انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 920 100 1

واژه Restraining در جمله های نمونه

1. a law for restraining the power of banks to raise interest rates
ترجمه قانونی برای محدود کردن قدرت بانک‌ها در بالا بردن نرخ بهره

مترادف Restraining

ضابط (صفت)
restraining , retentive

معنی عبارات مرتبط با Restraining به فارسی

منع کننده نفس، مسک کننده نفس، خوددار

معنی کلمه Restraining به انگلیسی

restraining order
• (law) court order instructing a person not to do something (such as make contact with another person, prohibiting or restraining access or proximity with another person, enter or come close to the family home, take a child from the country etc.); temporary court order prohibiting a particular act until a decision is determined with regard to its legality

Restraining را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Restraining

عاطفه موسوی ١٤:٥٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٠
مانا
پایدار
|

محمدحسین ١٤:٥٠ - ١٣٩٨/٠٣/٠٢
نگه دارنده
|

پیشنهاد شما درباره معنی Restraining



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی restrainingکلمه : Restraining
املای فارسی : رستراینینگ
اشتباه تایپی : قثسفقشهدهدل
عکس Restraining : در گوگل


آیا معنی Restraining مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )