برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

Resonator

/ˈrezəneɪtər/ /ˈrezəneɪtə/

معنی: تشدید کننده، اسباب ارتعاش
معانی دیگر: (صدا) خنیدگر، تشدیدگر، بازآواگر، مشدد

بررسی کلمه Resonator

اسم ( noun )
• : تعریف: any of various devices, often hollow, that produce sound through resonance, or that detect resonance.

واژه Resonator در جمله های نمونه

1. The magnetic resonator tests show no damage.
[ترجمه ترگمان]آزمایش‌ها تشدید کننده مغناطیسی هیچ آسیبی را نشان نمی‌دهند
[ترجمه گوگل]آزمایشات تشدید مغناطیسی هیچ آسیبی را نشان نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The external inspirator is available to drive the resonator to produce traveling wave. Under resonant frequency the distortion of resonator reached a peak.
[ترجمه ترگمان]The خارجی برای تحریک تشدیدگر به منظور تولید موج سیار موجود است در فرکانس تشدید، اغتشاش تشدید کننده به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]الكترودروره در دسترس برای رانندگی رزوناتور برای تولید موج حرکتی است در فرکانس رزونانس، اعوجاج رزوناتور به نقطه اوج رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Axis determination of misaligned planoconcave and concave-planoconcave cavity resonator is put forward .
[ترجمه ترگمان]تعیین Axis of و resonator حفره concave - planoconcave به جلو ارائه شده‌است
[ترجمه گوگل]تعيين محور پلانوکونکوايی غير مستقيم و رزوناتور حفره مقطع-پلانوکونکاوا مطرح شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. To provide a tuning fork type quartz resonator hav ...

مترادف Resonator

تشدید کننده (اسم)
booster , resonator
اسباب ارتعاش (اسم)
resonator

معنی Resonator در دیکشنری تخصصی

[سینما] تشدید کننده
[برق و الکترونیک] تشدید گر قطعه ای که در بسامد خاصی تشدید نشان می دهد ، مانند تشدید گر آکوستیکی یا تشدید گر حفره ای . - تشدید کننده ، طینن ساز
[ریاضیات] تشدید کننده، مشدد
[پلیمر] تشدیدگر
[برق و الکترونیک] شبکه تشدیدگر شبکه ای که با تشدیدگر کاواکی در لامپ مدوله شده ی سرعت ضربه می زند تا تزویج بین تشدیدگر و باریکه الکترونی را به وجود آورد .
[برق و الکترونیک] مد تشدید گر مد کاری که در آن جریان الکترونی ، رسانایی منفی را در مدار تزویج شده نوسان ساز به وجود می آورد .
[برق و الکترونیک] موج سنج تشدید گر هر مدار تشدی کننده ای که طول موج را تعیین کند ف مانند بسامد سنج تشدیدگر کاواکی .
[برق و الکترونیک] مشدد آکوستیکی مشددی به شکل یک محفظه که در بسامد معینی از انرژی آکوستیکی تولید تشدید میکند.
[برق و الکترونیک] مشدد دسته بند ، مشدد ورودی کاواک مشدد اول یا ورودی در لامپ مدوله شده با سرعت مجاورت کاتد قرار میگیرد . در ایم مشدد ، الکترونهای سریعتر توسط الکترونهای آهسته گرفتار می شوند و دسته هایی از الکرونها تولید می شود .
[برق و الکترونیک] مشدد کاواکی فضایی کاملاُ محصور توسط رسانای فلزی که طوری تحریک شده است که به عنوان منبع نوسانات الکترومغناطیسی رفتار می کند. ابعاد و شکل محفظه ، بسامد تشدید را تعیین می کند. - تشدید کننده حفره ای
...

معنی کلمه Resonator به انگلیسی

resonator
• device used to amplify sound through reverberation

Resonator را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
طنین افکن صدای ارتعاشات خنیا گری آواز رامشگران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی resonator
کلمه : resonator
املای فارسی : رسنتر
اشتباه تایپی : قثسخدشفخق
عکس resonator : در گوگل

آیا معنی Resonator مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )