برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1277 100 1

put across

/pʊtəˈkrɒs/ /pʊtəˈkrɒs/

(عامیانه) 1- فهماندن، بیان کردن 2- (با موفقیت یا با حیله) انجام دادن، فهماندن، باحقه بازی موفق شدن، دوز وکلک چیدن

واژه put across در جمله های نمونه

1. He could not put across his point of view to the audience.
[ترجمه ترگمان]او نمی‌توانست دیدگاه خود را به مخاطب تحمیل کند
[ترجمه گوگل]او نمیتوانست مخاطبانش را در نظر خود قرار دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He was trying to put across a serious point.
[ترجمه ترگمان]اون داشت سعی می‌کرد یه موضوع جدی رو مطرح کنه
[ترجمه گوگل]او سعی کرد تا یک نقطه جدی را به وجود آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Words are only essential to put across more abstract concepts and intellectual ideas.
[ترجمه ترگمان]کلمات تنها برای بیان مفاهیم انتزاعی و ایده‌های فکری ضروری هستند
[ترجمه گوگل]واژه ها فقط برای مفاهیم انتزاعی و عقاید فکری ضروری هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. One powerful message put across by the curriculum in most schools is that knowledge can be divided into compartments.
[ترجمه ترگمان]یک پیام قدرتمند که توسط برنامه تحصیلی در اغلب مدارس مطرح می‌شود این است که دانش می‌تواند به بخش‌های مختلف تقسیم شود
[ترجمه گوگل] ...

معنی کلمه put across به انگلیسی

put across
• successfully communicate a point; manage successfully

put across را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی put across
کلمه : put across
املای فارسی : پوت اکرس
اشتباه تایپی : حعف شزقخسس
عکس put across : در گوگل

آیا معنی put across مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )