برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1278 100 1

put aside

/pʊt əˈsaɪd/ /pʊt əˈsaɪd/

1- ذخیره کردن، برای روز مبادا گذاشتن، اندوختن 2- دور انداختن، دل کندن، کنار گذاشتن، صرفنظر کردن

بررسی کلمه put aside

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to save for a future time.
مشابه: leave, reserve, save, shelve

- We finished the cake, but I put a piece aside for you.
[ترجمه ترگمان] ما کیک رو تموم کردیم اما یه تیکه از تو گذاشتم کنار
[ترجمه گوگل] ما کیک را به پایان رسانده ایم، اما برای شما قطعه ای گذاشته ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She put aside the book she was reading when her visitor entered the room.
[ترجمه ترگمان] کتاب را کنار گذاشت که وقتی مهمان وارد اتاق شد، کتاب می‌خواند
[ترجمه گوگل] او کتابی را که خواندن او در اتاق بود، کنار گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- We don't have time to discuss that issue today, so let's put it aside for now.
[ترجمه ترگمان] امروز وقت نداریم که در مورد این موضوع صحبت کنیم، پس بیایید آن را برای الان کنار بگذاریم
[ترجمه گوگل] ما وقت نداریم که امروز بحث کنیم، بنابراین بگذارید آن را کنار بگذاریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه put aside در جمله های نمونه

1. We should put aside and postpone all other reforms; that we have but one task-----the istruction of the people, the diffusion of education, the ecourgement of science----on that day a great step will have then been taken in our rgenerion.
[ترجمه ترگمان]ما باید همه اصلاحات دیگر را کنار بگذاریم و به تعویق بیاندازیم، که ما یک وظیفه داریم - - the مردم، انتشار آموزش، علوم سیاسی - - در آن روز یک گام بزرگ در rgenerion ما گرفته خواهد شد
[ترجمه گوگل]ما باید تمام اصلاحات دیگر را کنار بگذاریم؛ که ما فقط یک وظیفه داریم ----- از بین بردن مردم، انتشار آموزش و پرورش علم ---- در آن روز، گام مهمی در رگه های ما برداشته خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He's put aside a tidy sum for his retirement.
[ترجمه ترگمان]مبلغی را هم برای بازنشستگی خودش کنار گذاشته
[ترجمه گوگل]او برای تکمیل بازنشستگی، مبلغی کامل به او داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For you, I can put aside all the.
[ترجمه ترگمان]برای تو، من می‌توانم همه را کنار بگذارم
[ترجمه گوگل]برای شما، من می توانم همه چیز را کنار بگذارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. P ...

معنی کلمه put aside به انگلیسی

put aside
• save; store; set aside

put aside را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Alirasouli
کنار گذاشتن
عاطفه انارکی
ذخیره کردن
سعد
طفره رفتن
کامین فرهودی
Put all your doubts aside
دور ریختن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی put aside
کلمه : put aside
املای فارسی : پوت اسید
اشتباه تایپی : حعف شسهیث
عکس put aside : در گوگل

آیا معنی put aside مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )