برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1357 100 1

radiator

/ˈreɪdiˌetər/ /ˈreɪdɪeɪtə/

معنی: خنک کننده، رادیاتور، تشعشع کننده، دما تاب، گرما تاب، خنک کن بخاری
معانی دیگر: رخشگر، (اتومبیل و موتور و غیره) سرد کن

بررسی کلمه radiator

اسم ( noun )
(1) تعریف: a device, such as that in a car, consisting of tubes through which fluid coolant passes.

(2) تعریف: any of a number of heating devices using hot pipes or coils to warm the surrounding air.

(3) تعریف: something that emits radiation.

واژه radiator در جمله های نمونه

1. the car's radiator is completely corroded
رادیاتور اتومبیل کاملا زنگ زده است.

2. shivering children were huddled up against the radiator
بچه‌های لرزان دور رادیاتور شوفاژ حلقه زده بودند.

3. I hung his wet trousers on the radiator, but they're not dry yet.
[ترجمه ترگمان]شلوار خیسش را روی رادیاتور آویزان کردم، اما هنوز خشک نشدند
[ترجمه گوگل]شلوارهای مرطوب را روی رادیاتور شل کردم، اما هنوز خشک نشده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Heat radiates from the heating radiator and spreads to every corner of the room.
[ترجمه ترگمان]حرارت از رادیاتور گرما پخش می‌شود و به هر گوشه اتاق پخش می‌شود
[ترجمه گوگل]حرارت از رادیاتور گرمای تابش می کند و به هر گوشه ای از اتاق گسترش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Where's the key for turning off the radiator?
[ترجمه ترگمان]کلید آن رادیاتور کجاست؟
[ترجمه گوگل]کلید خاموش رادیاتور کجاست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف radiator

خنک کننده (اسم)
fridge , conditioner , cooler , radiator
رادیاتور (اسم)
radiator
تشعشع کننده (اسم)
radiator
دما تاب (اسم)
radiator
گرما تاب (اسم)
radiator
خنک کن بخاری (اسم)
radiator

معنی radiator در دیکشنری تخصصی

[خودرو] در اتومبیلهایی که سیستم خنک کننده آنها توسط آب کار میکند آب گرم شده از داخل رادیاتور عبور میکند و توسط FAN خنک شده و دوباره به موتور باز میگردد.
[سینما] منبع تابنده / نور تاب
[برق و الکترونیک] تابشگر،راد یاتور 1. بخشی از انتن یا خط انتقال که امواج الکترومغناطس را به طور مستقیم در فضا یا در برابر باز تابنده ای برای کانونی شدن یا جهت گرفتن تابش می کند. 2. جسمی که انرژی تابشی گسیل می کند. - رادیاتور ، خنک کننده
[ریاضیات] تابشگر
[برق و الکترونیک] تابشگر آکوستیکی سطح مرتعشی که امواج صوتی تولید می کند ، مانند مخروط بلندگو یا صفحه ی نازک گوشی .
[برق و الکترونیک] تابشگر آلفا ماده ای پرتوزا که ذرات آلفا گسیل می کند .
[برق و الکترونیک] گرماگیر الکترود فلزی با سطح نسبتاً بزرگ که گرمای الکترود لامپ الکترونی را به بیرون منتقل می کند.
[شیمی] تابشگر کامل
[برق و الکترونیک] تابشگر همسانگرد نابشگری که انرژی را به صورت یکنواخت در همه ی جهتها منتشر می کند .
[برق و الکترونیک] تابنده اولیه بخشی از سیستم آنتن که انرژی از آنجا سیستم فرستنده را ترک می کند . توزیع انرژِ ی می تواند پس از این مرحله در قسمتهای دیگر سیستم انتن اصلاح شود .
[برق و الکترونیک] برج باز تابنده ساختار فلزی بلندی که به عنوان آنتن فر ...

معنی کلمه radiator به انگلیسی

radiator
• person or thing that radiates; heater made from metal coils or pipes filled with hot water or steam; device used to cool an engine
• a radiator is a hollow metal device which is connected to a central heating system and used to heat a room.
• a car radiator is the part of the engine which is used to cool the engine.

radiator را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فواد بهشتی
پرتو افکن
shirfahm.com
خودرو: رادیاتور
Mehrdad Sayehban
شوفاژ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی radiator
کلمه : radiator
املای فارسی : رادیاتور
اشتباه تایپی : قشیهشفخق
عکس radiator : در گوگل

آیا معنی radiator مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )