برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1288 100 1

Retrograde

/ˈretrəˌɡred/ /ˈretrəɡreɪd/

معنی: انحطاط دهنده، قفایی، برگشت دهنده، قهقهرایی، تنزل کننده، بقهقرا رفتن، پس رفتن
معانی دیگر: پسرو، عقب رونده، قهقرایی، پسگرد، درحال عقب نشینی، وارون، وارونه، معکوس (مثل از پایین به بالا یا از عقب به جلو)، ارتجاعی، پسگرای، عقب افتاده، پس پسکی رفتن، به قهقرا رفتن، پسرفت کردن، پسگرد کردن، پسروی کردن، بد شدن، تنزل کردن، (به ویژه موسیقی) مکرر و معکوس، (مهجور) مخالف، ضد، (نجوم) دارای حرکت معکوس (مثلا نسبت به جهت حرکت زمین به دور خورشید)، وارونگرد، وارونگرد بودن

بررسی کلمه Retrograde

صفت ( adjective )
(1) تعریف: moving or tending to move in a backward direction; retreating.
متضاد: forward
مشابه: backward

- To the surprise of his officers, the general ordered a retrograde movement of the troops.
[ترجمه ترگمان] ژنرال با کمال تعجب دستور حرکت واپس رونده قشون را داد
[ترجمه گوگل] به تعجب افسرانش، ژنرال دستور داد که یک حرکت عقب مانده از نیروها انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Retrograde attitudes in the industry make it difficult for women to rise to high professional levels.
[ترجمه ترگمان] نگرش Retrograde در این صنعت برای زنان دشوار است که سطح حرفه‌ای بالایی را افزایش دهند
[ترجمه گوگل] نگرش رتروگراد در صنعت آن را دشوار برای زنان به سطوح بالا و حرفه ای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: returning to a more primitive or inferior condition; showing degeneration; deteriorating.

(3) تعریف: in astronomy, moving in a direction opposite to that of the movement of the earth around the sun.

- a retrograde orbit
...

واژه Retrograde در جمله های نمونه

1. retrograde ideas
عقاید پسگرای

2. a retrograde alphabet
الفبای از راست به چپ (که از نظر انگلیسی زبانان وارونه است)

3. a retrograde order of enumeration
ترتیب شمارش وارونه (مثلا از ده به یک)

4. a retrograde step
گامی به عقب

5. the retrograde policies of that government
سیاست‌های پسگرایانه‌ی آن دولت

6. to fight a retrograde action
در حال عقب‌نشینی جنگیدن

7. The closure of the factory is a retrograde step .
[ترجمه ترگمان]تعطیلی این کارخانه یک گام واپس رونده است
[ترجمه گوگل]بستن کارخانه یک مرحله عقب مانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He said it would be a retrograde step to remove single parent benefit.
[ترجمه ترگمان]او گفت که این اقدام یک حرکت واپس رونده برای حذف منفعت یک والد خواهد بود
[ترجمه گوگل]او گفت که قدم عقب مانده برای حذف مزایای پدر و مادر تنها خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Retrograde

انحطاط دهنده (اسم)
retrograde
قفایی (صفت)
mauve , retrograde , nuchal
برگشت دهنده (صفت)
retrograde
قهقهرایی (صفت)
retrograde
تنزل کننده (صفت)
retrograde
بقهقرا رفتن (فعل)
retrograde , retrogress
پس رفتن (فعل)
retire , regress , recede , retrograde , pull back , retrogress

معنی عبارات مرتبط با Retrograde به فارسی

(پزشکی) یاد زدودگی پس گستر

معنی Retrograde در دیکشنری تخصصی

retrograde
[صنایع غذایی] برگشت دهنده ، انحط اط دهنده ، قفایی ، تنزل کننده ،اصطلاحی که در محصولات نانی و کیک دیده می شود و به برگشت و تغیرر شکل نشاسته گفته می شود.
[زمین شناسی] پسرونده ، قهقرایی ، پادساعتگرد
[ریاضیات] پس رو، وارون، معکوس
[روانپزشکی] فراموشی پس گستر
[زمین شناسی] جوشش قهقرایی
[آب و خاک] فرسایش قهقرایی
[زمین شناسی] دگرگونی واسپگرا ، دگرگونی قهقرایی
[زمین شناسی] حرکت قهقرایی ، حرکت رجعى - دوره ای که یک سیاره به سمت غرب بر روی کره سماوی حرکت می کند. به عنوان مثال، وقتی زمین از نظر حرکت زاویه ای دارد و حول خورشید از مشتری جلو می زند، مشتری قبل و بعد از آن موقعیت، در حرکت قهقرایی است. - مقایسه شود با: حرکت پیش رونده (Prograde motion).
[عمران و معماری] پیشروش معکوس
[زمین شناسی] پیش روش معکوس
[ریاضیات] جهت وارون، جهت معکوس
[زمین شناسی] حرکت قهقرایی ، حرکت رجعى - دوره ای که یک سیاره به سمت غرب بر روی کره سماوی حرکت می کند. به عنوان مثال، وقتی زمین از نظر حرکت زاویه ای دارد و حول خورشید از ...

معنی کلمه Retrograde به انگلیسی

retrograde
• retreat, move backward; repeat, reiterate, recapitulate; worsen, deteriorate
• retreating, moving backward; moving in a direction opposite the usual direction; moving in a direction opposite to that of the earth around the sun (astronomy); appearing to move from east to west (astronomy); worsening, deteriorating
• you describe an action as retrograde when you think that it makes a situation worse rather than better; a formal word.

Retrograde را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Dictionary
[پزشکی] :به طرف عقب، برعکس
محمدرضا بخت آبادی
نیاز به جراحی
یوسف
retrograde amnesia
_{عصب شناسی)_ فراموشی نزولی.نسیان قهقرایی.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی retrograde
کلمه : retrograde
املای فارسی : رترگرد
اشتباه تایپی : قثفقخلقشیث
عکس retrograde : در گوگل

آیا معنی Retrograde مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )