انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1009 100 1

Requirements

تلفظ requirements
تلفظ requirements به آمریکایی تلفظ requirements به انگلیسی

معنی: مقررات
معانی دیگر: احتیاجات بازرگانى : شرایط لازم علوم نظامى : نیازمندیها

واژه Requirements در جمله های نمونه

1. hollow requirements that encumbered peace negotiators
ترجمه الزامات پوچی که دست و پای مذاکره کنندگان صلح را بسته بود

2. the requirements for college entrance
ترجمه شرایط (پیش‌نیازهای) ورود به دانشگاه

3. our military requirements are not so dissimilar from your economic ones
ترجمه الزامات نظامی ما فرق چندانی با الزامات اقتصادی شما ندارد.

4. to fulfill the requirements of entry to the university
ترجمه شرایط ورود به دانشگاه را حایز بودن

5. she has successfully performed all requirements for a b. a. degree
ترجمه او با موفقیت کلیه‌ی شرایط درجه لیسانس را پشت‌سر گذاشت.

6. she has completely satisfied our graduation requirements
ترجمه او تمام اقدامات برای فارغ‌التحصیل شدن ما را انجام داده است.

7. production is not sufficient to satisfy people's requirements for drugs
ترجمه تولید برای رفع نیاز مردم به دارو کافی نیست.

8. to get a diploma, you have to satisfy all of these course requirements
ترجمه برای گرفتن پایان‌نامه باید تمام درس‌های لازم را بگذرانی.

مترادف Requirements

مقررات (اسم)
provisions , prescriptions , requirements , stipulations

معنی Requirements در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] نیاز
[برق و الکترونیک] نیازمندیها
[فوتبال] شرایط مورد نیاز
[کامپیوتر] فهرست نیازمندیها
[حسابداری] تغییرات در نیازهای جاری
[عمران و معماری] شرایط اجرایی
[حسابداری] الزامات قانونی
[حسابداری] مواد صادره زائی براحتیاج
[ریاضیات] حداقل شرایط لازم
[خاک شناسی] نیازهای خاک ورزی

معنی کلمه Requirements به انگلیسی

requirements of the law
• things that the law considers necessary
eligibility requirements
• essential elements which much be present in order to qualify
kashrut requirements
• laws of kashrut, jewish dietary laws that dictate which food is allowed and disallowed as well as how to prepare food in a permissible way
reserve requirements
• instruction about the amount of reserves a bank must maintain
software requirements
• (computers) needed software, programs that are required; work environment and hardware needed in order for a computer program to function properly

Requirements را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Requirements

hossein fallahpour ١٣:٣٥ - ١٣٩٦/٠٥/٠٧
شرایط، پیش نیازها، مقتضیات، الزامات
|

نادرآشناگر ١٨:١٤ - ١٣٩٦/١٠/٠٨
حلقه غیر اشباع
|

sam ١٥:٠٥ - ١٣٩٧/٠٩/٠٩
نیازمندی ها
|

زهرا سلطانی ١١:٤٨ - ١٣٩٨/٠١/٢١
وسیله
|

مقداد سلمانپور ١٠:١٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٤
الزامات
|

پیشنهاد شما درباره معنی Requirements



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ا.امين > دادرسان
کورش شیرازی > یاقچی یول
فرشاد > paraphrase
کورش شیرازی > یاقچی
پیمان > nonchalance
zb > cross
نعمت الله سیادت مقدم شاعر > وقاهت
Ali > سخن بیهوده

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی requirements
کلمه : requirements
املای فارسی : رقیرمنتس
اشتباه تایپی : قثضعهقثئثدفس
عکس requirements : در گوگل


آیا معنی Requirements مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )