برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1356 100 1

readily

/ˈredəli/ /ˈredɪli/

بی درنگ، بلافاصله، فورا، به آسانی، با میل، به دلخواه، از روی میل، زود، بسهولت

بررسی کلمه readily

قید ( adverb )
(1) تعریف: promptly or easily.
مترادف: easily, effortlessly, promptly, straightaway, straightway
مشابه: apace, immediately, instantly, pronto, quickly, smoothly, swimmingly

- Many goods were not readily available during the war.
[ترجمه ترگمان] بسیاری از کالاها در زمان جنگ به آسانی در دسترس نبودند
[ترجمه گوگل] بسیاری از کالاها در طول جنگ به راحتی قابل دسترسی نبودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: willingly.
مترادف: willingly
متضاد: reluctantly
مشابه: freely, graciously, soon

- They readily signed the contract.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها بی‌درنگ قرارداد را امضا کردند
[ترجمه گوگل] آنها به راحتی قرارداد را امضا کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه readily در جمله های نمونه

1. readily accessible to the non-professional reader
به آسانی قابل درک برای خوانندگان غیرمتخصص

2. tomatoes readily bruise unless carefully packaged
گوجه‌فرنگی اگر با دقت بسته‌بندی نشود زود صدمه می‌بیند.

3. he agreed readily
بی‌درنگ موافقت کرد.

4. wool dyes readily with acid dyes
پشم با رنگ‌های اسیدی به آسانی رنگ می‌شود.

5. dyes that level readily
رنگ‌هایی که به آسانی به طور یکدست پخش می‌شوند

6. liquid amonia gasifies readily
آمونیاک مایع زود تبدیل به گاز می‌شود.

7. these plants establish readily on coastal hills
این گیاهان زود روی تپه‌های ساحلی نشو و نما می‌کنند.

8. information can be acquired readily in a library
در کتابخانه به آسانی می‌توان اطلاعات به دست آورد.

9. He readily agreed to help us.
[ترجمه ترگمان]او به سرعت موافقت کرد که به ما کمک کند
[ترجمه گوگل]او به راحتی موافقت کرد تا به ما کمک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She made the proposal, and I readily consented .
...

معنی readily در دیکشنری تخصصی

readily
[ریاضیات] به آسانی، به سهولت، به دلخواه، زود

معنی کلمه readily به انگلیسی

readily
• with pleasure, willingly, eagerly
• if you do something readily, you do it in a way which shows that you are willing to do it.
• you also use readily to say that something can be done or obtained quickly and easily.

readily را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیما وکیل زاده
بدون تعلل و سختی، به راحتی
میلاد علی پور
خیلی راحت
سید محمد علوی نسب اشکذری
با میل و آمادگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی readily
کلمه : readily
املای فارسی : ریدیلی
اشتباه تایپی : قثشیهمغ
عکس readily : در گوگل

آیا معنی readily مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )