انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1101 100 1

Rubicon

تلفظ rubicon
تلفظ rubicon به آمریکایی/ˈruːbɪkɒn/ تلفظ rubicon به انگلیسی/ˈruːbɪkən/

معنی: مرز، خط مرزی، رودی در شمال ایتالیا، حد معین
معانی دیگر: رود روبیکان (در مرز میان روم باستان و گال gaul)

واژه Rubicon در جمله های نمونه

1. Most EU states have crossed the Rubicon and adopted the euro.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیشتر کشورهای عضو اتحادیه اروپا از روبیکون می‌گذرد و یورو را پذیرفته‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اکثر کشورهای اتحادیه اروپا از Rubicon عبور کرده و یورو را به تصویب رسانده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. He's crossed the Rubicon with regard to the use of military force as an option.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با توجه به استفاده از نیروی نظامی به عنوان یک گزینه از روبیکون گذشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با توجه به استفاده از نیروی نظامی به عنوان یک گزینه از روبیکون عبور کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Tonight was the Rubicon; afterwards there would be no going back.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امشب کار از کار گذشته بود، بعد دیگر راه برگشتی وجود نداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امشب Rubicon بود؛ پس از آن بازگشت نخواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Today we cross the Rubicon . There is no going back.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]امروز از کار عبور می‌کنیم دیگه بر نمی‌گردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]امروز ما از Rubicon عبور می کنیم برگشتی وجود ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The Rubicon once crossed, they set to work with a will.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زمانی که کار انجام می‌شد، با ویل کار می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Rubicon یک بار عبور کرد، آنها قصد داشتند با یک اراده کار کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He Rubicon when he handed in his resignation letter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی نامه resignation را به دستش داد، از کار افتاد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او روبیکون زمانی که نامه ای استعفاء خود را به وی تحویل داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Rubicon was a small stream that flowed into the Adriatic and in Roman times marked the boundary between Cisalpine Gaul and ancient Italy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رودخانه روبیکون کوچک بود که در آدریاتیک جاری شد و در زمان روم مرز بین گل و ایتالیایی قدیم را مشخص کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Rubicon یک جریان کوچکی بود که به آدریانا جریان داشت و در دوران رومی مرز بین Cisalpine Gaul و ایتالیا باستان مشخص شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. They'll cross the Rubicon to remove the obstacles on the road of advance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها از روبیکون می‌گذرند تا موانع راه پیشرفت را برطرف کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها از روبیکون عبور می کنند تا موانع را در مسیر پیشرفت از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. If being eliminated or Rubicon by human being lazy, this is a difficult problem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر با تنبل شدن انسان از رودخانه یا روبیکون از بین برود، این یک مشکل دشوار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر از بین بردن یا Rubicon توسط انسان تنبل، این یک مشکل دشوار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. We are now crossing the Rubicon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الان داریم از کار عبور می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما اکنون از Rubicon عبور می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. But tormented though I was with guilt and self-doubt, I knew I had crossed the Rubicon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما با اینکه احساس گناه و تردید می‌کردم، می‌دانستم که از کار عبور کرده بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما عذاب کردم، هر چند من با گناه و شک و تردید بودم، می دانستم که از روبیکون عبور کرده ام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. On the way to political union we are now crossing the Rubicon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در راه اتحاد سیاسی، اکنون از روبیکون می‌گذرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در راه اتحادیه سیاسی ما اکنون از روبیکون عبور می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. General Bourbollon's troops are gathering around the capital; he's prepared to cross the Rubicon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سربازان ژنرال Bourbollon در اطراف پایتخت جمع شده‌اند؛ او آماده است تا از روبیکون بگذرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سربازان عمومی بوریبلون در اطراف پایتخت جمع می شوند؛ او آماده عبور از Rubicon است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The word a time to the: Caesar has crossed the Rubicon the wild flight began.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلمه یک زمان به زمان: قیصر از روبیکون گذشت و فرار وحشیانه آغاز شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلمه ای که به سزار می رسد از Rubicon عبور کرده و پرواز وحشی آغاز شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Rubicon

مرز (اسم)
border , bound , abutment , abuttals , edge , brink , boundary , frontier , mark , precinct , balk , rubicon , bourn , bourne , outskirt , ridge , purlieus , rand , selvage , selvedge
خط مرزی (اسم)
border , mete , rubicon
رودی در شمال ایتالیا (اسم)
rubicon
حد معین (اسم)
rubicon

معنی کلمه Rubicon به انگلیسی

rubicon
• river in northern italy (the act of crossing this river is seen as a momentous act)
cross the rubicon
• make a major decision; make a major step or move
crossed the rubicon
• moved from one side to the other of the rubicon river

Rubicon را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد ٠٠:٣٠ - ١٣٩٨/٠٣/٠١
cross the Rubicon : قدم در راه بي‌بازگشت گذاشتن، پل‌هاي پشت سر را خراب كردن، دست به كار جبران‌ناپذير زدن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی rubicon
کلمه : rubicon
املای فارسی : روبیکن
اشتباه تایپی : قعذهزخد
عکس rubicon : در گوگل


آیا معنی Rubicon مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )