انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

put something at ease

تلفظ put something at ease
تلفظ put something at ease به آمریکایی تلفظ put something at ease به انگلیسی

put something at ease را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی put something at ease

افشین حاجی طرخانی ١٨:١٤ - ١٣٩٧/٠٣/١٠
(اصطلاح) باعث راحتی چیزی یا کسی شدن
|

سنم ٢١:٣٣ - ١٣٩٧/٠٣/١٠
باعث راحتی
|

سنم ٢١:٣٦ - ١٣٩٧/٠٣/١٠
مایه ی راحتی و آرامش کسی یا چیزی بودن 🎀💐
|

سعید صفاری مقدم ١١:٢١ - ١٣٩٧/٠٣/٢٣
خیال را آسوده کردن، سرحال آوردن
خیالتون را راحت کنم، یکم سرحالتون کنم
|

پیشنهاد شما درباره معنی put something at ease



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی put something at ease مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )