برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1183 100 1

Regressive

/rəˈɡresɪv/ /rɪˈɡresɪv/

معنی: کاهنده، عود کننده، پسرفت کن، برگشت کننده
معانی دیگر: (مالیات) کاهشی، نزولی، بازگشتی، پسرفتی، وابسته به رجعت یا عود، (پزشکی) بهبود گرای

واژه Regressive در جمله های نمونه

1. regressive taxes
مالیات‌های کاهشی

2. A regressive tax, like the poll tax, takes proportionately more of a poor person's income.
[ترجمه ترگمان]یک مالیات کاهنده، مانند مالیات رای‌گیری، نسبت به درآمد فرد فقیر بیشتر توجه می‌کند
[ترجمه گوگل]یک مالیات رگرسیون مانند مالیات نظرسنجی، درآمد ناشی از درآمد فقیر را نسبتا بیشتر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The policy has been condemned as a regressive step.
[ترجمه ترگمان]این سیاست به عنوان یک گام regressive محکوم شده‌است
[ترجمه گوگل]این خط مشی به عنوان یک گام عقب افتاده محکوم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This regressive behaviour is more common in boys.
[ترجمه ترگمان]این رفتار regressive در پسران رایج‌تر است
[ترجمه گوگل]این رفتار رگرسیونی در پسران رایج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A regressive tax structure is one in which the average tax rate falls as income level rises.
[ترجمه ترگما ...

مترادف Regressive

کاهنده (صفت)
subtractive , ablative , decreasing , regressive , decrescent , depreciatory , flagging
عود کننده (صفت)
regressive , reboant , recurrent , recrudescent
پسرفت کن (صفت)
regressive
برگشت کننده (صفت)
regressive , retrogressive

معنی Regressive در دیکشنری تخصصی

regressive
[ریاضیات] پسرو
[زمین شناسی] فرسایش پس رونده
[زمین شناسی] همپوشانی پس رونده - رجوع شود به offlap.
[زمین شناسی] ریف پس رونده - یک از دسته ریفهای نزدیک ساحل یا زیست کومه هایی که بر روی نهشته های حوضه ای در حین بالا آمدگی یک خشکی بزرگ یا پایین رفتن سطح آب دریا آشکار شده است و کمابیش موازی با ساحل رشد کرده است. (لینک 1950). - مقایسه شود با: ریف پیش رونده.
[زمین شناسی] ریپل پس رونده - اصطلاحی که توسط ژویلینگ (1961) برای یک موج نما نامتقارن استفاده شد که توسط جریان معکوس محلی (مثلاً در بادپناه یک موج ماسه ای یا دلتای کوچک) تشکیل می شود و در نتیجه، در جهتی مخالف با حرکت عمومی جریان جهت گیری می کند.
[زمین شناسی] رسوبات پس رونده - رسوباتی که در حین پسروی یا عقب نشینی آب از یک ناحیه خشکی یا در حین رخنمون تحت الجوی نهشته شده اند و توسط آرایش آفلپ تشخیص داده می شوند.

معنی کلمه Regressive به انگلیسی

regressive
• withdrawing, moving backward; returning to a previous condition, going back to an earlier state
• in a system of regressive taxation, the rate of taxation becomes lower as the amount of money to be taxed increases; a technical term.
• something that is regressive involves a return to a worse condition; a formal word.
regressive rate
• decreasing rate, rate which is dropping
regressive taxes
• mandatory payments which are not dependent of the amount of income

Regressive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیوشا
واپسگرا
Sima
پس رونده ( زمین شناسی )
مقداد سلمانپور
نزولی
ثابت(در سامانه مالی)
سیستم مالی ثابتی که متغیرهای آن از رخدادهای طی زمان مستقل هستند و در همان ابتدای کار نرخهای آن تعیین تکلیف میشوند.
در مقابل Progressive
فیض
رو به کاهش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی regressive
کلمه : regressive
املای فارسی : رگرسیو
اشتباه تایپی : قثلقثسسهرث
عکس regressive : در گوگل

آیا معنی Regressive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )