برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1317 100 1

pull ahead


جلو زدن

واژه pull ahead در جمله های نمونه

1. Schumacher pulled ahead of Montoya as the two drivers approached the first corner of the race.
[ترجمه ترگمان]همچنان که این دو راننده به اولین گوشه مسابقه نزدیک می‌شدند، Schumacher جلو آمد
[ترجمه گوگل]شوماخر جلوتر از مونتویا بود که دو راننده در اولین گوشه مسابقه قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The cyclists were together until the bend, when Tyler pulled ahead.
[ترجمه ترگمان]دوچرخه سواریه با هم بودند تا پیچ، وقتی تایلر جلو آمد
[ترجمه گوگل]دوچرخه سواران تا زمان خم شدن با هم، وقتی که تایلر به جلو حرکت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Romanian rowers pulled ahead with fast, powerful strokes.
[ترجمه ترگمان]The رومانیایی با حرکت‌های سریع و قدرتمند جلو رفتند
[ترجمه گوگل]روچهای رومانیایی با سقوط سریع و قدرتمند پیش می رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The car pulled ahead as soon as the road was clear.
[ترجمه ترگمان]به محض اینکه جاده صاف شد اتومبیل به جلو حرکت کرد
[ترجمه گوگل]به محض اینکه جاده روشن ...

pull ahead را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی pull ahead
کلمه : pull ahead
املای فارسی : پول اهید
اشتباه تایپی : حعمم شاثشی
عکس pull ahead : در گوگل

آیا معنی pull ahead مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )