برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1354 100 1

Rehearse

/riˈhɜːrs/ /rɪˈhɜːs/

معنی: گفتن، تمرین کردن، تکرار کردن
معانی دیگر: باز گفتن، واگویی کردن، بازگویی کردن، برشمردن، (دقیقا) شرح دادن، (به ترتیب) گفتن، (نمایش یا کنسرت و غیره) تمرین کردن، تمرین دادن، (با تمرین) آموزاندن

بررسی کلمه Rehearse

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: rehearses, rehearsing, rehearsed
(1) تعریف: to practice (a speech, play, musical composition, or the like) in order to make perfect for presentation.
مترادف: practice
مشابه: drill, exercise, prepare

- We need to rehearse the third act again.
[ترجمه sepehr] ما باید دوباره حرکت سوم رو تمرین کنیم
|
[ترجمه ترگمان] باید دوباره تمرین سوم رو تمرین کنیم
[ترجمه گوگل] ما باید دوباره اقدام سوم را انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to repeat (an action) or drill (an actor or other performer) in order to make perfect.
مترادف: drill, practice
مشابه: exercise, recite

- The choreographer is rehearsing the dancers.
[ترجمه امیر سالار] مربی رقص داره با رقاص ها تمرین میکنه.|
...

واژه Rehearse در جمله های نمونه

1. before the night of the play's opening, we must rehearse it three more times
قبل از شب آغاز نمایش باید سه بار دیگر آن را تمرین کنیم.

2. I think we need to rehearse the first scene again.
[ترجمه ستایش سربندی] فکر کنم باید دوباره سکانس اول رو تمرین کنیم
|
[ترجمه پارسا محمد پور نامی] من فکر میکنم که ما بایدصحنه اول رو دوباره تمرین کنیم
|
[ترجمه ترجمه REYHANEH JAFARI] من فکر میکنم لازم است که ما سکانس اول را دوباره مرور کنیم
|
[ترجمه Kosar.Asadi] فک کنم ما نیاز داریم سکانس اول رو دوباره تمرین کنیم.|
[ترجمه Melika] ...

مترادف Rehearse

گفتن (فعل)
utter , declare , relate , tell , inform , say , adduce , tongue , mouth , observe , cite , intimate , bubble , rehearse
تمرین کردن (فعل)
practice , exercise , drill , rehearse , woodshed , practise
تکرار کردن (فعل)
reiterate , repeat , replicate , reduplicate , rehearse , frequent , iterate , ingeminate , renew

معنی کلمه Rehearse به انگلیسی

rehearse
• drill, practice an action repeatedly in order to perfect it
• when people rehearse a play, dance, or piece of music, they practise it in preparation for a public performance.

Rehearse را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Nnn
بسیار تکرار کردن
nima
تکرار کردن بسیار
shiva_sisi‌
تکرار کردن،گفتن،بیان کردن،تکرار کردن
amirmohamad
ورزش کردن
سهیل حسن زاده
گفتن‌ ، تمرين‌ كردن‌ ، تكرار كردن‌
shiva_sisi‌
گفتن، تمرین کردن، تکرار کردن
رها
Practice for a performance
Ghazal
Rehearse means practice for a performance
میترا
تمرین کردن، تعلیم دادن، آماده کردن، بازگفتن، مرور کردن
ممل
تمرین کردن
یک کاربر آبادیس
تمرین برای اجرا (کلاس زبان)
means practice for a performance
(performance (makes a video
آنجلا
گفتن ، تمرین کردن
یکی از کانون زبانی ها (مبینا دهقانی)
تمرین کردن مجدد
محدثه فرومدی
بازگو کردن
kk
گفتن
Nar.m
rehearse means practice for a performance

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rehearse
کلمه : rehearse
املای فارسی : رهیرس
اشتباه تایپی : قثاثشقسث
عکس rehearse : در گوگل

آیا معنی Rehearse مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )