برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1289 100 1

raked

واژه raked در جمله های نمونه

1. i raked about in the files but couldn't find the photograph
پرونده‌ها را زیر و رو کردم ولی نتوانستم آن عکس را پیدا کنم.

2. i raked up the leaves and burned them
برگ‌ها را با برگ جمع کن انباشته کردم و سوزاندم.

3. they raked the gravel smooth
آنها با شن کش ریگ‌ها راصاف کردند.

4. we raked each wave of advancing troops with bullets
ما یک یک موج‌های سربازان مهاجم را به گلوله بستیم.

معنی کلمه raked به انگلیسی

raked
• if a surface such as the stage in a theatre is raked, it slopes up towards the back, for example so that all the audience can see clearly.

raked را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق جباری
اُریب، کج

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی raked مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )