برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1281 100 1

rating

/ˈreɪtɪŋ/ /ˈreɪtɪŋ/

معنی: درجه، دسته بندی، رتبه
معانی دیگر: درجه بندی، طبقه، ترتیب تقدم، (نیروی دریایی) درجه دار، مهناوی، میزان، مقدار، نظام اسمی، (دستگاه های حرارتی و غیره) مشخصات، قدرت، ظرفیت حرارتی، (شخص یا بنگاه بازرگانی وغیره) میزان اعتبار، وضع مالی، (اوراق قرضه و غیره) اعتبار، میزان مرغوبیت، (رادیو وتلویزیون وغیره) آمارگیری شنوندگان (یا بینندگان)، سرزنش شدید، توپیدن، تشر

بررسی کلمه rating

اسم ( noun )
• : تعریف: an assignment of status according to a system of classification, esp. a scale; standing; rank.

- a high viewer rating
[ترجمه ترگمان] یک درجه‌بندی نمایشگر بالا
[ترجمه گوگل] رتبه بندی بیننده بالا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a poor credit rating
[ترجمه ترگمان] یک رتبه‌بندی اعتباری ضعیف
[ترجمه گوگل] رتبه بندی اعتباری ضعیف
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• : تعریف: a harsh scolding.

واژه rating در جمله های نمونه

1. credit rating
ارزیابی اعتبار

2. The critics' rating of the film was low.
[ترجمه ترگمان]رتبه منتقدان فیلم کوتاه بود
[ترجمه گوگل]امتیاز منتقدین فیلم کم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Education has been given a high-priority rating by the new administration.
[ترجمه ترگمان]آموزش از سوی دولت جدید رتبه بالایی را در اولویت قرار داده‌است
[ترجمه گوگل]آموزش و پرورش توسط مقامات جدید ارزیابی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The poll gave a popular approval rating of 39% for the President.
[ترجمه ترگمان]این نظرسنجی میزان تایید عمومی برای رئیس‌جمهور را به ۳۹ درصد رساند
[ترجمه گوگل]این نظرسنجی باعث شد که محبوبیت محبوبیت رئیس جمهور 39 درصد باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The overall performance rating puts the new model well ahead of its main rivals.
[ترجمه ترگمان]درجه‌بندی عملکرد کلی، مدل جدید را قبل از رقبای اصلی خود قرار می‌دهد
[ترجمه گوگ ...

مترادف rating

درجه (اسم)
measure , length , point , gage , gauge , mark , alloy , degree , grade , rating , scale , quantum , proportion , peg , gradation , thermometer , thermometre , pitch , stair , step
دسته بندی (اسم)
faction , division , rating , ordination , assortment , grouping , junta
رتبه (اسم)
order , degree , grade , rating , dignity , rank , stratum , station , step

معنی عبارات مرتبط با rating به فارسی

ارزیابی اعتبار، اعتبارپژوهی (برآورد میزان خوش معاملگی و قابل اعتماد بودن شخص که بانک ها و وام دهندگان و غیره بدان نیاز دارند)
تعیین میزان استعداد خود

معنی rating در دیکشنری تخصصی

rating
[عمران و معماری] سنجه - توان
[برق و الکترونیک] مقدار مجاز اختصاص دادن حد عملکردی برای ماشین ، دستگاه یا قطعه مورد استفاده تحت شرایط معین . - مقدار مجاز
[زمین شناسی] واسنجی ، مقادیر نامی ، دسته بندی
[ریاضیات] ضریب عملکرد
[آب و خاک] سنجه
[عمران و معماری] منحنی سنجش - منحنی سنجه - منحنی تداوم جریان - منحنی بده - منحنی شدت جریان
[زمین شناسی] منحنی سنجش ، منحنی سنجه ، منحنی تداوم جریان ، منحنی شدت جریان
[آب و خاک] منحنی سنجه،منحنی دبی اشل
[عمران و معماری] ناوسنجش - فلوم اندازه گیری
[زمین شناسی] ناوسنجش ، فلوم اندازه گیری
[آب و خاک] دبی اشل حلقه ای
[ریاضیات] سیستم تعرفه بندی، سیستم ارزشیابی، سیستم نرخ بندی
[عمران و معماری] جدول سنجه
[زمین شناسی] جدول سنجه
[حسابداری] رده بندی اوراق قرضه
[برق و الکترونیک] حد مجاز کار پیوسته مقدار باز قابل تحمل یک وسیله یا دستگاه برای زمان نا معین و بدون افزایش دمای خارج از حد مشخص .
[حسابداری] میزان اعتبار (رده بندی اعتبار)
[حقوق] (تعیین) میزان اعتبار
[سینما] درجه بندی حساسیت دین
...

معنی کلمه rating به انگلیسی

rating
• assessment, valuation; rank, grade, classification; percentage of the audience who tune in to a particular program (broadcasting)
• the popularity rating of a government, political party, or public figure is the extent of their popularity, reflected in the opinion polls.
• a rating is a score or assessment based on how much of a particular quality someone or something has.
• the ratings are the statistics published each week which show how many people watch each television programme.
• see also rate.
rating of companies
• relative placement of companies in relation to other companies which work in the same field
bond rating
• (economics) grade given to a bond that measures its safety and quality (usually between aaa - best and d - worst)
boost rating
• raise the percentage of viewers
credit rating
• credit check, extent of a borrower's ability to repay credit that will be extended to him
q rating
• method for measuring the popularity and public recognition of entertainers (in television broadcasting)
risk rating
• rating the risks that are taken on in different locations

rating را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن0101
رتبه دهی
علی عفتی
مقدار مجاز , معین
شیرین زمانی
رتبه‌بندی‌شده
😉😉😉😉
امتیاز بندی- رتبه بندی-دسته بندی - درجه بندی.
yasin r
امتیاز بندی ، درجه بندی
a.r
میزان/درصد مخاطب
a percentage indicating the number of listeners to or viewers of a radio or television broadcast
the popularity of a television or radio program as estimated by a poll of segments of the audience

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی rating
کلمه : rating
املای فارسی : ریتینگ
اشتباه تایپی : قشفهدل
عکس rating : در گوگل

آیا معنی rating مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )