انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1096 100 1

Remains

تلفظ remains
تلفظ remains به آمریکایی/rəˈmeɪnz/ تلفظ remains به انگلیسی/rɪˈmeɪnz/

معنی: باقی، بقایا
معانی دیگر: بقیه (بقایا)، باقی ماندگان، پس مانده ها، نشانه های گذشته، یادبودها، یادگارها، آثار، جسد، لاشه، نعش، جنازه، باقی مانده

بررسی کلمه Remains

اسم جمع ( plural noun )
(1) تعریف: that which is left when parts have been taken away, destroyed, or the like.
مشابه: remainder, remnant

- the remains of yesterday's dinner
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بقایای شام دیروز
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بقایای شام دیروز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a dead body; corpse.
مشابه: cadaver, carrion, corpse

(3) تعریف: ruins or traces of the past.
مشابه: antiquity, remnant, ruin, vestige

(4) تعریف: unpublished writings left by an author at his death; literary remains.

واژه Remains در جمله های نمونه

1. he remains here on sufferance
ترجمه او با اجازه اینجا می‌ماند.

2. she remains an optimist
ترجمه او هنوز خوشبین است.

3. it remains to add that. . .
ترجمه فقط باید افزود که . . .

4. it remains to be seen
ترجمه بعدا معلوم خواهد شد،هنوز معلوم نیست

5. his earthly remains were buried in a monastery
ترجمه جسد او را در خانقاهی خاک کردند.

6. only one bowl remains of that delicious wine. . .
ترجمه از باده‌ی نوشین قدحی بیش نماند . . .

7. sea gulls scavenged the remains of the fish market
ترجمه مرغان دریایی باقیمانده‌های بازار ماهی را لاشخوری می‌کردند.

8. his stock with the electorate remains high
ترجمه رای دهندگان هنوز برای او اعتبار زیادی قائل‌اند.

9. what he really wanted to say remains indefinite
ترجمه آنچه که واقعا می‌خواست بگوید مبهم باقی مانده است.

10. mustard gas is a persistent gas that remains deadly for several minutes
ترجمه گاز خردل گاز دیرپایی است که تا چندین دقیقه مهلک باقی می‌ماند.

11. who knows only his own generation always remains a child
ترجمه کسی که فقط از نسل خود اطلاع دارد همیشه کودک باقی خواهد ماند.

12. Distance doesn't mean separation,the longing feeling remains the same no matter how far it is. I'm your friend on the journey of life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فاصله به معنای جدایی نیست، احساس اشتیاق نیز یک‌سان باقی می‌ماند مهم نیست چقدر است من دوست تو در سفر زندگی هستم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فاصله به معنای جدایی نیست، احساس گرایش به همان اندازه مهم نیست من دوست شما در سفر زندگی هستم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Building at the site was halted after human remains were unearthed earlier this month.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساختمان این مکان پس از کشف بقایای انسانی در اوایل این ماه متوقف شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساختمان در این محل پس از آنکه بقای انسانها در اوایل ماه جاری کشف شد، متوقف شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The remains of some Roman earthenware vessels were found during the dig.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بقایای برخی ظروف سفالی رومی در طول این گودال یافت شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باقی مانده از برخی از عناصر رومی سفال در طول حفاری یافت شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The festival remains a valuable showcase for new talent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این جشنواره به عنوان یک نمایش ارزشمند برای استعدادهای جدید باقی مانده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این جشنواره یک نمایش ارزشمند برای استعدادهای جدید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The arctic shore remains frozen until the summer thaw.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تا قبل از گرم شدن فصل تابستان، ساحل قطبی منجمد می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ساحل دریای آرکیک تا زمان تابستان تابستان باقی می ماند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The ownership of the painting remains unclear.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مالکیت این نقاشی هنوز مشخص نشده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مالکیت نقاشی هنوز نامشخص است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. How do you demonstrate that the pressure remains constant?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چگونه ثابت می‌کنید که فشار ثابت باقی می‌ماند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چطور نشان می دهید که فشار ثابت باقی می ماند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Remains

باقی (اسم)
rest , residuum , remainder , gleanings , remains , leftovers , leavings
بقایا (اسم)
rest , leftover , vestige , remains , reliquiae , remnants

معنی Remains در دیکشنری تخصصی

remains
[علوم دامی] پسمان ، باقی مانده .
[ریاضیات] تغییر نمی کند

معنی کلمه Remains به انگلیسی

remains
• corpse, dead body; remainders, remnants; ruins or items preserved from earlier times
remains in the background
• does not step into the limelight, works behind the scenes
remains to be seen
• still unclear but time will tell
archeological remains
• historical ruins

Remains را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

Erfan.Zarandi ٠٦:٢١ - ١٣٩٨/٠٨/٠٢
دفعات باقی مانده مانند
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی remains
کلمه : remains
املای فارسی : رمینس
اشتباه تایپی : قثئشهدس
عکس remains : در گوگل


آیا معنی Remains مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )