انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1089 100 1

Recognition

تلفظ recognition
تلفظ recognition به آمریکایی/ˌrekəgˈnɪʃn̩/ تلفظ recognition به انگلیسی/ˌrekəɡˈnɪʃn̩/

معنی: تشخیص، شناخت، شناسایی، به رسمیت شناختن، بازشناسی، بازشناخت
معانی دیگر: بجا آوردن، واشناسی، سپاسگزاری، شکرانه، پاس، قدردانی، به رسمیت شناسی، استقبال، پذیرش

بررسی کلمه Recognition

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of identifying someone or something previously seen or known.
مترادف: mention
مشابه: acceptance, accolade, credit, honor, identification, kudos, praise, realization, recall, recollection, rediscovery

- It had been many years since he'd seen her, but his recognition of her face was instantaneous.
ترجمه کاربر [ترجمه kamyar] با اینکه سالهای زیادی از زمانی که او را دیده بودگذشته بود،با این حال چهره او را خیلی زود بجا آورد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سال‌ها بود که او را دیده بود، اما تشخیص چهره او ناگهانی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] سالهاست که از او دیده شده است، اما شناخت او از چهره اش لحظه ای بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: the state of being so identified.
مشابه: discovery, identification

- The actor wore dark glasses to avoid recognition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بازیگر عینک تیره‌اش را به تن کرد تا از بازشناسی خودداری کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این بازیگر عینک های تیره را برای جلوگیری از شناختن استفاده کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: formal acknowledgment or approval.
مشابه: acknowledgment, credit, mention, tribute

- A formal dinner was given in recognition of her achievements.
ترجمه کاربر [ترجمه kamran] شام رسمی سرو شد برای تشکر و قدردانی از دستاوردش
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک شام رسمی به رسمیت شناختن دستاوردهای او داده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک شام رسمی به رسمیت شناختن دستاوردهای او داده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(4) تعریف: acknowledgment of the validity of something.
مترادف: cognizance
مشابه: acceptance, acknowledgment, admission, concession, consideration

- They demanded recognition of their rights as citizens.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آن‌ها خواستار به رسمیت شناختن حقوق خود به عنوان شهروندان شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] آنها خواستار به رسمیت شناختن حقوق خود به عنوان شهروندان شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The new nation has yet to receive recognition from some of its neighbors in the region.
ترجمه کاربر [ترجمه Sina] ملت جدید هنوز باید توسط برخی از همسایه های خود در منطقه به رسمیت شناخته شود ( باید اعتبار و رسمیت خود را از برخی از همسایه های خود در منطقه دریافت کند)
|

ترجمه کاربر [ترجمه kamran] ملت جدید با این حال باید به واسطه برخی از همسایگان منطقه به رسمیت شناخته بشه
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] کشور جدید هنوز از برخی از همسایگان خود در منطقه به رسمیت شناخته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ملت جدید هنوز از بعضی از همسایگان خود در منطقه به رسمیت شناخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Recognition در جمله های نمونه

1. the recognition of a former friend
ترجمه بجا آوردن یک دوست سابق

2. beyond recognition
ترجمه تشخیص ناپذیر،نشناختنی

3. in recognition of
ترجمه به شکرانه‌ی،به قدردانی از

4. the diplomatic recognition of a new country
ترجمه به رسمیت شناسی سیاسی یک کشور جدید

5. the political recognition of a new nation
ترجمه به رسمیت شناسی سیاسی یک کشور جدید

6. a gift in recognition of several years of service
ترجمه هدیه به پاس خدمات چندین ساله

7. he too was given recognition for his devotion
ترجمه از او هم به خاطر فداکاریش قدردانی شد.

8. the young writer received much recognition
ترجمه نویسنده‌ی جوان مورد استقبال زیاد قرار گرفت.

9. the car accident changed her face beyond recognition
ترجمه تصادف اتومبیل صورتش را آنقدر عوض کرده بود که نمی‌شد او را شناخت.

10. negotiating with them is tantamount to a de facto recognition of their government
ترجمه مذاکره با آنها به مثابه به رسمیت شناسی بالفعل دولت آنها است.

11. He has won wide recognition in the field of tropical medicine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به رسمیت شناخته شدن در زمینه پزشکی استوایی را به دست آورده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در زمینه پزشکی گرمسیری شناخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He has achieved recognition and respect as a scientist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به رسمیت شناختن و احترام به عنوان یک دانشمند دست یافته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به عنوان یک دانشمند شناخته شده و احترام گذاشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. She gave me a faint smile of recognition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لبخندی ضعیف به من زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به من لبخند ضعیفی از شناخت را داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It's a new country, hoping for diplomatic recognition from the international community.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کشور جدیدی است، به امید به رسمیت شناختن دیپلماتیک از سوی جامعه بین‌المللی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک کشور جدید است و امیدوار است که از جامعه بین المللی به رسمیت شناختن دیپلماتیک باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The CBI welcomed the Chancellor's recognition of the recession and hoped for a reduction in interest rates.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]CBI از به رسمیت شناختن رکود اقتصادی استقبال کرد و امیدوار بود که نرخ بهره کاهش یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]CBI از تشخیص رئیس جمهور در رکود اقتصادی استقبال کرد و امیدوار بود که نرخ بهره را کاهش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. She gained only minimal recognition for her work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او فقط در کم‌ترین آگاهی از کارش به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تنها برای کار او به رسمیت شناخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Recognition

تشخیص (اسم)
specification , discernment , assessment , diagnosis , recognition , distinction , contradistinction , denotation
شناخت (اسم)
recognition , cognition
شناسایی (اسم)
identity , recognition , cognizance , identification , reconnaissance , exploration
به رسمیت شناختن (اسم)
recognition
بازشناسی (اسم)
recognition
بازشناخت (اسم)
recognition

معنی عبارات مرتبط با Recognition به فارسی

بدون شک، بدون تردید، تشخیص ناپذیر، نشناختنی
دخشه شناسی
الگو شناسی
(دستگاه الکترونیکی) صداشناس

معنی Recognition در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] شناسائی ، شناخت
[برق و الکترونیک] شناسایی ، تشخیص
[حقوق] شناسایی (رسمی)، تصدیق رسمیت، صحت یا اصالت، اعتراف، قدردانی
[ریاضیات] تشخیص، شناسایی
[حسابداری] ضوابط شناخت
[برق و الکترونیک] تفاضل بازشناسی شدت سیگنالی بالاتر از سطح نویز که 0/50 احتمال آشکار سازی سیگنال شنوایی را می دهد .
[حسابداری] شناخت درآمد
[حسابداری] شناخت درآمد
[حسابداری] شناخت درآمد (تحقق درآمد فروش)
[کامپیوتر] تشخیص کاراکتر ، دخشه شناسی ، علامت شناسی .
[برق و الکترونیک] شناخت نویسه فن آوری حس و رمزگذاری نویسه های چاپی یا دستنویس در کامپیوتر .
[کامپیوتر] یک فناوری در تشخیص صدا بصورت خودکار
[حسابداری] شناخت هزینه
[کامپیوتر] تشخیص اثر انگشت
[کامپیوتر] تشخیص دست خط
[حسابداری] شناخت بلا درنگ
[حسابداری] شناخت اولیه
[برق و الکترونیک] شماسایی نویسه جوهر مغناطیسی سیستم پردازش چک بانکی ،پس از چاپ کردن معمولی چکهای خالی ، شماره های شناسایی بانک و مشتری و نویسه های خاصی مطابق با تعاریف قرار دادی جامعه بانکداری آمریکا بر روی آن چاپ می شود . بعد از نقد کردن چک ، تا ده نویسه حرفی و عددی برای مشخص شدن مقدار چک و هرگونه داده ی کنترلی لازم برای پردازش خودکار کامپیوتری به شماره قبلی افزوده می شود .
[کامپیوتر] بازشناسی کاراکتر نوری ، بازشناسی نوری دخشه ، شناسایی نوری دخشه ، تشخیص کاراکتر نوری ، تشخیص نوری دخشه .
[برق و الکترونیک] شناسایی نویسه نوری شناسایی خودکار نویسه های چاپ شده با روشهای نوری که معمولاً با استفاده از یک باریکه نور جارو کنند و یک قطعه حساس به نور انجام می شود.
[کامپیوتر] شناسایی الگو ؛ الگو شناسی ؛ تشخیص الگو
[برق و الکترونیک] شناسایی الگو تطبیق الگوهای تشکیل شده از تصاویر یا اجسام حقیقی با الگوهای ذخیره شده به صورت الکترونیکی در حافظه کامپیوتر . نیمرخها یا ماسکهای اجسام یا صفحه هایی که باید شناسایی شوند در حافظه کامپیوتر ذخیره شده ، با اجسام یا صحنه های حقیقی مشاهده شده در زمان حال با استفاده از دوربین تلویزیونی ، مقایسه می شوند . سیستمهای ساده می توانند جستجوی قسمتها را به طور خودکار و به صورت عملکرد برو/ نرو با حرکت جسم به روی تسمه نقاله و زیر نظر دوربین تلویزیونی انجام دهند . هر قسمتی که نیمرخ یا سطح مقطع صحیحی نداشته باشد به طور خودکار و با استفاده از یک مکانیسم برگشت زدن حذف می شود . در سیستمهای پیشرفته تر ، دوربین TV یک صحنه حقیقی را می پیماید و آن را با عناصر دیداری تصویری مهم که در حافظه کامپیوتر ذخیره شده است ، مقایسه می کند. از این سیستم به عنوان ابزاری در ناوبری موشکهای هدایت شونده با سرعت کم استفاده می شود. دریاچه ها ، رودخانه ها ، سواحل و رشته کوهها عناصر دیداری با کنتراست زیاد هستند .
[زمین شناسی] الگو شناسی فرآیند طبقه بندی کردن عوارض به کلاسهای جداگانه براساس مقایسه با اعضای کلاسهای دیگر یا مقدارهای از پیش تعیین شده برای ویژگیها
[ریاضیات] شناسایی طرح، طرح شناسی
[آمار] تشخیص الگو

معنی کلمه Recognition به انگلیسی

recognition
• acknowledgment; identification
• recognition is the experience of recognizing someone or something.
• when there is recognition of something, people realize or accept that it exists or that it is true.
• if something is done in recognition of someone's achievements, it is done as a way of showing official appreciation of them.
• when a country or organization receives recognition, another country officially accepts its existence and is prepared to work with it.
recognition de facto
• recognition of the existence of a new government or country
recognition de jure
• recognition of the laws of a new government or country
recognition of surrogacy
• acknowledgement of surrogacy, acknowledgement of one as acting in the place of another
recognition sign
• agreed-upon sign that a military force uses in order to identify and differentiate between enemy and friendly troops
aircraft recognition
• distinguishing between different types of aircraft
beyond recognition
• can no longer be recognized, much changed
certificate of recognition
• letter of recognition, evaluative document
optical character recognition
• ability of a computer to recognize printed or handwritten characters by means of an optical scanner and specialized software
pattern recognition
• ability of a computer to find and isolate images within a picture
received recognition
• was honored for his actions, was given favorable notice
shattered beyond recognition
• broken so badly that one can't identify it
sign of recognition
• signal of familiarity, hint of identification
speech recognition
• technology for deciphering human voice and speech by a computer
spelling recognition
• computer program that finds spelling errors
voice recognition
• ability of a computer to understand human speech and to use the speech to build text or instructions

Recognition را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند ٠٩:٣٣ - ١٣٩٧/٠٥/١٥
به رسميت شناختن
|

Toomaz ٠٩:٣٧ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
اذعان
|

سپیده ٢٠:٤٣ - ١٣٩٨/٠٩/٠٩
تقدیر کردن
received recognition for their work
به خاطر کارشان/زحماتشان از آن ها تقدیر شده
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی recognition
کلمه : recognition
املای فارسی : رکگنیتین
اشتباه تایپی : قثزخلدهفهخد
عکس recognition : در گوگل


آیا معنی Recognition مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )