برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1187 100 1

raising


معمارى : بالا اوردن

واژه raising در جمله های نمونه

1. raising taxes is not the cure-all that it is claimed to be
بالا بردن مالیات‌ها،آن نوشدارویی که ادعا می‌کنند نیست.

2. a farm for raising horses
مزرعه‌ای برای پرورش اسب

3. the children were raising hell in the next room
بچه‌ها در اتاق مجاور غوغا بپا کرده بودند.

4. his arguments in favor of raising the tax
دلایل او در طرفداری از بالا بردن مالیات

5. she has strong views on raising children
در مورد بارآوردن بچه عقاید افراطی دارد.

6. in iowa corn growing and hog raising dovetail efficiently
در ایالت آیووا کشت ذرت و پرورش خوک به طور موثری با هم هماهنگ شده‌اند.

7. Raising the minimum wage would ratchet up real incomes in general.
[ترجمه ترگمان]افزایش حداقل دستمزدها، درآمد واقعی را به طور کلی افزایش می‌دهد
[ترجمه گوگل]افزایش حداقل دستمزد به طور کلی درآمد واقعی را افزایش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The old man likes raising rabbits, dogs and horses.
[ترجمه ترگمان]پیرمرد دوست دارد خرگوش پرورش بدهد، سگ و اسب
[ترجمه گوگل]پیرمرد دوست دارد که خرگوش، سگ ها و اسب ها را بالا ببرد
[ترجمه ...

معنی عبارات مرتبط با raising به فارسی

آگاهی انگیزی (افزودن میزان آگاهی فرد نسبت به مسایل ویژه ی اجتماعی از راه شرکت در جلسات آموزشی و بحثی)
گردآوری اعانه
(موی سیخ کن از شدت ترس) هولناک، مخوف، مهیج، ترسناک
(امریکا - گردهمایی روستاییان به منظور ساختن خانه ی یکی از نزدیکان) خانه سازی تعاونی، خانه سازی همیارگری
دامپروری، دامداری

معنی raising در دیکشنری تخصصی

raising
[فوتبال] بالاآوردن
[نساجی] خاب دار کردن پارچه - خار زنی - بلند کردن الیاف سطح پارچه
[ریاضیات] عددی را به توان رساندن
[عمران و معماری] گروه بالابر
[نساجی] ماشین خارزنی
[نساجی] ماشین خار با خارهای فلزی
[نساجی] خارزنی از نوع دو لبه
[نساجی] خار زدن پارچه خام
[نساجی] خارزنی از نوع تک - خارزنی پارچه با خارهای هم جهت با حرکت پارچه

معنی کلمه raising به انگلیسی

raising
• elevating; lifting up; recruitment of funds, collecting of money
raising of the flag
• raising of the flag to the top of the flagpole each morning or on holiday occasions
raising one's voice
• speaking in a louder tone of voice
raising prices
• making more expensive, making prices higher
raising to a power
• multiplying a number by itself (mathematics)
capital raising
• fund raising, raising of money, recruitment of money
fire raising
• fire-raising is the act of deliberately starting a fire in order to damage or destroy something, usually a building.
fund raising
• gathering donations, fund-driving, collecting money
• fund-raising is the activity of collecting money for a particular purpose.
hair raising
• something that is hair-raising is very frightening or disturbing.

raising را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهتاب ابوالقاسمی
افزایش دادن
mitra
بلند کردن
mm
بالا بردن
ghodrat
رشد
m
پرورش
Mohapmmadamin
رشد کردن
اعظم نوری
جمع آوری پول

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی raising
کلمه : raising
املای فارسی : ریسینگ
اشتباه تایپی : قشهسهدل
عکس raising : در گوگل

آیا معنی raising مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )