انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 916 100 1

بررسی کلمه Round the clock

صفت ( adjective )
• : تعریف: continuous throughout the day and night.

- a gas station with round-the-clock service
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ایستگاه گاز با سرویس ۲۴ ساعته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک ایستگاه گاز با سرویس 24 ساعته
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Round the clock در جمله های نمونه

1. round-the-clock health services
ترجمه خدمات بهداشتی شبانه‌روزی

2. We worked round the clock to finish the job.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در طول ساعت کار کردیم تا کار را تمام کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما تمام وقت کار کردیم تا کار را تمام کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Doctors and nurses worked round the clock to help those injured in the train crash.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دکترها و پرستاران در طول ساعت کار کردند تا به افراد مجروح در سانحه قطار کمک کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پزشکان و پرستاران برای کمک به کسانی که در تصادف قطار زخمی شده بودند، در اطرافشان کار می کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Surgeons are working round the clock to save his life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جراحان در اطراف ساعت کار می‌کنند تا زندگیش را نجات دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جراحان دور هم کار می کنند تا زندگی خود را نجات دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Forty police officers are working round the clock to find Murray's killer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چهل افسر پلیس در اطراف ساعت کار می‌کنند تا قاتل مورای را پیدا کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چهل و پانزده مأمور پلیس برای پیدا کردن قاتل موری، در سراسر ساعت کار می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Rescue services have been working round the clock to free stranded motorists.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خدمات امداد در سراسر ساعت برای آزاد کردن رانندگان به دام افتاده کار کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خدمات نجات در سراسر ساعت کار می کنند تا رانندگان رشته ای را آزاد کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Kim has been working round the clock to finish it in time.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کیم در اطراف ساعت کار می‌کند تا آن را به موقع تمام کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کیم ساعت کارش تمام شده است تا زمان آنرا به پایان برساند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Emergency teams were working round the clock to make the homes secure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تیم‌های اورژانس در اطراف ساعت کار می‌کردند تا خانه‌های امن را تامین کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تیم های اضطراری برای اطمینان از امنیت خانه ها در اطراف کار می کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He studied round the clock for his history exam.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او ساعت را برای امتحان تاریخ خود مورد مطالعه قرار داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در طول تاریخ برای امتحان تاریخ خود مطالعه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Rescuers are working round the clock to find survivors of the blast.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امدادگران در اطراف ساعت کار می‌کنند تا بازماندگان انفجار را پیدا کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماموران در حال کار در سراسر ساعت برای پیدا کردن بازماندگان انفجار هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. It is pitch black round the clock and everyone is depressed, drunk and stinks of fish oil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دور ساعت سیاه است و همه افسرده، مست و بوی بد روغن ماهی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این زمین سیاه و سفید ساعت است و هر کس افسرده، مست و غم انگیز از روغن ماهی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Staff will work round the clock.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارکنان در طول ساعت کار خواهند کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارکنان ساعت کار خواهند کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Both areas are monitored round the clock by surveillance cameras and detectives are hoping that the hoaxer has been captured on tape.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو منطقه توسط دوربین‌های تجسسی کنترل می‌شوند و کارآگاهان امیدوارند که the در نوار ضبط شده‌باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو ناحیه با دوربین های نظارت در سراسر ساعت نظارت می شوند و کارآگاهان امیدوارند که غافلگیر کننده بر روی نوار ضبط شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Forty police officers are working round the clock trying to find Murray's killer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چهل افسر پلیس در حال تلاش برای یافتن قاتل مورای هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چهل و پانزده افسر پلیس در حال تلاش برای پیدا کردن قاتل موری هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه Round the clock به انگلیسی

round the clock
• 24 hours per day, continuously, non-stop
• round-the-clock activities happen all day and all night.

Round the clock را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Round the clock

سعید ٠٠:٣٣ - ١٣٩٨/٠٢/٣١
شبانه روزی_بیست و چهار ساعته
|

پیشنهاد شما درباره معنی Round the clock



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی round the clock
کلمه : round the clock
املای فارسی : روند تاه کلاک
اشتباه تایپی : قخعدی فاث زمخزن
عکس round the clock : در گوگل


آیا معنی Round the clock مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )