برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

Recite

/rəˈsaɪt/ /rɪˈsaɪt/

معنی: از بر خواندن، با صدایی موزون خواندن
معانی دیگر: از حفظ گفتن، بازگو کردن، گزارش دادن، بر شمردن، بازنمود کردن، شرح دادن، تکخوانی کردن، سراییدن، تک آوازی کردن، (در کلاس) درس پس دادن

بررسی کلمه Recite

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: recites, reciting, recited
(1) تعریف: to repeat the text of, esp. from memory and in public.
مشابه: declaim, deliver, orate, perform, quote, rehearse, repeat, say

- The President recited a passage from Lincoln's Gettysburg Address.
[ترجمه ترگمان] رئیس‌جمهور از سخنرانی لینکلن نقل‌قول کرد
[ترجمه گوگل] رئیس جمهور یک عبارتی از آدرس گیتسبرگ لینکلن را خواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Each child was asked to recite the poem that he or she had written.
[ترجمه آرش] از هر کودک خواسته شد تا شعری را که نوشته بودند را بخوانند
|
[ترجمه فهیم] از هر کودک خواستند شعری ‌که نوشته است را بخواند|
[ترجمه ترگمان] از هر کودک خواسته شد تا شعری را که نوشته بود ازبر بخواند
[ترجمه گوگل] هر کودک خواست ...

واژه Recite در جمله های نمونه

1. the late sadatnasseri could recite most of hafez' odes
مرحوم سادات ناصری می‌توانست اکثر غزلیات حافظ را از بر بخواند.

2. the teacher asked the student to recite that day's lesson
معلم از شاگرد خواست که درس آن روز را از بر بگوید.

3. He closed his eyes and began to recite a Buddhist mantra.
[ترجمه ترگمان]چشمانش را بست و سرود Buddhist را خواند
[ترجمه گوگل]او چشمانش را بست و شروع به خواندن یک ماندگار بودایی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She could recite large portions of Shakespeare.
[ترجمه ترگمان]می‌توانست قطعه بزرگی از شکسپیر را بخواند
[ترجمه گوگل]او می تواند بخش بزرگی از شکسپیر را بخواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She can recite the whole poem from memory.
[ترجمه ترگمان]او می‌تواند تمام شعر را از یاد ببرد
[ترجمه گوگل]او می تواند تمام شعر را از حافظه بخواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Recite the poem from the beginning.
...

مترادف Recite

از بر خواندن (فعل)
recite
با صدایی موزون خواندن (فعل)
recite

معنی کلمه Recite به انگلیسی

recite
• tell, recount, relate; read; declaim, give a formal speech; count, list, enumerate
• if you recite a piece of writing, you read or say it aloud after you have learned it.
• if you recite a list of things, you say it aloud.
recite a poem
• say a poem out loud and by memory
recite history
• tell of history, retell past events

Recite را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ع
تلاوت-تلاوت کردن.recite the holy Quran
S
با صوت خواندن
علی اکبر منصوری
دکلمه کردن
Ali
حفظ کردن و از بر خواندن
tina
recite means say a piece of written or a list from memory
نعیم سالارنژاد
To say sth aloud from memory
بهناز همتي- مترجم
بازگو كردن- تلاوت كردن
محمودموحدی فر
فرائت،خواندن،تلاوت
یه دونه ماکانی
میتونم بپرسم چقدر وقت میذارین تا از توی کتاب کانون این ها رو بنویسید؟بجای این وقت گذاشتن ها یه ذره بذارید برای تمرین و تکرار نمره بهتری میگیرین
Mahoor
به شما هیچ ربطی نداره که چقدر وقت بذاریم هر وقت وقت گذاشتنمون به شما آسیب رسوند بگین که این کارو نکنیم

از حفظ گفتن
،تلاوت کردن
shiva_sisi‌
recite means say a piece of written or a list from memory
مرتضی جعفری
تلاوت کردن، قرائت کردن
M.t
بلند خواندن
Read aloud

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی recite
کلمه : recite
املای فارسی : رکیت
اشتباه تایپی : قثزهفث
عکس recite : در گوگل

آیا معنی Recite مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )