املای فارسی : پوددل
اشتباه تایپی : حعییمث
عکس puddle : در گوگل

آیا معنی puddle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )