انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1018 100 1

Rigidity

تلفظ rigidity
تلفظ rigidity به آمریکایی/rɪˈdʒɪdəti/ تلفظ rigidity به انگلیسی/rɪˈdʒɪdɪti/

معنی: سختی، سخت گیری، استحکام، سفتی، عدم تراضی

بررسی کلمه Rigidity

اسم ( noun )
(1) تعریف: the state or quality of being stiff or difficult to bend.

(2) تعریف: the quality of being incapable of change or compromise; inflexible.

(3) تعریف: the condition of being firmly established and unchanging.

- The school was known for the rigidity of its dress code and attendance policy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این مدرسه به خاطر انعطاف‌ناپذیری قوانین و خط‌مشی شرکت معروف بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این مدرسه برای سفتی کد لباس و سیاست حضور در آن شناخته شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Rigidity در جمله های نمونه

1. The function of bones is to give rigidity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وظیفه استخوان‌ها ایجاد سفتی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عملکرد استخوان ها این است که سفتی را ارائه دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The rigidity of the metal caused it to crack.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سفتی فلز باعث شد که آن ترک شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سفتی فلز باعث ایجاد کرک شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He deplored the rigidity of her views.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از انعطاف‌ناپذیری عقاید خود متاسف بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او استحکام دیدگاه های او را مورد ستایش قرار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Hostility and rigidity are particularly problematic because they seldom deliver the desired result over the long term.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Hostility و انعطاف‌ناپذیری به طور خاص مساله‌ساز هستند، زیرا به ندرت نتیجه مطلوب را در طول مدت طولانی تحویل می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خصومت و استحکام به ویژه مشکل ساز هستند زیرا آنها به ندرت نتیجه مطلوب را در بلند مدت می رسانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The rigidity and traction of the EBs was far superior to spongy plimsolls.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سفتی و کشش of به مراتب برتر از plimsolls اسفنجی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استحکام و کشش EBs به مراتب برتر از پلاسماس های اسفنجی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Sometimes I think we confuse rigidity with rigor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاهی اوقات فکر می‌کنم ما انعطاف‌ناپذیری را با دقت اشتباه می‌گیریم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات من فکر می کنم که سفتی را با سختی اشتباه می گیریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. This will almost always accentuate the rigidity and sometimes is the only manner in which it can be demonstrated.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار تقریبا همیشه سفتی را برجسته می‌کند و گاهی تنها روشی است که می‌تواند نشان داده شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تقریبا همیشه سفتی را تشدید می کند و گاهی اوقات تنها راهی است که می تواند نشان داده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A slight smile curved her mouth, relaxing the rigidity of her body.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لبخند مختصری لبش را کج کرد و سفتی بدن او را آرام کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک لبخند خفیف دهانش را خراشیده، آرامش سفتی بدن او را
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It improves all manifestations of the disease although rigidity and bradykinesia are benefited more than tremors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بیماری همه تجلیات این بیماری را بهبود می‌بخشد، اگرچه خشکی و خشکی بیشتر از لرزش سود می‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این همه تظاهرات بیماری را بهبود می بخشد، هرچند سفتی و برادیکینزی بیشتر از لرزش استفاده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. In my opinion, the relative rigidity and compartmentalization of the program made for lowered technical efficiency and morale.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به عقیده من، انعطاف‌ناپذیری نسبی و compartmentalization برنامه باعث کاهش کارایی و روحیه فنی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر من، استحکام نسبی و تقسیم بندی این برنامه برای کاهش بهره وری فنی و روحیه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. This rigidity is regarded as a price worth paying in order to achieve the objective of full integration.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سفتی به عنوان بهایی در نظر گرفته می‌شود که ارزش پرداخت به منظور دستیابی به هدف ادغام کامل را دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این استحکام به عنوان یک ارزش ارزشمند به منظور دستیابی به هدف یکپارچگی کامل در نظر گرفته می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He instilled more atonement and rigidity to the order of friars.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وی کفاره و انعطاف‌ناپذیری بیشتری به فرقه راهبان داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تزلزل و استحکام بیشتری را به منظور فرشتگان تزریق کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Rigidity is not an issue with the electrostatic diaphragm.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Rigidity یک مساله با دیافراگم الکترواستاتیک نیست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رطوبت مسئله ای با دیافراگم الکترواستاتیک نیست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Solids exhibit a wide variation in rigidity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جامد، تنوع گسترده‌ای را در انعطاف‌ناپذیری نشان می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جامدات دارای تغییرات زیادی در استحکام هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The rigidity in tone and approach of the syllabuses and materials is also a matter for concern.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انعطاف‌ناپذیری در لحن و رویکرد برنامه‌درسی و مطالب نیز برای نگرانی مهم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استحکام در لحن و رویکرد برنامه ها و مواد نیز مورد توجه قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Rigidity

سختی (اسم)
resistance , hardship , privation , rigor , intensity , calamity , distress , severity , violence , tenacity , adversity , hardness , difficulty , trouble , discomfort , rigidity , inclemency , solidity , intension , obstruction , complication , problem , cumber , implacability , inexorability , inflexibility , rigorism
سخت گیری (اسم)
austerity , rigor , severity , astringency , crackdown , rigidity , stringency
استحکام (اسم)
resistance , strength , substance , backbone , rigidity , stability , fortification , solidity , stableness , consistency , solidification , consistence , formidability , grit , granite , staying power
سفتی (اسم)
tension , tenacity , hardness , density , rigidity , solidity , firmness , stiffness , tightness , fastness , toughness
عدم تراضی (اسم)
rigidity , intransigence

معنی Rigidity در دیکشنری تخصصی

rigidity
[عمران و معماری] صلبیت - سختی - استحکام - صلابت - جمود - سختپایی
[زمین شناسی] سفتی - این خاصیت بیان کننده مقاومت سنگ دربرابر جدا کردن قطعاتی از آن است که همین امرباعث مقاومت اجسام صلب در برابرتغییرشکل میباشد.درحقیقت می توان این خاصیت رامشابه گرانروی سیالات دانست.
[نساجی] سختی - سفتی
[ریاضیات] صلبیت، سحتپایی، استحکام، سختی، مقاومت، محکمی، عدم نرمش، عدم انعطاف
[پلیمر] صلابت، صلبیت
[عمران و معماری] شرط جمود - شرط سفتی - شرط صلبیت
[عمران و معماری] ضریب صلبی - پیمون صلبیت - ضریب صلبیت
[زمین شناسی] ضریب صلبیت
[نساجی] ضریب سختی
[ریاضیات] سختی کره
[نساجی] سختی زنجیر مولکول
[عمران و معماری] صلبیت محوری - سختی محوری - سفتی محوری
[عمران و معماری] محورسختی
[عمران و معماری] سختی خمشی
[روانپزشکی] ریژیدیته کاتاتونیک
[عمران و معماری] مرکز صلبیت
[شیمی] ضریب کشسانی در برش
[عمران و معماری] ضریب سختپایی
[نساجی] قابلیت ارتجاع - سختی تجعد
[عمران و معماری] صلبیت خمشی
[عمران و معماری] صلبیت خمشی - سختی خمشی
[زمین شناسی] صلبیت خمشی ، سختی خمشی
[پلیمر] سختی خمشی، صلابت خمشی
[عمران و معماری] صلبیت بی نهایت

معنی کلمه Rigidity به انگلیسی

rigidity
• hardness, stiffness, inflexibility; strictness, severity, stringency

Rigidity را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Rigidity

ريحانه ٢٣:٤٦ - ١٣٩٨/٠١/٢٨
ثابت بودن
استحكام
|

مقداد سلمانپور ١٦:٤٠ - ١٣٩٨/٠٢/١٢
چسبندگی
عدم انعطاف
انعطاف ناپذیر
|

پیشنهاد شما درباره معنی Rigidity



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی rigidity
کلمه : rigidity
املای فارسی : ریگیدیتی
اشتباه تایپی : قهلهیهفغ
عکس rigidity : در گوگل


آیا معنی Rigidity مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )