انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1012 100 1

Regressive

تلفظ regressive
تلفظ regressive به آمریکایی/rəˈɡresɪv/ تلفظ regressive به انگلیسی/rɪˈɡresɪv/

معنی: کاهنده، عود کننده، پسرفت کن، برگشت کننده
معانی دیگر: (مالیات) کاهشی، نزولی، بازگشتی، پسرفتی، وابسته به رجعت یا عود، (پزشکی) بهبود گرای

واژه Regressive در جمله های نمونه

1. regressive taxes
ترجمه مالیات‌های کاهشی

2. A regressive tax, like the poll tax, takes proportionately more of a poor person's income.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک مالیات کاهنده، مانند مالیات رای‌گیری، نسبت به درآمد فرد فقیر بیشتر توجه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک مالیات رگرسیون مانند مالیات نظرسنجی، درآمد ناشی از درآمد فقیر را نسبتا بیشتر می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The policy has been condemned as a regressive step.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سیاست به عنوان یک گام regressive محکوم شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این خط مشی به عنوان یک گام عقب افتاده محکوم شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This regressive behaviour is more common in boys.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این رفتار regressive در پسران رایج‌تر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این رفتار رگرسیونی در پسران رایج است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. A regressive tax structure is one in which the average tax rate falls as income level rises.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک ساختار مالیاتی regressive یکی است که در آن متوسط نرخ مالیات به عنوان افزایش سطح درآمد کاهش می‌یابد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک ساختار مالیاتی رگرسیون یکی است که در آن میانگین نرخ مالیات کاهش می یابد به عنوان سطح درآمد افزایش می یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Indirect taxes are, as a group, regressive, though this is not the case for all indirect taxes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مالیات غیر مستقیم، به عنوان یک گروه، رگرسیون است، اما این مورد برای همه مالیات غیر مستقیم نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I saw at first hand what a regressive prison regime does to prisoners.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من در ابتدا دیدم که یک رژیم prison به زندانیان چه می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از ابتدا متوجه شدم که یک رژیم رژیم رژیم به زندانیان چه می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It is reactionary and regressive to pretend that television does not exist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن ارتجاعی و regressive است تا وانمود کند که تلویزیون وجود ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ارتجاعی و تلخ است که وانمود می کند که تلویزیون وجود ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. This is a regressive income tax.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک مالیات بر درآمد کاهنده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک مالیات بر درآمد است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Here are the roots of the regressive trends in adolescence and in adult life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در اینجا ریشه‌های گرایش regressive در دوران نوجوانی و در زندگی بزرگسالی وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اینجا ریشه های رگرسیون گرایی در نوجوانی و در زندگی بزرگسالان می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Here, in the regressive, infantile wish for the perfect parent of early childhood lies the germ of the police state.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در اینجا، در رگرسیونی، فرزندخواندگی برای والدین کامل از دوران کودکی، جوانه ای از وضعیت پلیس است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Critics point out that a sales tax is regressive, and supporters counter by suggesting that low-income taxpayers could get rebates.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]منتقدان می‌گویند که مالیات بر فروش regressive است و حامیان با این پیشنهاد که مالیات دهندگان کم‌درآمد می‌توانند تخفیف پیدا کنند، مخالف هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]منتقدان خاطر نشان کردند که مالیات بر فروش رکود است و حامیان پیشنهاد می دهند که مالیات دهندگان کم درآمد می توانند تخفیف های خود را دریافت کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Non-domestic rates are also regressive but various measures have sought to ease the burden.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نرخ‌های غیر داخلی نیز کاهنده هستند اما اقدامات مختلف به دنبال کاستن از بار هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نرخ های غیر داخلی نیز رگرسیون هستند، اما اقدامات مختلف برای کاهش بار نیاز دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. John Gibson highlights the regressive aspects of recent local government financial reform, and predicts dire consequences for the urban poor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جان گیبسون جنبه های رگرسیونی از اصلاحات مالی اخیر دولت محلی را برجسته می کند و عواقب ناگوار برای فقیر شهری را پیش بینی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Regressive

کاهنده (صفت)
subtractive , ablative , decreasing , regressive , decrescent , depreciatory , flagging
عود کننده (صفت)
regressive , reboant , recurrent , recrudescent
پسرفت کن (صفت)
regressive
برگشت کننده (صفت)
regressive , retrogressive

معنی Regressive در دیکشنری تخصصی

regressive
[ریاضیات] پسرو
[زمین شناسی] فرسایش پس رونده
[زمین شناسی] همپوشانی پس رونده - رجوع شود به offlap.
[زمین شناسی] ریف پس رونده - یک از دسته ریفهای نزدیک ساحل یا زیست کومه هایی که بر روی نهشته های حوضه ای در حین بالا آمدگی یک خشکی بزرگ یا پایین رفتن سطح آب دریا آشکار شده است و کمابیش موازی با ساحل رشد کرده است. (لینک 1950). - مقایسه شود با: ریف پیش رونده.
[زمین شناسی] ریپل پس رونده - اصطلاحی که توسط ژویلینگ (1961) برای یک موج نما نامتقارن استفاده شد که توسط جریان معکوس محلی (مثلاً در بادپناه یک موج ماسه ای یا دلتای کوچک) تشکیل می شود و در نتیجه، در جهتی مخالف با حرکت عمومی جریان جهت گیری می کند.
[زمین شناسی] رسوبات پس رونده - رسوباتی که در حین پسروی یا عقب نشینی آب از یک ناحیه خشکی یا در حین رخنمون تحت الجوی نهشته شده اند و توسط آرایش آفلپ تشخیص داده می شوند.

معنی کلمه Regressive به انگلیسی

regressive
• withdrawing, moving backward; returning to a previous condition, going back to an earlier state
• in a system of regressive taxation, the rate of taxation becomes lower as the amount of money to be taxed increases; a technical term.
• something that is regressive involves a return to a worse condition; a formal word.
regressive rate
• decreasing rate, rate which is dropping
regressive taxes
• mandatory payments which are not dependent of the amount of income

Regressive را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Regressive

نیوشا ١٩:٥٤ - ١٣٩٧/٠٥/١٣
واپسگرا
|

Sima ١٥:٣٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٢
پس رونده ( زمین شناسی )
|

مقداد سلمانپور ١١:٢٠ - ١٣٩٧/١٠/٢٩
نزولی
ثابت(در سامانه مالی)
سیستم مالی ثابتی که متغیرهای آن از رخدادهای طی زمان مستقل هستند و در همان ابتدای کار نرخهای آن تعیین تکلیف میشوند.
در مقابل Progressive
|

فیض ١٤:٣٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٤
رو به کاهش
|

پیشنهاد شما درباره معنی Regressive



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی regressive
کلمه : regressive
املای فارسی : رگرسیو
اشتباه تایپی : قثلقثسسهرث
عکس regressive : در گوگل


آیا معنی Regressive مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )