برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1289 100 1

raw

/ˈrɑː/ /rɔː/

معنی: سرد، خام، نارس، بی تجربه، نپخته، کال، جریحه دار کردن
معانی دیگر: به عمل نیامده، پرداخت نشده، پردازش نشده، ناآموخته، تازه کار، نوچه، خامدست، ناشی، (پوست بدن) خراشیده و خونین، رفته، ریش، بادکرده و دردناک، (آب و هوا) سرد و مرطوب، سوزدار، (سخن و نگارش) هرزه، رکیک، زیاده نما، وقیح، (عامیانه) غیر منصفانه، جابرانه، نامردانه، (پوست بدن) زخم، رفتگی، خراشیدگی و بادکردگی، ریشی، جریحه دار

بررسی کلمه raw

صفت ( adjective )
حالات: rawer, rawest
مشتقات: rawly (adv.), rawness (n.)
(1) تعریف: being in an uncooked or unprocessed state.
مترادف: crude, uncooked, unfinished
متضاد: cooked, processed
مشابه: fresh, natural, unadulterated, unprocessed, unrefined

(2) تعریف: painfully exposed; inflamed; sore.
مترادف: inflamed, sore
مشابه: abraded, chafed, exposed, galled, irritated, reddened, skinned

- raw skin
[ترجمه ترگمان] پوست خام
[ترجمه گوگل] پوست خام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a raw throat
[ترجمه ترگمان] یک گلوی خام
[ترجمه گوگل] گلو خام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: lacking refinement; crude.
مترادف: coarse, crude, uncultured, unrefined
متضاد: refined
مشابه: boorish, churlish, clumsy, crass, indecorous, indelicate, rough, rude, rugged, rustic, uncouth, unpolished, unsophisticated, vulgar

(4) تعریف: unexperienced; untrained.
مترادف: green, inexperienced, un ...

واژه raw در جمله های نمونه

1. raw data
داده‌های پردازش نشده

2. raw materials
مواد خام

3. raw meat
گوشت خام

4. raw onion does not sit well with me
پیاز خام به من نمی‌سازد.

5. raw soldiers should not be sent to the front
سربازان تازه‌کار را نباید به جبهه فرستاد.

6. raw statistics
آمار خام

7. raw vegetables
سبزی‌های خام

8. raw whiskey
ویسکی نارس

9. raw wool
پشم خام

10. a raw cut
بریدگی متورم و دردناک

11. a raw deal
معامله‌ی ناجوانمردانه

12. a raw irritated throat
گلوی خراشیده و آزرده

13. a raw joke
شوخی رکیک

14. a raw lump of meat
یک قلنبه گوشت خام

15. a raw spring day
یک روز بهاری سرد و مرطوب

16. a raw wind
باد سوزدار
...

مترادف raw

سرد (صفت)
algid , cold , cool , chilled , chilly , standoff , fresh , standoffish , arctic , distant , nipping , wintry , raw
خام (صفت)
rude , simple , naive , rare , green , unripe , crude , naif , raw , unfeasible , half-baked , undone , unequipped , unprepared
نارس (صفت)
premature , immature , jejune , green , unripe , raw , embryonic , sophomoric
بی تجربه (صفت)
naive , immature , green , unskilled , naif , raw , half-baked , unskillful , gun-shy , inexpert , verdant
نپخته (صفت)
raw
کال (صفت)
unripe , raw
جریحه دار کردن (فعل)
hurt , harrow , raw

معنی عبارات مرتبط با raw به فارسی

پوست واستخوان شده، لاغر
خامه
داده های خام
یک سرودو گوش، سروسیاه ودندان سفید
ماده ی خام، ماده‌ی خام industry needs raw materials صنعت نیاز به مواد خام دارد
خامی، ناازمودگی - سردی
محصول طبیعی یا کشاورزی
ابریشم خام، خامه
1- دست نخورده، بکر، طبیعی، پردازش یا پرداخت نشده 2- لخت و پتی، عریان

مخفف raw

عبارت کامل: Real Action Wrestling
موضوع: ورزش
دبلیو دبلیو ای راو یا به عبارتی راو دوشنبه شب (RAW) یک برنامه تلویزیونی کشتی حرفه ای است که اکنون در غروب دوشنبه ها بطور زنده از یواس ای نتورک در ایالات متحده آمریکا پخش میشود. این برنامه اولین قسمت خود را در ۱۱ ژانویه ۱۹۹۳ به روی آنتن برد. در سپتامبر سال ۲۰۰۰ این برنامه به شبکه تی ان ان و سپس در آگوست ۲۰۰۳ وقتی تی ان ان تغییر عنوان داد به شبکه اسپایک تی وی منتقل شد. در سوم اکتبر ۲۰۰۳، راو مجدداً به یواس ای نتورک بازگشت.
راو از زمان پخش اولین قسمتش، از ۲۰۳ ورزشگاه و در ۱۰۳ شهر و منطقه و ۱۰ کشور مختلف اجرا شده است(ایالات متحده آمریکا، کانادا، بریتانیا، افغانستان در سال ۲۰۰۵، عراق در سال ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷، آفریقای جنوبی، آلمان، ژاپن، ایتالیا و مکزیک). از زمان پخش هزارمین قسمت راو، این برنامه از حالت دو ساعته به سه ساعته تغییر یافت؛ فرمتی که پیش از آن برای قسمتهای ویژه (PPVs) استفاده میشد.

معنی raw در دیکشنری تخصصی

raw
[عمران و معماری] خام - مرطوب - نمناک
[مهندسی گاز] خام ، تصفیه نشده
[نساجی] خام
[ریاضیات] خام، نارس
[زمین شناسی] رس خام
[نساجی] خار زدن پارچه خام
[معدن] زغال استخراج شده (زغال سنگ)
[نفت] نفت خام نیاموده
[کامپیوتر] داده خام .
[برق و الکترونیک] داده خام داده پردازش نشده که ممکن است به شکل قابل خواندن برای ماشین باشد یا نباشد.
[ریاضیات] داده های خام
[ریاضیات] داده ی خام، داده ی آماری خام
[عمران و معماری] آسیاب کردن مواد اولیه - پودر کردن مواد خام
[کامپیوتر] نوک خوانده ، نوک خواندن .
[نساجی] پوست خام
[زمین شناسی] هوموس خام - رجوع شود به mar.

معنی کلمه raw به انگلیسی

raw
• wound, injury, sore
• living, alive; uncooked; unprocessed, unrefined; inexperienced, novice; painful, tender; crude, vulgar
• raw food is uncooked.
• a raw substance is in its natural state before being processed.
• if a part of your body is raw, it is sore because the skin has been damaged.
• if you describe someone as raw, you mean that they are too inexperienced to know how to behave properly.
• if you have been given a raw deal, you have been treated unfairly; an informal expression.
raw boned
• someone who is raw-boned is very thin.
raw deal
• bad luck, unfair treatment
raw material
• substance that is still in its natural state
• raw materials are the natural substances used to make something, for example in an industrial process.
raw meat
• uncooked or half-cooked meat
raw silk
• silk fibers which have not had the sericin removed; fabric made from untreated silk fibers
raw spirit
• pure alcohol
raw sugar
• sugar that is crystallized right after the first pressing of the sugar cane
in the raw
• in crude form, in unprocessed form, in unrefined form
johnny raw
• rookie, soldier who has just recently enlisted; adult apprentice in the shipping trade
touch one on the raw
• touch a sensitive area, hit a vulnerable spot

raw را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا
powerful
مرجان میری لواسانی
بِکر
دست نخورده
مهران کامرانی
کال - نارس
نگین
ردیف
alirezaaa
خام(حسابداری )
omid
خشونت امیز
پيمان گلدوست
كال
مهدی گنجی
کال
نپخته
بکر
دست نخورده
مهرداد عزیزی
دوستانی که با ردیف اشتباه گرفتن اون row هستش
Raw ب معنی خام
محسن عباسپور
بی پرده - رک
مرجان فرجی
بی شائبه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی raw
کلمه : raw
املای فارسی : راو
اشتباه تایپی : قشص
عکس raw : در گوگل

آیا معنی raw مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )