برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1324 100 1

Representing


قانون ـ فقه : به نمایندگى

واژه Representing در جمله های نمونه

1. representing sounds with letters
نشان دادن اصوات با حروف

2. who is representing you in the trial?
وکیل تو در محاکمه کیست‌؟

3. a three-man deputation representing swiss bankers
هیئت نمایندگی سه نفره از جانب بانکداران سویسی

Representing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کیوان
منافع
Z.B
بیانگر
Toomaz
بازنمایی
زینب زرمسلک
نشان دهنده، ارائه کننده/ دهنده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی representing
کلمه : representing
املای فارسی : رپرسنتینگ
اشتباه تایپی : قثحقثسثدفهدل
عکس representing : در گوگل

آیا معنی Representing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )