برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1321 100 1

Robe

/roʊb/ /rəʊb/

معنی: پوشش، رداء، خرقه، جامه بلند زنانه، لباس بلند و گشاد، خلعت، جامه دربر کردن
معانی دیگر: ردا پوشیدن یا پوشاندن، جامه برتن کردن، جبه، لباس رسمی (قضات و استادان و غیره)، لباس حمام، رب دوشامبر، (قدیمی) جامه، رجوع شود به: lap robe

بررسی کلمه Robe

اسم ( noun )
(1) تعریف: a long, loose gown or outer garment, such as one worn by certain officials or during certain ceremonies.
مترادف: gown, vestment

(2) تعریف: a similar garment for informal use at home; bathrobe.
مترادف: bathrobe, dressing gown, housecoat, wrapper
مشابه: gown

(3) تعریف: a blanket or other covering used for warmth.
مترادف: afghan, lap robe, wrap

واژه Robe در جمله های نمونه

1. She was wearing only a thin robe over a flimsy nightdress, and her feet were bare.
[ترجمه ترگمان]پیراهن نازکی به تن داشت که لباس‌خواب نازکی به تن داشت و پاهایش برهنه بود
[ترجمه گوگل]او تنها یک کت و شلوار نازک روی یک لباس شبنم نازک پوشید و پاهای او لخت بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The robe was held at the waist by a cord.
[ترجمه ترگمان]ردایش را طنابی به کمر گرفته بود
[ترجمه گوگل]روپیه در کمر توسط بند ناف نگه داشته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Ryle put on a robe and went down to the kitchen.
[ترجمه ترگمان]Ryle لباس پوشید و به آشپزخانه رفت
[ترجمه گوگل]ریل بر روپوش گذاشت و به آشپزخانه رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The emperor was clad in a rich robe encrusted with jewels.
[ترجمه ترگمان]امپراطور لباس پوشیده از جواهرات را پوشیده بود
[ترجمه گوگل]امپراتور در لباس غنی پوشیدنی با جواهرات پوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Robe

پوشش (اسم)
gear , roof , span , shield , cover , armature , coverage , envelopment , coating , covering , overlay , sconce , mantle , robe , capsule , theca , camouflage , capping , sheathing , casing , tunic , casement , incrustation , gaberdine , coverture , shroud , envelope , shale , integument , involucre , involucrum , revetment , roofing
رداء (اسم)
cloak , burnous , burnouse , mantle , robe , toga
خرقه (اسم)
cloak , sackcloth , mantle , robe , gown , stole , hairshirt
جامه بلند زنانه (اسم)
robe , gown
لباس بلند و گشاد (اسم)
robe
خلعت (اسم)
robe
جامه دربر کردن (فعل)
robe

معنی عبارات مرتبط با Robe به فارسی

رب دوشامبر، لباس بلند و گشاد، لباس حمام، لباس منزل، لباس خانه، لباس توی خانه
فرش پوست گاومیش، پالتو پوست گاومیش، پوستین گاومیش
خوابگاه
حقوق دان، وکیل
مردمان قضائی، حقوق دانها، وکلاه وداوران
اعطای خلعت، خلعت دادن
(هنگام کالسکه سواری و غیره یا هنگام تماشای مسابقه در زمستان و غیره) پتو یا خز (و غیره) که روی زانو می اندازند، پا گرم کن
nightgown لباس خواب

معنی Robe در دیکشنری تخصصی

[نساجی] لباس روی بلند و شل - لباس زنانه یک تکه و لطیف - لباس زنانه محلی یا ملی یا رسمی - ردا - لباس بلند و گشاد - جامه بلند زنانه - پوشش

معنی کلمه Robe به انگلیسی

robe
• any long loose garment; dress, gown
• dress oneself in a long loose garment; put on a dress, put on a gown
• a robe is a loose piece of clothing which reaches the ground.
bath robe
• long garment work after a shower or bath
priestly robe
• garment of a priest; garment of the highest religious official

Robe را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی robe
کلمه : robe
املای فارسی : روبه
اشتباه تایپی : قخذث
عکس robe : در گوگل

آیا معنی Robe مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )