انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 717 100 1

rampart

تلفظ rampart
تلفظ rampart به آمریکایی/ˈræmpɑːrt/ تلفظ rampart به انگلیسی/ˈræmpɑːt/

معنی: سد، بارو، استحکامات، دارای استحکامات کردن، برج و بارو ساختن
معانی دیگر: خاکریز (دفاعی)، کندک (خندق)، برج و بارو

بررسی کلمه rampart

اسم ( noun )
(1) تعریف: a mound of earth raised to serve as a defensive fortification, often topped with a protective wall.
مترادف: bulwark, earthwork, embankment
مشابه: barricade, bastion, breastwork, fieldwork, fortification, parapet, wall

- The Romans built ramparts on the borders of the empire.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] رومیها در مرزهای امپراتوری ساخته شده است.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: anything used as a defensive fortification.
مترادف: bastion, fortification, stronghold
مشابه: barbican, barricade, breastwork, bulwark, citadel, defense, earthwork, fort, fortress, parapet
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: ramparts, ramparting, ramparted
• : تعریف: to provide with or as if with a defensive fortification.
مترادف: barricade, bulwark, fortify
مشابه: block, blockade, buttress, mound, obstruct, reinforce

واژه rampart در جمله های نمونه

1. A mole can undermine the strongest rampart.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک مول می تواند قویترین رمپ را تضعیف کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Lake Rampart would become the largest reservoir in the world.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دریاچه رمپارت به بزرگترین مخزن در جهان تبدیل خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The rampart shook under our weight and the ice all over the bog cracked and broke on both sides.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موج شکن زیر وزن ما و یخ در سراسر گودال ترک خورده و در هر دو طرف شکست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Beyond it is a rampart of volcanoes rising to 000 feet.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فراتر از آن، یک حفر بزرگی از آتشفشان ها تا هزار فوت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. At the very bottom of the rampart, and totally sealed by it, was a small hearth.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در پایین ترین شیب دار، و کاملا توسط آن مهر و موم شده بود، قوری کوچک بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Rampart Dam, however, was an ecological disaster probably with-out precedent in the world.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، سد Rampart یک فاجعه زیست محیطی بود که احتمالا بدون سابقه در جهان بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. When he was finished, Rampart Dam lay pretty much in ruins.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که او تمام شد، سم Rampart تقریبا در ویرانه ها قرار داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Even the trench behind the rampart would be brimming with oozing earth.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی دهانه در پشت معادن با زمین پر از آب پر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Yes, an iron rampart, " he repeated, relishing his phrase.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بله، یک شیب آهن، 'او تکرار کرد، اصرار می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Which is the longest rampart in the world?
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کدام طولانی ترین در جهان است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. A. P. D. Detective in Oren Moverman's Rampart is known as Dave "Date Rape" Brown, because years ago he killed a man suspected of being a sexual predator.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]A P D کارآگاه در Oren Moverman's Rampart به عنوان 'تاریخ تجاوز' براون شناخته شده است، چرا که چند سال پیش او یک مرد مظنون به یک شکارچی جنسی را کشته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. At last, break down green rampart of international trade.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نهایت، شکاف سبز تجارت بین المللی را مختل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. To our right rose the high rampart of the dunes.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به سمت راست ما صخره بالا از تپه ها رو آوردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Near the grass-covered rampart which encircles Copenhagen lies a great red house.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در نزدیکی صخره های تحت پوشش علفی که کپنهاگ را در بر می گیرد، یک خانه قرمز بزرگ است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف rampart

سد (اسم)
dyke , dike , dam , block , obstacle , barrier , wall , sluice , rampart , massif , stank , stoppage
بارو (اسم)
bulwark , fortification , battlement , rampart
استحکامات (اسم)
work , defense , defence , rampart
دارای استحکامات کردن (فعل)
fortify , rampart
برج و بارو ساختن (فعل)
rampart

معنی rampart در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] خاکریز ، بارو - در آتشفشان شناسی، به یک نهشته هلالی یا حلقه مانند مواد آذرآواری به دور راس یک آتشفشان می گویند. - (در موضوع دریاچه) آب باره. -
[زمین شناسی] دیواره بارو - به دیوار حاشیه ای تشکیل شده در امتداد حاشیه بیرونی یا رو به دریای یک پادگانه می گویند. مثلا بر روی جزایر آهکی متعدد اقیانوس آرام (ملینت و همکاران – 1953)
[عمران و معماری] آبباره
[زمین شناسی] آب باره رشته خاکریزی که بطور طبیعی گرداگرد کرانه های دریاچه ای را در برگرفته باشد

معنی کلمه rampart به انگلیسی

rampart
• embankment, defensive wall; shield, defensive structure

rampart را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی rampart



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Soorooshpakaein > Seek out
اریا > قلعه و حصار
Marzieh > crank caller
Yaser > assistant referee
مریم > آتیار
امیر محمد > peacekeeper
پریسا > bring
ارس > ماد

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی rampart
کلمه : rampart
املای فارسی : رمپرت
اشتباه تایپی : قشئحشقف
عکس rampart : در گوگل


آیا معنی rampart مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )