برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1283 100 1

quadriplegic

واژه quadriplegic در جمله های نمونه

1. A car accident left him a quadriplegic.
[ترجمه MaHaN] یک تصادف خودرو او را به فلج چهار‌اندام مبتلا کرد
|
[ترجمه ترگمان]یه تصادف ماشین براش فلج شده
[ترجمه گوگل]یک تصادف اتومبیل او را یک چهارچوب رانندگی گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He is now quadriplegic and confined to a wheelchair.
[ترجمه MaHaN] او اکنون دارای فلج چهار اندام است و به ویلچر محدود است
|
[ترجمه ترگمان]او در حال حاضر quadriplegic است و به صندلی چرخدار محدود شده‌است
[ترجمه گوگل]او اکنون چهارساله است و به صندلی چرخدار محدود می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A quadriplegic who is nearly deaf and has failing eyesight, the 61-year-old sheik would seem to be powerless.
...

معنی کلمه quadriplegic به انگلیسی

quadriplegic
• paralyzed in all four limbs, unable to move the arms or legs

quadriplegic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آناهیتا
معلول . دارای نقص جسمی . ناتوانی جسمی
محمد
فلج ، معلول جسمی
haniye
فلج شدن ٬معلول
Saeed
معلول
Hani
معلول..فلج
sph
معلول, ناتوان ,فلج ,دارای نقص جسمی,فلج شدن,ناتوانی جسمی.
نقوی
دچار فلج چهار اندام
علی
فلج.معلول
Rrrrr
افراد ناتوان
سجاد مصلحی
Paralyzed in all four limbs
کسی که چهار دست و پاش فلج شده است.
محمد
معلول- نقص عظلانی
masoud68
فلج، کسی که از گردن به پایین فلج باشد.
سمانه
فلج
Mina
فلج
Ayli
فلج - قطع نخاع
Faziii.n1381
someone who is permanently unable to move any part of their body below their neck
roya
some one who is permanently unable to move any part of their v
.body below neck

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی quadriplegic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )