برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1320 100 1

Realisation

واژه Realisation در جمله های نمونه

1. I was hit by the realisation that I might die.
[ترجمه ظظ] ناگهان دریافتم که ممکن است بمیرم
|
[ترجمه ترگمان]به شدت درک کرده بودم که ممکن است بمیرم
[ترجمه گوگل]من متوجه شدم که من ممکن است بمیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It'seemed that the realisation of his life's dream oppressed him with overjoy.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که درک رویای زندگی او با overjoy او را عذاب می‌دهد
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که تحقق روح زندگی او، او را با سربلندی سرکوب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The realisation that the murderer must have been a close friend came as a shock.
[ترجمه ترگمان]درک موضوع این بود که قاتل یک دوست صمیمی به عنوان یک شوک به اینجا امده است
[ترجمه گوگل]تحقق این که قاتل باید یک دوست نزدیک باشد، به عنوان یک شوک وارد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Realisation به انگلیسی

realisation
• act of making real, accomplishment; fulfillment, state of being made real; something that has been realised; (music) musical composition that has been completed or enhanced by another person who is not the composer; recognition, coming to understand clearly (also realization)

Realisation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فخرالدین
تبدیل به پول
فارسی را پاس بداریم.
به سرانجام رساندن
آماده تحویل ساختن
نيلوفر
تفهیم شدن
احسان
واقعیت
مژگان راسخی
تحقّق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Realisation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )