برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1286 100 1

quack

/ˈkwæk/ /kwæk/

معنی: شارلاتان، زبان باز، ادم شارلاتان، طبیب، دروغی، صدای اردک، قلابی، چاخان، قات قات کردن، صدای اردک کردن، دوای قلابی دادن
معانی دیگر: (صدای مرغابی) قات قات، کواک کواک، پزشک قلابی، پزشک شیاد، شیاد، وانمودگر، ریاکار، دغل کار، دروغین، وانمودین، تقلبی، غیرواقعی، ساختگی، خود را به عنوان پزشک جا زدن، قات قات

بررسی کلمه quack

اسم ( noun )
• : تعریف: the sound made by a duck, or a similar sound.
مشابه: gabble

- I heard a few quacks coming from the pond.
[ترجمه ترگمان] چند تا quacks که از استخر اومدن شنیدم
[ترجمه گوگل] چند شبیه سازی از حوضچه شنیده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: quacks, quacking, quacked
• : تعریف: to utter a quack.
مشابه: cackle, cluck, gabble, honk

- I love to hear the ducks quack.
[ترجمه ترگمان] دوست دارم بشنوم که اردک شارلاتان - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
[ترجمه گوگل] من عاشق شنیدن گاو نر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
(1) تعریف: someone who practices medicine incompetently and often without proper training.
مترادف: charlatan

- The quack's medicines consisted mainly of alcohol and odd flavorings.
[ترجمه ترگمان] داروهای quack شامل بیش از حد الکل و flavorings است
[ترجمه گوگل ...

واژه quack در جمله های نمونه

1. quack claims
ادعاهای دروغی

2. a quack doctor
دکتر قلابی

3. a quack medicine
داروی قلابی

4. a quack who uses the titles of "doctor" and "professor"
آدم شیادی که به خود عنوان ((دکتر)) و ((پروفسور)) می‌بندد

5. the most notorious cancer-cure quack in recent years
رسواترین پزشک مدعی درمان سرطان در سال‌های اخیر

6. Don't be taken in he's just a quack.
[ترجمه ترگمان]- دستگیر نشو، اون فقط یه شارلاتان است
[ترجمه گوگل]او را فقط یک لقمه گرفته اید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. You'd better go and see the quack with that burn.
[ترجمه ترگمان]بهتر است بروی و the را با این آتش ببینی
[ترجمه گوگل]شما بهتر می توانید بروید و ببینید که کدو تنبل با آن سوختگی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I've got a check-up with the quack next week.
[ترجمه ترگمان] هفته دیگه یه چک جدید دارم
[ترجمه گوگل]من هفته ب ...

مترادف quack

شارلاتان (اسم)
quack , charlatan , mountebank , quacksalver , sciolist
زبان باز (اسم)
quack , charlatan , quacksalver , sophist
ادم شارلاتان (اسم)
quack , charlatan
طبیب (اسم)
quack , doctor , medico , physician , medic
دروغی (اسم)
quack
صدای اردک (اسم)
quack
قلابی (اسم)
quack , pasteboard
چاخان (اسم)
bootlicker , bluff , buncombe , bunkum , gasconade , quack , whiffler , sycophant , toadeater , whifflet
قات قات کردن (فعل)
quack , cackle
صدای اردک کردن (فعل)
quack
دوای قلابی دادن (فعل)
quack

معنی عبارات مرتبط با quack به فارسی

رجوع شود به: couch grass

معنی کلمه quack به انگلیسی

quack
• one who practices medicine without having the proper qualifications; impostor, charlatan; sound made by a duck
• produce a quacking sound like that of a duck; impersonate, pose as a professional (esp. a doctor); deceive, mislead
• impersonating, posing; involved in deceit
• when a duck quacks, it makes the noise that ducks typically make.
• a quack is a person who pretends to be a doctor and makes money by selling medicine, but who has no medical qualifications; used showing disapproval.

quack را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Setayesh-Arya
جعلی-قلابی
Shirinbahari
شارلاتان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی quack
کلمه : quack
املای فارسی : قواکک
اشتباه تایپی : ضعشزن
عکس quack : در گوگل

آیا معنی quack مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )