انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1067 100 1

rambling

تلفظ rambling
تلفظ rambling به آمریکایی/ˈræmbl̩ɪŋ/ تلفظ rambling به انگلیسی/ˈræmbl̩ɪŋ/

بی ربط، پرت، نامربوط، پریشان، گردش کننده، سیار، هرزه رو

بررسی کلمه rambling

صفت ( adjective )
(1) تعریف: wandering or roaming aimlessly.
مترادف: roaming, wandering
مشابه: itinerant, nomadic, peripatetic, roving

(2) تعریف: spreading irregularly; sprawling.
مترادف: sprawling
متضاد: compact

- a large rambling farmhouse
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک خانه روستایی بزرگ و بی‌سر و پا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک مزرعه مزرعه بزرگ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: long and directionless.
مترادف: circumlocutory, directionless, excursive, roundabout
متضاد: concise, crisp
مشابه: circuitous, diffuse, digressive, long-winded, periphrastic, prolix, wordy

- a rambling explanation
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] توضیح و توضیح rambling …
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک توضیح شگفت انگیز
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه rambling در جمله های نمونه

1. He is fond of rambling among the trees.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به پرسه زدن در میان درختان علاقه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دوست دارد در میان درختان خجالت بکشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. I like rambling in the country.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من دوست دارم تو این کشور پرسه بزنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من در کشور شبیه سازی می کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. It was easy to get lost in the rambling house.
ترجمه کاربر [ترجمه Negin] گم شدن در آن خانه وسیع آسان بود
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از دست رفتن در خانه پرت و پلا گفتن آسان بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]راحت بود که در خانه پرتغالی گم شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. What is she rambling on about?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مورد چی داره حرف میزنه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مورد او چطور است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. They live in a rambling old house in the country.
ترجمه کاربر [ترجمه Negin] آنها در یک خانه وسیع قدیمی در حومه شهر زندگی میکنند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها در یک خانه قدیمی و قدیمی در روستا زندگی می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در یک خانه قدیمی در کشور زندگی می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. We spent the summer rambling in Ireland.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعطیلات تابستانی را در ایرلند سپری کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما تابستان تابستان در ایرلند صرف کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Then he started rambling and repeating himself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس شروع به چرت زدن کرد و خودش را تکرار کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس او شروع به پریدن و تکرار خودش کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. What is she rambling on about now?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الان داره در مورد چی چرت و پرت میگه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در حال حاضر او چه چیزی را میپسندد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. His actions were accompanied by a rambling monologue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رفتار او با یک سخنرانی یک نفره، همراه بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقدامات او توسط یک مونولوگ مبهم همراه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. There's me rambling on, and you haven't told me your news yet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنوز خبری از تو نشده و هنوز خبری از تو نشده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من در حال خندیدن هستم، و شما هنوز اخبار خود را به من نداده اید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. He went straight into a rambling monologue on the state of the country.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یک راست به یک سخنرانی طولانی در خارج از کشور ادامه داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او مستقیما به یک مونولوگ پرطرفدار در ایالت کشور رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. He stalled off the truth with rambling.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون با پرت کردن حقیقت از کار افتاده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با حیرت زدن با حقیقت کنار آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He stood in my kitchen drinking beer, rambling on about Lillian.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آشپزخانه من آبجو می‌خورد و در مورد لیلیان حرف می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در آشپزخانه من آبجو نوشیدنی ایستاده بود، در مورد Lillian rumble
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Prune rambling roses when the flowers have faded.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی که گل‌ها ناپدید شدند، گل‌های رز ماری جوآنا را از دست داده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که گل ها فرسوده می شوند، گل رز را می شکند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. It was a scrappy, rambling speech.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک سخنرانی طولانی و چرت و پرت بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک سخن وحشیانه و خشن بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه rambling به انگلیسی

rambling
• wandering, traveling with no specific destination
• wandering with no specific destination; digressive, tending to stray from the main point
• a rambling building is big and old with an irregular shape.
• rambling speech or writing is very long and confused.
• see also ramble.

rambling را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سعیده ١٩:٢٩ - ١٣٩٧/٠٧/٠١
زیاده گویی، روده درازی
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٧:٥٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٩
ترهات، سخنان لغو و بي‌پايه و اساس، مزخرف‌گويي، مهمل‌بافي
|

نیلوفر داد ١٧:١٧ - ١٣٩٨/٠٧/٠١
حرف های بی سر و ته، از موضوعی به موضوع دیگر پریدن...
|

Negin ٢٣:٢٤ - ١٣٩٨/٠٨/٠٥
وسیع،گسترده
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سانیا > سانیا
رحیم > ارسام
اسماعیل بخشی > hole in the wall
امین جهانگرد > spangle
مهرآذین > مهرآذین
DORSA > درسا
fw.jj > at
سکوت > Take off

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی rambling
کلمه : rambling
املای فارسی : رمبلینگ
اشتباه تایپی : قشئذمهدل
عکس rambling : در گوگل


آیا معنی rambling مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )