برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1272 100 1

put into effect


اجرا کردن، موثر کردن

واژه put into effect در جمله های نمونه

1. Kindly inform us when this is put into effect.
[ترجمه ترگمان]لطفا به ما اطلاع دهید که چه زمانی این موضوع در حال اجرا است
[ترجمه گوگل]لطفا وقتی این کار را انجام دهید، به ما اطلاع دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Kindly notify us when this is put into effect.
[ترجمه ترگمان]لطفا به ما اطلاع دهید چه زمانی این کار به اجرا در خواهد آمد
[ترجمه گوگل]لطفا وقتی این کار را انجام دهید، به ما اطلاع دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Please let us know when this is put into effect.
[ترجمه ترگمان]لطفا اجازه دهید بدانیم چه زمانی در حال اجرا است
[ترجمه گوگل]لطفا به ما اطلاع دهید وقتی این کار را انجام دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The recommendations will soon be put into effect.
[ترجمه ترگمان]این توصیه‌ها به زودی اجرا خواهند شد
[ترجمه گوگل]توصیه های به زودی به اجرا در می آیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی put into effect در دیکشنری تخصصی

put into effect
[حقوق] اجرا کردن، به مورد اجرا گذاردن

معنی کلمه put into effect به انگلیسی

put into effect
• make happen, perform

put into effect را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایمان حجتی
ترتیب اثر دادن، اجرا کردن، پیاده کردن، انجام دادن، به اجرا در آوردن، عملی کردن
محدثه فرومدی
به اجرا گذاشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی put into effect
کلمه : put into effect
املای فارسی : پوت اینتو افکت
اشتباه تایپی : حعف هدفخ ثببثزف
عکس put into effect : در گوگل

آیا معنی put into effect مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )