برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1321 100 1

Restoration

/ˌrestəˈreɪʃn̩/ /ˌrestəˈreɪʃn̩/

معنی: ترمیم، تجدید، اعاده، استرداد، استقرار مجدد، بازگرداندن
معانی دیگر: بازگردانی، پس دادن، بازداد، بازگشت، بازدهی، بازساخته، بازسازی، مرمت، رجوع شود به: restitution

بررسی کلمه Restoration

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of restoring.
مشابه: repair

(2) تعریف: a return to an original form or condition.

(3) تعریف: replacement or return of something that has been lost or taken away.
مشابه: restitution

(4) تعریف: the remodeling of an ancient or historic building, painting, or other artifact.

(5) تعریف: (cap.) the period during which Charles II returned to the English throne, from 1660 to about 1685.

واژه Restoration در جمله های نمونه

1. the restoration of charles ii to the throne of england
بازگردانی چارلز دوم به تخت سلطنت انگلیس

2. the restoration of order and peace in the cities
اعاده‌ی نظم و آرامش در شهرها

3. They demanded the restoration of all their lost lands.
[ترجمه مجید طرقی دریاسری] آن ها به شدت خواهان استرداد تمامی سرزمین های تصرف شده خود شدند.
|
[ترجمه ترگمان]آن‌ها خواستار بازگشت همه سرزمین‌های از دست رفته خود شدند
[ترجمه گوگل]آنها خواستار بازسازی تمامی سرزمین های گمشده خود شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Major restoration work will begin in May.
[ترجمه ترگمان]کار بازسازی اصلی در ماه مه آغاز خواهد شد
[ترجمه گوگل]کارهای بزرگ بازسازی در ماه مه آغاز خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We demand an immediate restoration of our right to vote.
...

مترادف Restoration

ترمیم (اسم)
recovery , amendment , relief , restoration
تجدید (اسم)
resumption , restoration , anabiosis , renewal , revival , repeat , recrudescence , repetition , instauration
اعاده (اسم)
recourse , restoration , restitution , return , rebound , recession , repetition
استرداد (اسم)
recovery , restoration , retraction , refund , reclamation
استقرار مجدد (اسم)
restoration , revival , reintegration
بازگرداندن (اسم)
restoration

معنی عبارات مرتبط با Restoration به فارسی

زنده سازی، احیا
جنبش اصلاح طلبانه ی می جی در ژاپن (پس از جلوس امپراطور موتسوهیتو در سال 1867)

معنی Restoration در دیکشنری تخصصی

restoration
[برق و الکترونیک] باز سازی
[زمین شناسی] بهسازی ، اصلاح -استقرار
[آمار] بازپردازی
[برق و الکترونیک] جهش ؛ جهش زن ؛ بازیابی « دی سی» ؛ بازسازی« دی سی» معرفی یک سطح مرجع که رابطه مشخصی را با شکل موج پالسی مثلاً در قله های مثبت یا منفی آن داشته باشد.
[زمین شناسی] بازیابی تصویر
[برق و الکترونیک] بازسازی سیگنال

معنی کلمه Restoration به انگلیسی

restoration
• act of returning to a previous condition (in health); rehabilitation; reconstruction, reproduction
restoration of lost property
• giving back of lost possessions to the owners
restoration of the ruins
• rebuilding of ruins, renovation of ruins
art restoration
• repairing of old or damaged works of art in order to return them to good condition
meiji restoration
• era in the history of japan during which the downfall of feudalism took place and japan opened trade and diplomatic relations with the west

Restoration را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فارسی را پاس بداریم.
بازگرداندن اوضاع محل فعالیت به وضعیت اولیه
Siamak
ترمیم،بازسازی،مرمت ساختمان قدیمی
زهرا
بازآرایی
بازیابی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی restoration
کلمه : restoration
املای فارسی : رسترتین
اشتباه تایپی : قثسفخقشفهخد
عکس restoration : در گوگل

آیا معنی Restoration مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )