انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 796 100 1

بررسی کلمه put up with

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to accept or live with something bad.

- We'll have to put up with this noise until the workers are finished.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما مجبوریم این صدا رو تا وقتی که کارگرها تموم شدن با این صدا کنار بذاریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما باید این سر و صدا را تا زمانی که کارگران تمام شده اند، برداریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه put up with در جمله های نمونه

1. I can't put up with it any longer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیگر نمی‌توانم آن را تحمل کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من دیگر نمی توانم با آن کنار بیایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Only a saint can put up with her children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقط یک قدیس می‌تواند با بچه‌هایش زندگی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقط یک مقدس می تواند با فرزندانش کنار بیاید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. His wife must have been a saint to put up with him for all those years.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتما زنش یک قدیس بوده که تمام آن سال‌ها را با او بیدار کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همسرش باید برای همه سالها با وی مقابله کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I can't put up with this awful machine any longer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیگر نمی‌توانم این ماشین لعنتی را تحمل کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من دیگر نمی توانم با این ماشین افتضاح کنار بیایم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They had put up with behaviour from their son which they would not have tolerated from anyone else.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها رفتار پسرشان را با رفتاری که از هیچ‌کس دیگر تحمل نمی‌کردند، کنار گذاشته بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها رفتار پسرانه خود را مطرح کرده بودند که از هیچکس دیگر قابل تحمل نبودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I can put up with the house being untidy, but I hate it if it's not clean.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر تمیز نباشد، می‌توانم با خانه آن‌ها را به هم بزنم، اما از آن متنفرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می توانم با خانه بی نظم قرار بگیرم، اما اگر آن را تمیز نیست، از آن نفرت دارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I'm not going to put up with this!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من نمی‌خواهم این را تحمل کنم!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمی خواهم این کار را انجام دهم!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He's hard to put up with.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خیلی سخته که باه‌اش کنار بیای
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او سخت است که با آن کنار بیاید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He'd put up with a lot of bad behaviour from his son and thought it was time to read him the riot act.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رفتار بدی از پسرش داشت و فکر می‌کرد که وقتش است که نمایش شورش را برایش بخوانم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با رفتار بسیار بدی از پسرش خلق کرد و تصور می کرد زمان خواندن او در عمل عصیان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. My girlfriend is a saint to put up with me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوست دخترم یکی از مقدسان است که با من زندگی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دوست دختر من یک سنت است که با من کنار می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Some fog warning signs had been put up with flashing yellow lights.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی علائم هشدار مه را با چراغ‌های چشمک‌زن خاموش کرده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از نشانه های هشدار دهنده ی مهتابی با چراغ های زرد روشن شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. You shouldn't put up with such shabby treatment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو نباید با چنین روش کثیفی دست و پنجه نرم کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما نباید با چنین درمان کمکی کنار بیایید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I can't put up with your hypocricy any more.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیگر نمی‌توانم hypocricy را تحمل کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمیتوانم با ریاکارام کنار بگذارم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. She was in no mood to put up with Blanche's carping.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او اصلا حوصله این کار را نداشت که با بل انش بازی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در خلوت با موهای بلانچ قرار نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It isn't easy to put up with people who are impolite.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کنار گذاشتن کسانی که بی نزاکت هستند آسان نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آسان نیست که با افرادی که ناسازگار هستند قرار بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه put up with به انگلیسی

put up with
• be patient with; tolerate

put up with را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی put up with

... ١٥:١٦ - ١٣٩٧/٠٥/٠٩
کنار آمدن ، سازش،
|

ارزو ١٢:٣١ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
تحمل کردن
|

ن م ١٨:٤٨ - ١٣٩٧/١١/٢٣
Tolerate
تحمل کردن
|

پیشنهاد شما درباره معنی put up with



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی put up with
کلمه : put up with
املای فارسی : پوت آاپ وید
اشتباه تایپی : حعف عح صهفا
عکس put up with : در گوگل


آیا معنی put up with مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )