برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

push around

push around را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نسیم
وادار کردن و دستور دادن (به صورت توهین‌آمیز و همراه با بی‌ادبی)
دیکشنری انگلیسی-فارسی استاد محمد رضا باطنی
هی دستور دادن، امر و نهی کردن
(push about )
سجاد خلج منفرد
زورگویی کردن - قلدری کردن - تحکیم کردن
میلاد علی پور
اجبار کردن، مجبور کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی push around مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )