برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1318 100 1

quid pro quo

/ˈkwɪdˌproʊˈkwoʊ/ /kwɪdprəʊˈkwəʊ/

معنی: تعویض، جبران، عوض، در عوض، بجای
معانی دیگر: (لاتین)، تلافی، عمل متقابل، عمل به مثل، لاتین درعو­، عو­، تعوی­

بررسی کلمه quid pro quo

اسم ( noun )
• : تعریف: (Latin) one thing in return for another.
مشابه: return

- He expects a quid pro quo after helping with my legislation.
[ترجمه ترگمان] او بعد از کمک به قانون‌گذاری من انتظار یک پوند را دارد
[ترجمه گوگل] او پس از کمک به قوانین من، انتظار می رود که منافع خود را حفظ کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه quid pro quo در جمله های نمونه

1. There's a quid pro quo for everything in politics - you'll soon learn that.
[ترجمه ترگمان]برای همه چیزهایی که در سیاست است برای همه چیز وجود دارد - به زودی آن را یاد خواهی گرفت
[ترجمه گوگل]برای چیزهایی که در سیاست وجود دارد، یک معامله گرانه وجود دارد - به زودی خواهید آموخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The government has promised food aid as a quid pro quo for the stopping of violence.
[ترجمه ترگمان]دولت وعده کمک به غذا به عنوان یک پوند برای توقف خشونت را داده‌است
[ترجمه گوگل]دولت کمک های غذایی را به عنوان قاچاق برای متوقف کردن خشونت متعهد کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The appearance of a quid pro quo in the Hammer pardon is much more clear-cut than it is in the Rich case.
[ترجمه ترگمان]ظاهر یک پوند در بخشش چکش بیش از آن چیزی است که در پرونده غنی است
[ترجمه گوگل]ظاهر یک طرفدار حرفه ای در عذاب Hammer خیلی بیشتر از آنچه در پرونده Rich وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There would be no quid pro quo.
[ترجمه ترگم ...

مترادف quid pro quo

تعویض (اسم)
adjournment , substitute , replacement , exchange , substitution , switch , shift , turnover , quid pro quo , refill , substituend , substituent , switchover
جبران (اسم)
back , recovery , recoupment , relief , rectification , amends , compensation , restitution , recompense , reprisal , atonement , quid pro quo
عوض (اسم)
substitute , exchange , change , shift , compensation , recompense , reparation , reward , quid pro quo , surrogate , succedaneum , stand-in
در عوض (اسم)
quid pro quo , lieu
بجای (قید)
quid pro quo , in lieu of , instead

معنی quid pro quo در دیکشنری تخصصی

quid pro quo
[حقوق] عوض، مثل، در عوض، به جای، جایگزین، جبران

معنی کلمه quid pro quo به انگلیسی

quid pro quo
• one thing in exchange for another, something in return for something else
• a quid pro quo is a gift or advantage that is given to someone in return for something they have done; a formal expression.

quid pro quo را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Kiarash
One thing that returns for another
لاتین:جبران،در عوض ،عوض
امیر
بده، بستون
صدری
ما به ازا
سایه مهاجر
مبادله،این در قبال اون،

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی quid pro quo
کلمه : quid pro quo
املای فارسی : قوید پرو قوو
اشتباه تایپی : ضعهی حقخ ضعخ
عکس quid pro quo : در گوگل

آیا معنی quid pro quo مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )