انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1011 100 1

Restoration

تلفظ restoration
تلفظ restoration به آمریکایی/ˌrestəˈreɪʃn̩/ تلفظ restoration به انگلیسی/ˌrestəˈreɪʃn̩/

معنی: ترمیم، تجدید، اعاده، استرداد، استقرار مجدد، بازگرداندن
معانی دیگر: بازگردانی، پس دادن، بازداد، بازگشت، بازدهی، بازساخته، بازسازی، مرمت، رجوع شود به: restitution

بررسی کلمه Restoration

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of restoring.
مشابه: repair

(2) تعریف: a return to an original form or condition.

(3) تعریف: replacement or return of something that has been lost or taken away.
مشابه: restitution

(4) تعریف: the remodeling of an ancient or historic building, painting, or other artifact.

(5) تعریف: (cap.) the period during which Charles II returned to the English throne, from 1660 to about 1685.

واژه Restoration در جمله های نمونه

1. the restoration of charles ii to the throne of england
ترجمه بازگردانی چارلز دوم به تخت سلطنت انگلیس

2. the restoration of order and peace in the cities
ترجمه اعاده‌ی نظم و آرامش در شهرها

3. They demanded the restoration of all their lost lands.
ترجمه کاربر [ترجمه مجید طرقی دریاسری] آن ها به شدت خواهان استرداد تمامی سرزمین های تصرف شده خود شدند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها خواستار بازگشت همه سرزمین‌های از دست رفته خود شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها خواستار بازسازی تمامی سرزمین های گمشده خود شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Major restoration work will begin in May.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کار بازسازی اصلی در ماه مه آغاز خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارهای بزرگ بازسازی در ماه مه آغاز خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. We demand an immediate restoration of our right to vote.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما خواستار بازگشت فوری حق رای خود هستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما خواهان اصلاح فوری حق رای دادن ما هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Many of the older paintings have undergone extensive restoration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از تابلوهای قدیمی‌تر، بازسازی گسترده‌ای شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از نقاشی های قدیمی تر بازسازی گسترده ای صورت گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The house fell into disrepair until a restoration fund was set up .
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این خانه تعمیر شد تا زمانی که صندوق بازسازی راه‌اندازی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خانه تا زمانی که یک صندوق ترمیم راه اندازی شد، سقوط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. This historic watermill is currently awaiting restoration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این watermill تاریخی در حال حاضر منتظر بازگشت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این جنگل تاریخی در حال حاضر در حال بازسازی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He is still at work on the restoration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او هنوز در حال کار بر روی بازسازی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او هنوز در کار بازسازی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The rural environment lent itself to the restoration of his health.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]محیط روستایی به احیای سلامتی خود کمک کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]محیط زیست روستایی خود را به بازگرداندن سلامت خود تحمیل کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The palace is closed during restorations / for restoration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاخ در طول ترمیم \/ بازسازی بسته شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کاخ در طول ترمیم / برای بازسازی بسته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. His visit is expected to lead to the restoration of diplomatic relations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود این دیدار منجر به احیای روابط دیپلماتیک شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انتظار می رود سفر وی به بازسازی روابط دیپلماتیک باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. An anonymous donor has given £500 towards the restoration fund.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک اهدا کننده ناشناس ۵۰۰ پوند به صندوق بازسازی اهدا کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک ناشر ناشناس 500 پوند را به صندوق ترمیم اختصاص داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The restoration to the castle took a year and cost a lot of money.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بازگشت به قلعه یک سال طول کشید و هزینه زیادی داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازسازی به قلعه یک سال طول کشید و هزینه زیادی به خرج داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I owe the restoration of my hearing to this remarkable new technique.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من به احیای شنوایی خود به این تکنیک جالب توجه دارم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به بازسازی جلسه من به این تکنیک جدید قابل توجه می اندیشم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Restoration

ترمیم (اسم)
recovery , amendment , relief , restoration
تجدید (اسم)
resumption , restoration , anabiosis , renewal , revival , repeat , recrudescence , repetition , instauration
اعاده (اسم)
recourse , restoration , restitution , return , rebound , recession , repetition
استرداد (اسم)
recovery , restoration , retraction , refund , reclamation
استقرار مجدد (اسم)
restoration , revival , reintegration
بازگرداندن (اسم)
restoration

معنی عبارات مرتبط با Restoration به فارسی

زنده سازی، احیا
جنبش اصلاح طلبانه ی می جی در ژاپن (پس از جلوس امپراطور موتسوهیتو در سال 1867)

معنی Restoration در دیکشنری تخصصی

restoration
[برق و الکترونیک] باز سازی
[زمین شناسی] بهسازی ، اصلاح -استقرار
[آمار] بازپردازی
[برق و الکترونیک] جهش ؛ جهش زن ؛ بازیابی « دی سی» ؛ بازسازی« دی سی» معرفی یک سطح مرجع که رابطه مشخصی را با شکل موج پالسی مثلاً در قله های مثبت یا منفی آن داشته باشد.
[زمین شناسی] بازیابی تصویر
[برق و الکترونیک] بازسازی سیگنال

معنی کلمه Restoration به انگلیسی

restoration
• act of returning to a previous condition (in health); rehabilitation; reconstruction, reproduction
restoration of lost property
• giving back of lost possessions to the owners
restoration of the ruins
• rebuilding of ruins, renovation of ruins
art restoration
• repairing of old or damaged works of art in order to return them to good condition
meiji restoration
• era in the history of japan during which the downfall of feudalism took place and japan opened trade and diplomatic relations with the west

Restoration را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Restoration

مقداد سلمانپور ١٥:١٥ - ١٣٩٧/١٠/١٨
بازگرداندن اوضاع محل فعالیت به وضعیت اولیه
|

Siamak ١٠:٠١ - ١٣٩٧/١٢/٢١
ترمیم،بازسازی،مرمت ساختمان قدیمی
|

پیشنهاد شما درباره معنی Restoration



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی restoration
کلمه : restoration
املای فارسی : رسترتین
اشتباه تایپی : قثسفخقشفهخد
عکس restoration : در گوگل


آیا معنی Restoration مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )