انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 991 100 1

Rev

تلفظ rev
تلفظ rev به آمریکایی/ˈrev/ تلفظ rev به انگلیسی/rev/

معنی: تند گشتن، دور برداشتن
معانی دیگر: (معمولا با up) سرعت گرفتن یا دادن، تشدید کردن یا شدن، زیاد کردن یا شدن، (موتور را در جا) گاز دادن، (عامیانه - مخفف: revolution)، چرخش، (موتور) دور، گردش، دور موتور را زیاد کردن، دور برداشتن یا گرفتن، چرخش افزایی کردن، مخفف:، درآمد، معکوس، وارون، بازبین (شده)، بازنویسی شده، بازبینی، (انجیل) کتاب مکاشفه

بررسی کلمه Rev

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) one revolution of an engine, shaft, or the like, or the sound made by this revolution.

- I heard the rev of his motorcycle engine, and a moment later he zoomed off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] صدای موتور سیکلت موتور سیکلت را شنیدم و یک لحظه بعد از اتاق بیرون رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] من از موتور موتورسیکلت خود شنیدم، و یک لحظه بعد او را بزرگ کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: revs, revving, revved
(1) تعریف: (informal) to accelerate the speed of (an engine).
مشابه: gun

- The racers lined up their cars and revved their engines.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سوارکاران اتومبیل‌های خود را زیر و رو می‌کردند و موتور آن‌ها را دور می‌زدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] روروک مخصوص بچه ها ماشین های خود را دراز کرده و موتورهای خود را احاطه کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to arouse or excite for anticipated action (usu. fol. by up).

- The players are revving themselves up for game.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بازیکنان برای بازی آماده می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بازیکنان خود را برای بازی آماده می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: (informal) of an engine, to be accelerated rapidly.

- The race crowd got excited as the engines revved.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جمعیت مسابقه به خاطر دور زدن موتور هیجان‌زده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] مردم مسابقه هیجان زده به عنوان موتورهای revved
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to become aroused or excited for anticipated action.

- We're revving up for the next demonstration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ما قراره نمایش بعدی رو اجرا کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ما برای تظاهرات بعدی آماده هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "Reverend."
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "reverse" or "reversed."
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "revolution."
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "revise" or "revised."

واژه Rev در جمله های نمونه

1. to rev up production
ترجمه تولید را زیاد کردن

2. The needle on the rev counter soared.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عقربه روی پیشخوان دور اوج می‌گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوزن روی شمارنده افزایش یافته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In the first place you must rev it up to warm the engine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در وهله اول باید این کار را انجام دهید تا موتور را گرم کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در وهله اول باید موتور را گرم کنید تا موتور را گرم کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Don't rev up the engine too fast.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موتور را محکم فشار نده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موتور را خیلی سریع باز نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Don't rev the engine so hard.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موتور را انقدر محکم فشار نده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موتور را خیلی سخت نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Rev Wilson spent 20 years ministering in some of New York's poorest areas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان](ویلسون)۲۰ سال را در یکی از فقیرترین مناطق نیویورک گذراند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Rev Wilson 20 سال در بعضی از فقیرترین مناطق نیویورک به سر می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Rev it up to warm the engine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار را برای گرم کردن موتور انجام دهید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موتور را گرم کنید تا موتور را گرم کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The coal mines in North China have to rev up their outputs to meet ever - increasing demand.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]معادن زغال‌سنگ در شمال چین باید خروجی خود را افزایش دهند تا تقاضای رو به افزایش داشته باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]معادن زغال سنگ در شمال چین باید میزان خروجی خود را برای برآورده شدن تقاضای روزافزون افزایش دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It's his job to rev up the audience before the show starts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبل از اینکه برنامه شروع شود، شروع به بالا زدن حضار کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شغل او است که مخاطبان را پیش از آغاز نمایش نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The memorial service was conducted by the Rev. David Prior.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مراسم یادبود توسط کشیش دیوید Prior انجام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خدمات یادبود توسط دیوید پیشین برگزار شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Rev. Dawson addressed the congregation from the pulpit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشیش داوسن، اهل کلیسا را مخاطب قرار داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نوازنده داوسون از جماعت به جماعت سخن گفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Our plant will rev up production to meet the needs of the developing conditions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارخانه ما تولید را صرف برآورده کردن نیازهای شرایط در حال توسعه خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارخانه ما تولید را برآورده خواهد کرد تا نیازهای شرایط در حال توسعه را برآورده کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. From a safe distance he saw him rev up a motor bike and ride away.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از فاصله دوری او را دید که موتور سیکلت را دور می‌زد و دور می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از یک فاصله امن دیدم او دوچرخه موتور را باز کرد و سوار ماشین شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Aelred suggested that the Commission write to the Rev. MacLean expressing their gratitude for all the help he has given.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Aelred پیشنهاد کرد که کمیسیون به جناب کشیش MacLean نامه بنویسد و قدردانی خود را از تمام کمک‌هایی که به وی داده‌است ابراز کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ائلدر پیشنهاد کرد که کمیسیون به نوشتۀ مک لاین بنویسد و قدردانی خود را از تمام کمک هایی که به او داده است، بیان کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The Rev. Malcolm Surman conducted the service.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عالی‌جناب مالکوم Surman این سرویس را اجرا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرلشکر مالکوم سرمن این خدمات را انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Rev

تند گشتن (فعل)
rev
دور برداشتن (فعل)
rev

معنی عبارات مرتبط با Rev به فارسی

مخفف: درآمدهای درون مرزی، درآمدهای داخلی
مخفف: جناب کشیش
مخفف: very reverent

معنی کلمه Rev به انگلیسی

rev
• one full turn, single spin, revolution
• increase the number of revolutions of an engine; increase; arouse excitement
• when you rev the engine of a stationary vehicle or when it revs, you increase the engine speed by pressing the accelerator.
• rev is a written abbreviation for `reverend'.

Rev را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Rev

علی اکبر منصوری ١٥:٤٥ - ١٣٩٧/٠٦/٠٦
هیجانی شدن، انرژیک شدن، پرتکاپو و فعال شدن!
I'm so revved by this music
با این موزیک خیلی هیجان زده و پر انرژی میشوم!
|

سعید صفاری مقدم ١٨:٢٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٤
rev up: موجب تهییج شدن، تهییج کننده، پرتکاپو و فعال کننده/شدن
drugs which rev up your nervous system
|

پیشنهاد شما درباره معنی Rev



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی rev
کلمه : rev
املای فارسی : رو
اشتباه تایپی : قثر
عکس rev : در گوگل


آیا معنی Rev مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )